1405/04/28

سـونیـوز

آژانس خبری تحلیلی سونیوز

سونیوز، رسانه ای به زلالی سو

1405/04/28

-
 

از سه‌تار شکسته تا نامزدی نوبل؛ آن سوی چهرهٔ آرام بانوی اول شعر معاصر ایران

کد خبر : 12635
23:30
1405/04/27

سونیوز – اختصاصی | در شبی که ضرب‌آهنگ چکمه‌ها بر سنگفرش خیابان، نوای ممنوعهآزادی را در گلو خفه می‌کرد، پیرزنی ۸۲ ساله با چشمانی تقریباً نابینا پشت پنجره ایستاد و زمزمه کرد: «دوباره می‌سازمت وطن، اگر چه با جان خویش...» این تصویر، تنها یک قاب از زندگی پرفرازونشیب سیمین بهبهانی است؛ شاعری که مرز میان عشق و سیاست، سنت و نوآوری را درهم شکست و به نماد مقاومت فرهنگی بدل شد. در آستانهدوازدهمین سالگرد درگذشت بانوی غزل ایران (۲۸ مرداد ۱۴۰۵)، سونیوز در گزارشی اختصاصی، ابعاد گوناگون زندگی، هنر و میراث ماندگار این چهرهتکرارنشدنی را واکاوی کرده است.

 به گزارش آژانس خبری سونیوز، سیمین خلیلی، که جهان او را با نام سیمین بهبهانی می‌شناسد، در ۲۸ تیر ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران زاده شد؛ در خانواده‌ای که ادبیات و سیاست در آن همخانه بودند. پدرش، عباس خلیلی، نویسنده، روزنامه‌نگار و سیاستمداری شناخته‌شده بود که ده‌ها جلد ترجمه و رمان از خود به‌جا گذاشت و مادرش، فخرعظمی ارغون، از شاعران برجسته و پیشرو زمانهخود و یکی از نخستین زنان فعال در جنبش حقوق زنان ایران به‌شمار می‌رفت.
 
جدایی پدر و مادر در کودکی، سیمین را با تلخی زیستن در میان دو جهان آشنا کرد. او تحصیلات خود را در رشتهحقوق از دانشگاه تهران به پایان رساند، اما هرگز روحش با قوانین خشک دادگستری سازگار نشد. تدریس در دبیرستان‌های تهران، تجربهمعلمی را به کارنامه‌اش افزود، ولی در نهایت، شعر و کلمه بود که تاروپود زندگی‌اش شد. نخستین جرقه‌های شاعری را مادرش در ذهن او روشن کرد؛ شعری که از همان ابتدا نشان می‌داد قرار است از بند تقلید برهد و صدایی مستقل شود.
 
 کارنامه‌ای به وسعت یک قرن: مروری بر آثار
نخستین دفتر شعر سیمین، «سه‌تار شکسته»، در سال ۱۳۳۰ منتشر شد و اگرچه ردپای غزل کلاسیک در آن پررنگ بود، اما نشانه‌های طغیان نیز در آن دیده می‌شد. با انتشار مجموعه‌های «جای پا» (۱۳۳۵) و «چلچراغ» (۱۳۳۶)، به‌تدریج زبانی شخصی‌تر و صمیمی‌تر یافت. اما نقطهعطف کارنامهادبی او، مجموعه«رستاخیز» (۱۳۵۲) بود که در آن، غزل از قالب کلیشه‌ای معشوق‌های آسمانی و می و مطرب بیرون آمد و با زندگی روزمره، دغدغه‌های اجتماعی و روایت‌های زمینی درآمیخت. او بعدها این مسیر را در آثاری چون «خطی ز سرعت و از آتش» (۱۳۶۰) و «دشت ارژن» (۱۳۶۳) به اوج رساند.
 
اما سیمین بهبهانی را بیش از هر چیز با ابداع «غزل‌ـ داستان» و لقب «نیمای غزل» می‌شناسند. او بدون آنکه قالب غزل را بشکند، وزن‌های عروضی را از تکرار رهاند، واژگان کوچه‌ومیدان را به دربار غزل آورد و به جای معشوق انتزاعی، از عشق زمینی، کارگران، زنان ستمدیده، کودکان کار و میهن سخن گفت. مجموعه«یک دریچه آزادی» (۱۳۷۴) با شعر کوبنده«دوباره می‌سازمت وطن» به بیانیهنسلی بدل شد که دغدغهاصلاح و آزادی داشت. آثار متأخر او مانند «با قلب خود چه خریدم؟» (۱۳۷۵) و «یکی مثلاً این‌که» (۱۳۷۸) نشان داد که ذهن جست‌وجوگرش حتی در کهنسالی نیز از نوآوری بازنمی‌ماند. سیمین در کنار شعر، نمایشنامه‌ها و داستان‌هایی نیز برای کودکان نوشت و دفترهای خاطراتش، سندی صریح از تاریخ فرهنگی ایران‌اند.
 
 افتخاراتی که بر گیسوان سپیدش نشست
نام سیمین بهبهانی با فهرست بلندی از افتخارات ملی و بین‌المللی گره خورده است. او در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۲ نامزد دریافت جایزهنوبل ادبیات شد؛ خبری که برای جامعهادبی ایران، شادی و غرور آفرید، هرچند این جایزه هرگز به او تعلق نگرفت. در سال ۱۹۹۹، انجمن بین‌المللی قلم (PEN) در نروژ، مدال کارل فون اوسیتسکی را به پاس شجاعت در دفاع از آزادی بیان به او اهدا کرد. همچنین سازمان دیده‌بان حقوق بشر، جایزههلمن/همت را برای حمایت از نویسندگان تحت فشار به او اختصاص داد. در سال ۲۰۱۳ نیز، جایزهیانوس پانونیوس مجارستان، به‌عنوان یکی از معتبرترین جوایز شعر جهان، به پاس یک عمر دستاورد هنری به او تعلق گرفت. در داخل ایران، منتقدان و اهالی ادب، بی‌هیچ تردیدی لقب «بانوی غزل ایران» را شایستهاو دانستند؛ لقبی که تا به امروز با نامش آمیخته باقی مانده است.
 
 دیدگاه‌هایی که از حنجرهغزل فریاد می‌شدند
سیمین بهبهانی هرگز هنر را از تعهد اجتماعی جدا ندانست. او با صراحت از حقوق زنان، آزادی‌های مدنی و ضرورت اصلاحات دموکراتیک دفاع می‌کرد و در بحرانی‌ترین مقاطع نیز حاضر به سکوت نشد. در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، سیمین ۸۲ ساله با وجود نابینایی نسبی، در اماکن عمومی حاضر شد و با مأمورانی که قصد خاموش‌سازی صداها را داشتند، درگیر شد. ضرب‌وشتم او در آن ایام، موجی از خشم و همدلی را در جهان برانگیخت و چهره‌اش را به نماد شجاعت مدنی تبدیل کرد. جملهمشهورش در یکی از مصاحبه‌ها گویای تمام باور اوست: «من شاعرم، نمی‌توانم نسبت به درد مردم بی‌تفاوت باشم. واژه‌هایم گلوله نیستند، اما سکوت را می‌شکنند
 
 زندگی شخصی؛ از داغ فرزند تا عصای سپید
زندگی شخصی سیمین، سرشار از فراز و فرودهای احساسی بود. او در ۱۵سالگی با پسرعمویش ازدواج کرد که به جدایی انجامید. سپس با منوچهر کوشیار، مترجم و روشنفکر، پیمان زندگی بست و ثمرهاین ازدواج سه پسر به نام‌های علی، حسین و امید بود. تلخ‌ترین ضربهزندگی‌اش در سال ۱۳۷۱ با مرگ دلخراش فرزندش حسین در سانحهرانندگی فرود آمد؛ داغی که ردّش را در بسیاری از سروده‌های پس از آن حادثه می‌توان دید. در سال‌های پایانی عمر، کاهش شدید بینایی، او را واداشت شعرهایش را به یاران و همراهان دیکته کند، اما این محدودیت جسمی نیز نتوانست مانع سرودن شود. خانهسیمین در تهران، سال‌ها پاتوق گرم نویسندگان و شاعران جوان بود؛ فضایی که در آن، شعر و زندگی درهم می‌تنیدند.
 
 میراث ماندگار؛ چرا سیمین بانو همچنان زنده است؟
میراث سیمین بهبهانی فراتر از چند دفتر شعر است. او ثابت کرد که غزل فارسی می‌تواند همزمان وفادار به موسیقی کلمات و حامل پیام‌های اجتماعی باشد. امروز، جایزهادبی «سیمین بهبهانی» هر ساله به شاعران جوانی اهدا می‌شود که راه او را ادامه می‌دهند. سروده‌هایش به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و عربی ترجمه شده‌اند و نامش در کتاب‌های درسی، نماد نوجویی و مقاومت فرهنگی است. شعر «دوباره می‌سازمت وطن» هنوز در گردهمایی‌های مدنی زمزمه می‌شود و جوانانی که سال‌ها پس از مرگ او به دنیا آمده‌اند، تصویر پیرزنی را به‌خاطر می‌آورند که با گیسوان سپید و عصا، مقابل تاریکی ایستاد و آواز خواند.
 
 از نگاه دیگران؛ وقتی بزرگان از «بانوی غزل» می‌گویند
- هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه): «سیمین نه‌تنها بانوی غزل، که بانوی شعر معاصر ایران است. او توانست فضای تازه‌ای را در غزل بگشاید که پیش از او بسته به‌نظر می‌رسید
- محمدرضا شفیعی کدکنی: «اگر شعر فارسی مدرن یک تاج برای غزل داشته باشد، آن تاج بی‌گمان بر سر سیمین بهبهانی جای می‌گیرد؛ شاعری که نبض زمانه را در رگ‌های وزن عروضی جاری کرد.«

- محمود دولت‌آبادی: «سیمین وجدان بیدار ادبیات ما بود. او با همان آرامش ظاهری، تندترین تازیانه‌ها را بر پیکر بی‌عدالتی می‌زد.«

- انجمن قلم نروژ (در بیانیهاهدای مدال اوسیتسکی): «سیمین بهبهانی صدای بی‌باکی برای عدالت و کرامت انسانی است؛ شاعری که سرودن برایش هم‌ارز نفس‌کشیدن است.«
 
سیمین بهبهانی در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ چشم از جهان فروبست، اما شعرش هنوز از پستوی تاریخ فریاد می‌زند که «دوباره می‌سازمت وطن». و وطن، تا زمانی که حنجره‌ای برای سرودن باشد، در حال ساخته‌شدن خواهد ماند
 

برچسب های خبر (تگ)

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار