1405/04/12

سـونیـوز

آژانس خبری تحلیلی سونیوز

سونیوز، رسانه ای به زلالی سو

1405/04/12

-
 

روز جهانی خبرنگاران ورزشی

کد خبر : 12551
10:00
1405/04/11

تصور کنید روی سکوی پرش المپیک ایستاده‌اید، اما به‌جای مدال، یک میکروفون در دست دارید و جهان برای شنیدن نخستین واکنش قهرمان لحظه‌شماری می‌کند. این مرز باریک میان رؤیا و واقعیت، زندگی روزمره  خبرنگاران ورزشی است؛ همان‌ها که امروز، دوم ژوئیه، به مناسبت «روز جهانی خبرنگاران ورزشی» از پشت قاب‌های پرهیاهو بیرون می‌آیند تا خودشان سوژه شوند. اما پشت این ویترین پرزرق‌وبرق چه می‌گذرد؟ از زیر گرفتن حریم خصوصی ستاره‌ها تا سانسور خودخواسته در ایران، در این گزارش اختصاصی با قلابی رسانه‌ای، پرده از رازی برمی‌داریم که شاید تا امروز هیچ‌کس جرات روایتش را نداشت.

 به گزارش آژانس خبری سونیوز، اهمیت روز جهانی خبرنگاران ورزشی فراتر از یک مناسب نمادین است؛ این روز ادای دین به چشم‌ها و گوش‌هایی است که مسابقات را از یک رویداد صرف، به یک خاطره  جمعی تبدیل می‌کنند. خبرنگاران ورزشی پل میان زمین بازی و قلب میلیون‌ها هوادارند؛ آن‌ها شکست‌ها را به حماسه، اشک‌ها را به شعر و سکوت مربیان را به تیترهای ماندگار ترجمه می‌کنند. در جهانی که ورزش به صنعتی میلیارد دلاری بدل شده، این قشر همچون رکن چهارم دموکراسی ورزشی عمل می‌کند؛ نهاد ناظری که بدون آن، فساد در سکوت ریشه می‌دواند و نبوغ در گمنامی می‌پوسد.
 
تولد یک روز جهانی در قلب پاریس
داستان نام‌گذاری این روز به ۲ ژوئیه ۱۹۲۴ بازمی‌گردد؛ درست در بحبوحه  بازی‌های المپیک پاریس، نمایندگان رسانه‌های ورزشی از سراسر جهان گرد هم آمدند و انجمن بین‌المللی مطبوعات ورزشی (AIPS) را بنیان گذاشتند. هدف اولیه، دفاع از حقوق خبرنگاران در میادین ورزشی و مبارزه با محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی برگزارکنندگان بود. نزدیک به هفت دهه بعد، در سال ۱۹۹۵، همین انجمن روز تأسیس خود را به «روز جهانی خبرنگاران ورزشی» بدل کرد تا همبستگی و اخلاق حرفه‌ای را در میان اعضایش نهادینه کند. جالب این‌جاست که شعار امسال AIPS نیز بر سلامت روان متمرکز شده تا زنگ خطری باشد برای حرفه‌ای که گمنام‌ترین قربانیان فرسودگی شغلی در آن نفس می‌کشند.
 
انقلاب دیجیتال؛ وقتی توییتر جای تله‌پرینتر را گرفت
اگر بخواهیم تاریخچه  رسانه‌های اجتماعی را از دریچه  ورزش نگاه کنیم، به یک زمین‌لرزه  تمام‌عیار می‌رسیم. پیش از ظهور توییتر و اینستاگرام، خبرنگاران دروازه‌بانان انحصاری اطلاعات بودند؛ اما حالا یک استوری ساده از رختکن می‌تواند پیش‌ از آن‌که خبرنگار انگشت روی دکمه  ارسال بگذارد، جهان را مطلع کند. این دگرگونی از المپیک ۲۰۱۲ لندن آغاز شد؛ جایی که هشتگ‌ها و پخش زنده  گوشی‌های همراه، مرز میان خبرنگار حرفه‌ای و شهروند-خبرنگار را محو کرد. امروز یک خبرنگار ورزشی بیش از آن‌که با خودکار و دفترچه شناخته شود، با سرعت واکنش در توئیتر و هنر سوژه‌سازی در تیک‌تاک تعریف می‌شود. این انقلاب اگرچه دسترسی را دمکراتیک کرد، اما زخم عمیقی به نام «اطلاع‌رسانیِ تأییدنشده» بر پیکر حرفه‌ای‌گری وارد آورد.
 
طعم شیرینِ هم‌نشینی با ستاره‌ها
جذابیت‌های این شغل بی‌شباهت به سفر بر لبه  تیغ نیست. از ایستادن در تونل منتهی به فینال لیگ قهرمانان اروپا گرفته تا هم‌صحبتی با اسطوره‌ها در میکسدزون، آدرنالینی در رگ‌های خبرنگار ورزشی جاری است که در هیچ شغل دیگری یافت نمی‌شود. آن‌ها نخستین کسانی هستند که رکورد تاریخی را ثبت می‌کنند، آخرین نفری هستند که از ورزشگاه خالی بیرون می‌روند و گاهی تنها شاهد یک نسل طلایی در یک اردوی دورافتاده می‌شوند. سفر به رویدادهای جهانی، معاشرت با نخبگان و تبدیل شدن به بخشی از خاطره  بصری ملت‌ها، جایزه‌ای است که تنها به صاحبان این قلم پررقابت تعلق می‌گیرد.
 
طعم تلخ بی‌خوابی، توهین و فقر
اما روی دیگر این سکه، کابوسی فرساینده است. فشار برای ارسال لحظه‌ای اخبار، رقابت مرگبار با رسانه‌های غیررسمی، هجمه  هواداران متعصب در فضای مجازی و ساعت‌های طولانی دوری از خانواده، تنها بخشی از چالش‌هاست. جالب این‌جاست که برخلاف تصور عمومی، بخش بزرگی از خبرنگاران ورزشی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، با دستمزدهایی نزدیک به خط فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ حرفه‌ای که روی کاغذ پرزرق‌وبرق است اما در عمل، بسیاری را با قراردادهای سفید امضا و بیمه‌های ناقص تنها می‌گذارد. اضافه کنید به این معضل، آزارهای جنسی در میکسدزون‌های شلوغ و تهدیدهای امنیتی در میادین حساس را که زنان خبرنگار ورزشی به‌طور نامتناسبی متحمل می‌شوند.
 
فوتبال، سلطان بی‌چون‌وچرای رسانه‌ها؛ برندگان و بازندگان پوشش خبری
آمارهای جهانی به روشنی نشان می‌دهد که نزدیک به ۵۵ درصد از کل محتوای رسانه‌های ورزشی جهان را فوتبال به خود اختصاص می‌دهد. پس از آن، بسکتبال (به لطف NBA و نفوذ رسانه‌ای آمریکا)، کریکت (با تسلط بر شبه‌قاره) و تنیس در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در قعر این جدول اما رشته‌هایی مانند ووشو، کبدی، اسکواش و کرلینگ قرار دارند که با وجود جذابیت‌های بصری و رقابتی، تنها در زمان بازی‌های آسیایی یا المپیک زمستانی سهمی ناچیز از توجه رسانه‌ها می‌گیرند. این توزیع نابرابر نه‌تنها به اقتصاد آن رشته‌ها آسیب می‌زند، بلکه خبرنگاران را نیز به‌سمت «خط تولید محتوای ایمن» سوق می‌دهد و ریسک‌پذیری خلاقانه را نابود می‌کند.
 
حریم خصوصی؛ مرز باریک میان رسالت خبری و تجاوز به خلوت ستاره‌ها
مرز میان «حق دانستن مردم» و «حق تنهایی قهرمان» کجاست؟ این پرسش اخلاقی هر روز خبرنگاران ورزشی را به چالش می‌کشد. از انتشار تصاویر فرزندان ورزشکاران بدون اجازه گرفته تا رصد لحظه‌ای فعالیت آنلاین آن‌ها، حریم خصوصی به میدان مین این حرفه تبدیل شده است. ماجرای نائومی اوساکا، قهرمان تنیس، که در اعتراض به پرسش‌های مهاجم خبرنگاران از حضور در نشست‌های خبری کناره‌گیری کرد، زنگ هشداری بود برای تمام رسانه‌ها. در مقابل، خود خبرنگاران نیز حریم خصوصی ندارند؛ شماره  تلفن‌شان میان هواداران پخش می‌شود، آدرس منزلشان لو می‌رود و در پستی و بلندی یک شکست، خودشان تبدیل به کیسه بوکس خشم عمومی می‌شوند. اخلاق حرفه‌ای حکم می‌کند که «عمومی بودن» یک رویداد، مجوز «خصوصی‌ترین» زوایای یک زندگی را صادر نمی‌کند.
 
آینده در دستان هوش مصنوعی یا قلب انسان؟
آینده  خبرنگاری ورزشی در گروِ تعامل میان الگوریتم‌ها و عاطفه  انسانی است. هم‌اکنون هوش مصنوعی می‌تواند گزارش لحظه‌ای یک مسابقه  بیس‌بال را بنویسد و پلتفرم‌های واقعیت مجازی امکان «حضور» در کنار زمین را از اتاق خواب فراهم می‌کنند. فرصت‌های پیشِ رو شگفت‌انگیزند: روزنامه‌نگاری داده‌محور، تحلیل‌های سه‌بعدی تاکتیکی و پادکست‌های تعاملی که در آن مخاطب مسیر مصاحبه را تعیین می‌کند. اما تهدید نیز در کمین است: اگر روزی ربات‌ها بتوانند اشک یک بازنده را با کلماتی شاعرانه توصیف کنند، آن «قلاب انسانی» که شغل ما را تعریف می‌کند چه می‌شود؟ پاسخ این است که تا وقتی پیچیدگی عواطف انسانی در میدان ورزش جاری باشد، قلب تپنده  یک خبرنگار واقعی جایگزین ندارد.
 
نگاهی از پشت شیشه‌های بخارگرفته: خبرنگاران ورزشی در ایران
و اما وضعیت خبرنگاران ورزشی در ایران؛ جایی که طنز تلخ واقعیت از هر تخیل طنزآمیزی پیشی می‌گیرد. در کشوری که فوتبال بخشی از هویت ملی‌اش محسوب می‌شود، خبرنگاران برای ورود به یک تمرین معمولی باید از هفت‌خوان رستم عبور کنند: هماهنگی با باشگاهی که رسانه را «مزاحم» می‌داند، اخذ مجوز از حراستی که خود را قیم می‌پندارد و وعده  انتشار مطالبی که شاید هرگز رنگ تاییدیه  نهایی را نبینند. در این میان، خبرنگار ورزشی ایرانی به استاد «سانسور خودخواسته» بدل شده است؛ جایی که نقد یک مربی پرنفوذ می‌تواند به قیمت حذف دائمی از گردونه  حرفه‌ای تمام شود.

مضاف بر این، فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی، ابزار اصلی کار خبرنگار مدرن را از او گرفته و او را در یک دور باطل گرفتار کرده است: برای دیده شدن باید در پلتفرم‌های جهانی فعالیت کنی، اما برای فعالیت باید از فیلترشکن‌هایی استفاده کنی که سرعت اینترنت را به اعصاب‌خردی می‌رسانند. گویی از خبرنگار ورزشی ایرانی خواسته‌اند با چشم‌های بسته مسابقه را گزارش کند و همچنان جذاب بنویسد. در نهایت، اوست که میان فشارهای امنیتی، مطالبات معیشتی و بیمهری ساختاری، از خود می‌پرسد: «آیا این میکروفون، بلیت آزادی من است یا دستبندی نامرئی بر مچ‌هایم؟» شاید به همین دلیل است که در روز جهانی خبرنگاران ورزشی، هم‌صنفان ایرانی ما بیش از جشن گرفتن، فرصتی برای یک نفس عمیق می‌یابند؛ پیش از آن‌که دوباره به زمین بازی برگردند که در آن، بازی اصلی را همیشه کس دیگری به سود خودش تمام می‌کند.

برچسب های خبر (تگ)

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار