1404/11/07

سـونیـوز

آژانس خبری تحلیلی سونیوز

سونیوز، رسانه ای به زلالی سو

1404/11/07

-
 

زادروز بهرام بیضایی

کد خبر : 11671
10:45
1404/10/05

سونیوز: ۵ دی‌ماه ۱۳۱۷ زادروز بهرام بیضایی (یا بیضائی)، نویسنده و کارگردان و پژوهشگرِ ایرانیِ حوزه نمایش و سینما است. مردی که تحصیلِ دانشگاهی را نیم‌تمام رها کرد و از سالِ ۱۳۴۶ به کارگردانی در تئاتر و از ۱۳۴۹ در سینما مشغول شد و همزمان به نگارش فیلمنامه و نمایشنامه و تدوینِ فیلم و ترجمهٔ ادبی و تدریسِ دانشگاهی پرداخت. بیضایی در آثار خود دلبستگی ویژه‌ای به روایت اسطوره‌ها و رویدادهای حماسی در فرهنگ ایرانی دارد. وی علاوه بر آن که کارگردان و نویسنده‌ای صاحب‌سبک است، چهره‌ای چالش‌برانگیز در فضای فرهنگی و اجتماعی ایران داشته است. به مناسبت 87 سالگی این هنرمند در زیر به مرور آثار هنری و مکتوب او می‌پردازیم.

به گزارش آژانس خبری سونیوز، بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان صاحب‌سبک سینما و تئاتر، متولد دی ماه ۱۳۱۷ در تهران است. بیضایی در خانواده‌ای بهایی و اهلِ فرهنگ و ادب به دنیا آمد. خانواده‌ پدریِ بیضایی در اصل اهل آرانِ کاشان و از خاندانی محترم و سرشناس بودند؛ جدّشان، ملا محمد فقیه آرانی، متخلص به روح‌الامین و پدربزرگِ بیضایی، میرزا محمدرضا، متخلص به ابن‌روح، روحانی، واعظ و شاعر بودند. عمو‌ی بزرگش، ادیب بیضایی، شاعری نامدار در کاشان و صاحب قصیده‌ی مشهوری، موسوم به معجزه‌ موسی (ید بیضاء) است؛ پس از رسمی شدن صدور شناسنامه در ایران، نام‌ خانوادگی بیضایی‌ها از همین تخلص شعری گرفته شد. با توجه به اشاره او به پیشینه خانواده‌اش در برگزاری مراسم‌های تعزیه، انتظار می‌رود بیضایی در خانواده‌ای تابع سنت‌ها رشد کرده باشد.

پدرِ بهرام، میرزا نعمت‌الله ذکائی بیضایی، در جوانی از آران به تهران مهاجرت کرد و درس وکالت خواند؛ اما در نهایت به کار در اداره‌ ثبت قناعت کرد؛ او نیز شاعر و ادب‌دوست بود. مادرش، نیّره موافق، گویا شاگرد پدرش بوده ـ معلمی به نوعی شغل خانوادگی آن‌ها است ـ و از این طریق با یکدیگر آشنا شدند. پدر و عمویش که تباری روحانی‌مسلک داشتند، پس از مهاجرت به تهران از باورهای خانوادگی خود روی‌گردان شدند و این تغییر عقیده، و پیروی از آیین بهائیت، زندگی بسیاری را تحت‌تاثیر قرار داد. پیشینهٔ بهائیت در خانوادهٔ پدریِ بیضایی به ادیب بیضایی، عموی ارشد بیضایی می‌رسد که در کاشان به کیشِ نو گرویده بود. بهائیانِ ایران اغلب هوادارِ نوگراییِ فرهنگی و اجتماعیِ غیراسلامیِ بودند. با این تغییر، بیضایی در مدرسه و خیابان باید پاسخ‌گوی مسئله‌ای می‌بود که چندان ارتباطی به او نداشت، تحقیر می‌شد، مورد بدرفتاری و خشونت قرار می‌گرفت و محکوم به عذابی مدام بود؛ در یکی از مصاحبه‌هایش به کنایه می‌گوید حتی رنگِ آبی چشم‌هایش هم برایش دردسرساز بوده است. دوران کودکی بهرام بیضایی در دهه چالش‌برانگیز ۱۳۲۰ ‌گذشت. در کودکی اغلب از مدرسه می‌گریخت و به تماشای فیلم می‌نشست. سالِ ۱۳۳۰، با خودکشیِ صادق هدایت، با کار و سرگذشتِ هدایت آشنا شد و از او تأثیر گرفت.

او جزو نویسندگانی بود که فرصت نام‌نویسی در مدرسه و ادامه تحصیلات مطابق آموزش‌و‌پرورش نوین را یافت و با افراد مشهوری مانند «نادر ابراهیمی» و «داریوش آشوری» همدرس بود. پس از چند سال تحصیل در رشته ادبیاتِ فارسیِ دانشکدهٔ ادبیاتِ دانشگاهِ تهران، از تحصیل کناره‌گرفت؛ ولی حاصلِ پژوهش‌هایش را به صورتِ کتابِ نمایش در ایران منتشر کرد، که یگانه تاریخنامهٔ مهمِّ نمایشِ ایرانی شد. هم‌زمان به نمایشنامه‌نویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوه‌های تعزیه که نیاکانش در آران برپا می‌کردند.

در سال‌های جوانی در اداره کل ثبت اسناد و املاک در دماوند استخدام شد. حضور او در دماوند باعث شد به تماشای تعزیه‌ آن منطقه بنشیند و آشنایی فضای ذهنیِ او با این سبک از نمایش سنتی، مطالعه و قلم توانا، دست به دست هم دادند تا بیضایی اتفاقات مطالعاتی و پژوهشی خوبی را در این زمینه رقم بزند. سرانجام نتیجه مطالعات گسترده او در سال ۱۳۴۱، در مجله موسیقی منتشر شد و این تازه آغازِ مسیرِ حرفه‌ایِ او در نوشتن بود. بیضایی در همین سال کارمند اداره تئاتر نیز بود و این فضا او را به اهدافش نزدیک‌تر می‌کرد. بهرام بیضایی از همان سنین جوانی، علاقه‌مند به نگارش نقدهای ادبی و سینمایی و نمایشی بود و مجلاتی مانند «هنروسینما»، «کیهان»، «ماهنامه ستاره سینما» و ...، بستر مناسبی برای ادامه فعالیت‌ها و رشدِ ادبی و سینماییِ او شد.

در آغاز سال‌های فعالیت حرفه‌‌ای در سینما، بیضایی کوشید تا با ناصر تقوایی و شاپور قریب یک شرکتِ مستقلِ سینمایی تأسیس کند، و برای پشتوانه‌اش هر یک فیلمی ساختند؛ ولی هر سه فیلم، از جمله غریبه و مهِ پرخرجِ بیضایی، شکستِ تجاری خورد و کارِ شرکت به جایی نرسید. عضویتِ بیضایی در کانونِ سینماگرانِ پیشرو (تا ۱۳۵۳) هم که از پایه‌گذارانش بود، مانندِ عضویتِ پیشینش در سندیکای هنرمندانِ فیلمِ ایرانی (تا تیرِ ۱۳۵۲)، دیری نپایید؛ و بدین ترتیب کوشش‌هایش برای کارِ سازمانی در سینما در عمل تا حدِّ زیادی شکست خورد. 

از فعالیت‌های حرفه‌ای بهرام بیضایی می‌توان به تدوین فیلم، ترجمه و نگارش نمایشنامه، خلق داستان و شعر اشاره کرد. همچنین او مدتی سابقه تدریس در دانشگاه را نیز دارد. او تدریس را از سال ۱۳۵۲ در گروه تئاتر دانشگاه تهران آغاز کرد و مدتی نیز مدیر گروه بود. درسی که اغلب او تدریسش را به عهده داشت، نمایش شرق بود. دقیقا درسی در راستای علایق و تحقیقات پیشینش. جدای از اهمیتِ لیست کتاب‌های بهرام بیضایی، شاگردان زیادی حاصل تربیت دانشگاهی بیضایی بودند که امروزه نام‌شان را به‌عنوان افرادی صاحب‌سبک و مشهور در حرفه خودشان می‌شنویم. از نویسندگان تحت‌تربیت او می‌توان به گلی ترقی و ناهید طباطبایی اشاره کرد. از آن سمت، بسیاری از بازیگران برجسته سینما مانند عزّت‌الله انتظامی و جمشید لایق و هادی مرزبان و سوسن تسلیمی و احمد آقالو و گلچهره سجّادیه و امین تارخ و مسعود کرامتی و محمود بهروزیان و فریماه فرجامی و داوود فتحعلی‌بیگی و اصغر همّت و رضا کیانیان و صدیق تعریف و کیهان رهگذار و سهیلا نجم و جمشید گرگین و رضا فیّاضی و مجید قنّاد و رضا بابک و علیرضا مجلّل و رضا قاسمی و یاسمن آرامی و حمید حمزه و قطب‌الدّین صادقی و حمید احیاء و سهیل پارسا و پرویز پورحسینی و علی عمرانی و علاءالدّین رحیمی و قاضی ربیحاوی و آتیلا پسیانی و بسیاری دیگر تحت تدریس بیضایی با هنر های نمایشی آشناتر شدند. بیضایی خارج از محیط دانشگاه نیز در بستر کارگاه‌ها، سالن‌های تئاتر و آموزشگاه‌ها به تربیت شاگردان بسیاری پرداخت که نادر سلیمانی، علی ژکان، سعید تشکّری، حمید امجد، آذردخت بهرامی، محمّدرضا زائری، نادر سلیمانی، و متین نصیری‌ها از معروف‌ترین آن‌ها محسوب می‌شوند.

بیضایی به علت صاحب‌سبک بودنش در عرصه فیلم‌سازی، نگارش فیلم‌نامه و نمایشنامه مورد تحسین منتقدین و مردم قرار گرفته است. تا جایی که بسیاری از آثارش به زبان‌های دیگر ترجمه شده و در اروپا، آمریکای شمالی و سرتاسر آسیا نشر یافته است. از بهترین آثار وی می‌توان به کتاب تاریخ نمایش در ایران و نیز نمایشنامه مرگ یزدگرد اشاره کرد که بارها در ایران و سایر کشورها به اجرا درآمده است. بیضایی در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۷ در حوزه نمایش و سینما فعالیت داشت و پس از آن، به دلیل تفکر خاص و سبک‌نگارش و فیلم‌سازی متفاوتش، ترجیح داد به سبب محدودیت‌ها، فعالیت را متوقف و به آمریکا مهاجرت کند و در آنجا فعالیت‌های ادبی و هنری‌اش را از سر گیرد.

بیضایی پس از اکران آخرین فیلم‌اش، وقتی همه خوابیم، برای اجرای نمایش‌های سهراب‌کشی و تاراج‌نامه‌ بسیار تلاش کرد اما به‌علت محدودیت‌های موجود، در این مسیر موفق نشد. بیضایی در پسِ این کوشش‌ها، مجبور به انتخاب مهاجرت شد. در حقیقت اواسط سال ۱۳۸۹، دانشگاه استنفورد از او برای حضور در این دانشگاه و تدریس در برنامهٔ ایران‌شناسی این دانشگاه، دعوت به عمل آورد. بیضایی از آن زمان تاکنون به تدریس در این دانشگاه و تحقیق در زمینه پروژه‌های نمایشی اشتغال دارد.او در دانشگاه  تدریس و تحقیق و نمایشِ نمایشنامه‌هایش را پی‌گرفت؛ و و به تدریس دروسی چون نمایش در ایران، سینما در ایران و هنرِ ایرانی در مهاجرت پرداخت.

تحلیل جایگاه زنان و ارائه تصویری از تاثیر قهرمانان زن در جامعه و نیز تحلیل نقش کودکان در آثار بهرام بیضایی جایگاه پررنگی دارد. تصویر ارائه‌شده از دورانِ معصومانه کودکی، در نمایشنامه های ‌دهۀچهل بیضایی، کاملا قابل‌لمس است. از میان آثار او، در شش نمایشنامه، هویتی از کودکان را شاهد هستیم که بیضایی با سبک خاص خودش آن‌ها را خلق نموده است. نمایشنامه‌های عروسک‌ها، غروب در دیاری غریب، قصه ماه پنهان، ساحل نجات، گم‌شدگان و سلطان مار. همچنین در آثار سینماییِ مهم او مانند فیلم سینمایی باشو غریبه کوچک، به کمک روایت بیضایی از منظر یک کودک، هویت او در تلفیق با بی‌هویتیِ کودک فیلم گره می‌خورد و لحظات فوق‌العاده‌ای را به وجود می‌آورد. در نمایشنامه ساحل نجات تصویری که او از کودک ارائه می‌کند، تصویر یگانگی کودک با طبیعت است. از طرفی در نمایشنامه گمشدگان، سیر تبدیل شدن کودک به موجودی عصیانگر را شاهد هستیم که قرار نیست به هر قیمتی حرف بزرگ‌سالان را بپذیرد و زیر بار ظلم برود. این نگاه هم در نوع خود جذاب و تازه است.


∎ سبک نگارش بهرام بیضایی
بیضائی زمانی گفته است که ناامیدی و یاس او را وادار به نوشتن کرده است. از این بابت، مخاطبان آثارِ او باید از یاس ممنون باشند! طبق سلیقه خانوادگی بهرام بیضایی و پیشینه سنتی شهر پدری، ابتدا شروع به مطالعه و قلم‌زدن در حوزه‌های پژوهشی در رابطه با مراسم‌های تعزیه و دیگر مراسم‌های محلی شد. رفته‌رفته مسیر خودش را در نویسندگی پیدا کرد و نسبت به سخن‌سرایی دیگر اجداد خود، ترجیح داد راه شخصی خودش را بسازد. البته عنصر تعزیه کماکان برای بیضایی از اهمیت والایی برخوردار بود و شاید نقطه‌قوت سبک نگارشیِ او که حماسه‌سرایی و آفرینش مجدد اسطوره‌های باستانی در هیبتی مدرن است، به سبب همین وام گرفتن از فضای حماسی تعزیه‌ها باشد. در مقایسه با «غلامحسین ساعدی» که دیگر نویسنده هم‌عصر بیضایی اما با شیوه نویسندگی متفاوت بود، می‌توان به این نکته اشاره کرد که تمایل قلم بهرام بیضایی به اسطوره‌سازی و تلفیق سنت با نمادهای عصر حاضر بود اما ساعدی تمایل بیشتری به خلق متون مدرن با نمادهای آشنا برای مردم عصر حاضر داشت که آثارِ این دو در کنار هم، یکی ازدرخشان‌ترین دوران‌های ادبیات ایران را شکل دادند. بیضائی از نخستین نویسندگانی است که به متن نمایش، در حد یک کتاب وفادار بود. متونی را برای اجرا در نمایش می‌نوشت که شایسته تبدیل‌شدن به کتاب بودند و حتی بعدها توانست تعدادی از آثار به نمایش درنیامده خود را نیز به‌صورت کتاب چاپ کند. نثر بهرام بیضائی تاثیرگرفته از سبک خراسانی است و همچنین به دلیل علاقه‌اش به حماسه‌سرایی، اشعار «حکیم ابوالقاسم فردوسی» و «مهدی اخوان ثالث» برای خلق آثار متعددش جایگاه الهام‌بخش ویژه‌ای داشت.

∎ مواضع انتقادی بیضایی
بیضایی جوانیِ خود را «مطلقاً بدون باورهای مذهبی» وصف کرده است. با این حال در گفتگوهای بعدی خود می‌گوید: «از تمام دین‌ها و فکرها چیزی در ذهن دارم.» جای دیگری «فرهنگ» را مذهبِ خود شمرده، و دنیا را به چشمِ خِردِ خویش دیدن را، هم آیین و هم موضوعِ تبلیغِ فکریِ خود معرّفی کرده است. آزادی‌خواهی و محیطِ زیست‌گرایی و نکوهشِ واپس‌گراییِ عامّه هم بخشی از منشِ فکری و عملی او بوده است.

بیضایی به صراحت دریغ‌خوارِ زوالِ آیین‌ها و سنّت‌هایی چون کابوکی و تعزیه بوده است که امکان تکامل آزادانه و نوسازی نقش اجتماعی و فرهنگیِ آن‌ها فراهم نشد. او به گرایش‌های فرهنگیِ چیرهٔ مدرنِ مذهبی و غیرمذهبی و ضدّمذهبی در ایران معترض بود و آن‌ها را عاملِ توقّفِ پویاییِ سنّت می‌شناخت و فهمش از «خِرد»، غیر از تجدّدگرایی در سرزمین‌های غیرغربی بوده است و از لحاظِ سیاسی و مذهبی از ناقدانِ بخش عمده‌ای از آنچه در آسیا و آفریقا به عنوان جریان مدرنیته و مدرنیسم و مدرنیزاسیون در جریان است، به شمار می‌رود. ولی در عینِ حال به نظر نمی‌رسد که ستایندهٔ غیرانتقادیِ فرهنگِ مغرب‌زمین باشد و یا دریغش از گسستگیِ سنّت بازاندیشانه و در عینِ حال کوششگرانه در جهتِ پیوستگیِ سنجیده نباشد.

بیضایی و آثارش همواره به دلیل عقاید، مواضع و بیان خاص او در مواجهه با مسائل فرهنگی، هنری و اجتماعی، کانون نقد و تفسیرهای فراوانی بوده است. نوع نگاه او به مضامینی همچون زن، کودک، عشق یا معضلات اجتماعی و فرهنگی در آثار نمایشی و سینمایی‌اش، از سوی برخی اصحاب فرهنگ و مذهب و سیاست در تقابل با آموزه‌های جامعه مذهبی و سیاست‌ها و الگوهای فرهنگی نظام سیاسی تفسیر شده است. برای نمونه در فیلم مسافران به ویژه در صحنه مجلس ختم نهایی آن، نگاه بیضایی از سوی برخی منتقدان نظیر نویسندگان نشریه ادبی هنری «سوره» و نهادهای نظارتی و حمایتی به ترویج نمادهای بهائیت و ایجاد تقابل بین فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی تأویل‌ و تفسیر شده است.

همچنین انتقاد صریح بیضایی به روش‌های نظارت و ارزیابی آثار نمایشی و سینمایی و مطالبه‌اش برای اصلاح رویکرد حذفی و ساز و کار ممیّزی و سانسور و رفع محدودیت‌ها برای تولید و اجرای آثار سینمایی و نمایشی، باعث شد در تقابلی آشکار با سازمان‌های نظارتی قرار گیرد.

بیضایی پس از انقلاب فعالیتِ سیاسی به معنای متعارف نکرد و در موافقت یا مخالفت با سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران اقدامی نکرد و بیشترِ اوقات از اصحابِ قدرتی که به نحوی مانعِ کارِ خود یا همکارانش شده‌اند شِکوه کرد و گاهی نامهٔ اعتراض نوشته یا بیانیه‌های گروهی را در حمایت از این یا اعتراض به آن امضا کرده‌است.

در مجموع او در دهه ۹۰ از کار و فعالیت در ایران ناامید شد و ترجیح داد فعالیت هنری خود را متوقف کند و از ایران مهاجرت کرده و فعالیت‌های ادبی و هنری‌اش را در آمریکا از سر بگیرد. بسیاری از منتقدان بیضایی بر این باورند که ترک وطن و تولید اندیشه و آثار هنری ایرانی در زیست‌بومی غیرایرانی، با رسالت روشنفکری و اصلاح‌گری اجتماعی سازگار نیست.

∎ جوایز و افتخارات بهرام بیضایی
تعداد جوایز بیضایی در ایران بیشتر در زمینه فیلم‌سازی و اجراهای درخشانِ تئاتر او است. اما بیضایی علاوه بر دریافت جوایز بسیار در ایران، بارها به دلیل مطالعات و فعالیت‌های پژوهشی در دانشگاه استنفورد، مورد تشویق قرار گرفته است. یکی از این جوایز دریافتی مهم توسط بهرام بیضایی در سال ۲۰۱۳، جایزه سینا بود که بنیادی غیرسیاسی برای تقدیر از چهره‌های مهم در آمریکا است و سالانه به صورت کنفرانس میان‌دانشگاهی برگزار می‌شود. همچنین در هفتمین دوره از برگزاری سمینار بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی، بهرام بیضایی در کنار افرادی دیگر موفق به دریافت جایزه جلال ستاری بعنوان یک پژوهشگر موفق ایرانی شد. وجود دارد اما مهم‌ترین جوایز و افتخارات بهرام بیضایی به شرح زیر است:

۱۳۸۷: برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین (وقتی همه خوابیم)
۱۳۸۰: دریافت تندیس زرین بهترین کارگردانی سگ‌کشی از جشن خانه سینما
۱۳۸۰: کاندیدای تندیس زرین بهترین فیلم سگ‌کشی از جشن خانه سینما
۱۳۸۰: کاندیدای تندیس زرین فیلم منتخب سگ‌کشی از انجمن نویسندگان و منتقدان
۱۳۸۰: کاندیدای تندیس زرین بهترین تدوین سگ‌کشی از جشن خانه سینما
۱۳۸۰: کاندیدای تندیس زرین بهترین عنوان‌بندی سگ‌کشی از جشن خانه سینما
۱۳۷۹: کاندیدای تندیس زرین بهترین فیلم‌نامه سگ‌کشی از جشن خانه سینما
۱۳۷۹: برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه (سگ‌کشی)
۱۳۷۹: دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه از سگ‌کشی
۱۳۷۹: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از سگ‌کشی
۱۳۷۹: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم سگ‌کشی
۱۳۸۷: دریافت سیمرغ بلورین بهترین تدوین از وقتی همه خوابیم
۱۳۸۷: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از وقتی همه خوابیم
۱۳۷۰: برنده سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران (مسافران)
۱۳۷۰: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از مسافران در جشنواره فیلم فجر
۱۳۷۰: دریافت سیمرغ بلورین از مسافران در جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران
۱۳۷۰: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین تدوین از مسافران
۱۳۷۳: کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه از روز واقعه
۱۳۶۹: دریافت جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم آدانا ترکیه
۱۳۶۹: دریافت جایزه بهترین فیلم باشو غریبه کوچک جشنواره بین‌المللی فیلم هنر و تجربه اوبرویلیه
۱۳۶۶: کاندیدای لوح زرین بهترین تدوین شاید وقتی دیگر... در جشنواره فیلم فجر
۱۳۶۶: کاندیدای جایزه بالن طلایی جشنواره سه قاره، شاید وقتی دیگر
۱۳۵۹: دریافت جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم وایادولید
۱۳۵۴: دریافت جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم غریبه و مه در قاهره
۱۳۵۵: کاندیدای جایزه بالن طلایی جشنواره سه قاره
۱۳۵۱: کاندیدای جایزه هوگو طلایی بهترین فیلم رگبار در جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو
۱۳۵۱: دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه سفر از جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو
۱۳۵۱: دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه سفر از جشنواره فیلم مسکو
۱۳۵۱: دریافت جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم رگبار در مسکو
۱۳۵۱: دریافتمجسمهٔ سپاس بهترین فیلم‌نامه رگبار در دورهٔ پنجم جشنوارهٔ سپاس
۱۳۵۱: دریافت جایزه بهترین فیلم رگبار از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران

∎ فیلم‌های سینمایی
سال ۱۳۵۰: فیلم رگبار
سال ۱۳۵۲: فیلم غریبه و مه
سال ۱۳۵۵: فیلم کلاغ
سال ۱۳۵۷: فیلم چریکه تارا
سال ۱۳۶۰: فیلم مرگ یزدگرد
سال ۱۳۶۴: فیلم باشو غریبه کوچک
سال ۱۳۶۶: فیلم شاید وقتی دیگر
سال ۱۳۷۰: فیلم مسافران
سال ۱۳۸۰: فیلم سگ‌کشی
سال ۱۳۸۷: فیلم وقتی همه خوابیم

∎ نمایش‌های مهم
سال ۱۳۵۸: مرگ یزدگرد
سال ۱۳۸۲: شب هزارویکم
سال ۱۳۹۱: سایه‌بازیِجانا و بلادور (امریکا)
سال ۱۳۹۵: طرب‌نامه(امریکا)
سال۱۳۹۶: چهارراه(امریکا)
سال ۱۳۹۷: داش آکل به گفته‌ی مرجان (امریکا)

∎ کتاب‌شناسی بهرام بیضایی
کتاب ضیافت و میراث
کتاب چهارراه
کتاب سفر به شب
کتاب آوازهای ننه آرسو
کتاب تاریخ سری سلطان در تاریخ آبسکون
کتاب قصه های میر کفن پوش
کتاب ندبه
کتاب شب هزار و یکم
کتاب افرا، یا روز می‌گذرد
کتاب سهراب کشی
کتاب سیاوش خوانی
کتاب سه نمایشنامه عروسکی
کتاب آینه‌های رو به رو
کتاب پرونده‌ی قدیمی پیرآباد
کتاب ایستگاه سلجوق
کتاب هزار افسان کجاست؟
کتاب زمین
کتاب شب هزار و یکم
کتاب دیوان نمایش
کتاب سگ‌کشی
کتاب دیباچه نوین شاهنامه
کتاب پرده خانه
کتاب سه بر خوانی
کتاب حقایق درباره‌ی لیلا دختر ادریس
کتاب نمایش در ایران
کتاب مرگ یزدگرد
کتاب تاراج نامه
کتاب پهلوان اکبر می‌میرد
کتاب خاطرات هنرپیشه نقش دوم
کتاب نمایشنامه سلطان مار
کتاب ریشه یابی درخت کهن
کتاب نمایش در چین
کتاب لبه‌ی پرتگاه
کتاب مقصد
کتاب عیار تنها
کتاب روز واقعه
کتاب مجلس ضربت زدن
کتاب جنگنامه غلامان
کتاب اتفاق خودش نمی‌افتد
کتاب مجلس قربانی سنمار
کتاب حقیقت و مرد دانا
کتاب پرده‌ی نئی
کتاب هیچکاک در قاب
کتاب فتحنامه کلات
کتاب طومار شیخ شرزین
کتاب چهار صندوق
کتاب فیلم در فیلم
کتاب وقتی همه خوابیم
کتاب آهو، سلندر، طلحک و دیگران
کتاب اشغال
کتاب عیارنامه
کتاب یک تاریخ درام و یک درام تاریخی
کتاب سر زدن به خانه‌ی پدری
کتاب گفتگو با باد

 ∎ نمایشنامه‌ها و آثار مکتوب ادبی
سال ۱۳۳۰: مقالات نمایشی و سینمایی برای مجلات هنر و سینما، موزیک ایران، آرش و علم و زندگی
سال ۱۳۴۱: نخستین مجموعه کتاب (سه نمایشنامه عروسکی)
سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۷۴: شروع نگارش و روند چاپ سه‌برخوانی
سالهای ۱۳۴۲: نمایشنامه اکبر می‌میرد
سال ۱۳۴۳: نمایشنامه هشتمین سفر سندباد
سال ۱۳۴۴: نمایشنامه سلطان مار
سال ۱۳۴۶: نمایشنامه‌های میراث و ضیافت
سال ۱۳۴۶: نمایشنامه چهار صندوق
سال ۱۳۵۶: نمایشنامه ندبه
سال ۱۳۵۸: نمایشنامه مرگ یزدگرد
سال ۱۳۷۵: نمایشنامه سیاوش‌خوانی
سال ۱۳۷۶: نمایشنامه سه‌برخوانی
سال ۱۳۸۲: نمایشنامه شب هزارویکم
سال ۱۳۸۶: نمایشنامه سهراب‌کشی

∎ فیلم‌نامه‌ها
۱۳۴۹: فیلم‌نامه عمو سیبیلو
۱۳۴۹، ۱۳۵۰: فیلم‌نامه رگبار
۱۳۵۱: فیلم‌نامه سفر
۱۳۵۱،۱۳۵۲: فیلم‌نامه غریبه و مه
۱۳۵۵: فیلم‌نامه کلاغ
۱۳۵۴،۱۳۵۷: فیلم‌نامه چریکهٔ تارا
۱۳۶۰: فیلم‌نامه مرگ یزدگرد
۱۳۶۴: فیلم‌نامه باشو، غریبهٔ کوچک
۱۳۶۴، ۱۳۶۶: فیلم‌نامه شاید وقتی دیگر
۱۳۶۸، ۱۳۷۰: فیلم‌نامه مسافران
۱۳۷۷: فیلم‌نامه گفتگو با باد
۱۳۶۸،۱۳۸۰: فیلم‌نامه سگ‌کشی
۱۳۸۵: فیلم‌نامه قالی سخنگو
۱۳۸۶: فیلم‌نامه وقتی همه خوابیم
۱۳۴۹: فیلم‌نامه عیار تنها
۱۳۵۴: فیلم‌نامه حقایق دربارهٔ لیلا دختر ادریس
۱۳۵۵: فیلم‌نامه چشم‌انداز
۱۳۴۹: فیلم‌نامه آهو، سلندر، طلحک و دیگران
۱۳۵۸: فیلم‌نامه قصه‌های میر کفن‌پوش
۱۳۵۹: فیلم‌نامه شب سمور
۱۳۵۹: فیلم‌نامه آشغال
۱۳۵۹: فیلم‌نامه آینه‌های روبرو
۱۳۶۱: فیلم‌نامه روز واقعه
۱۳۶۱: فیلم‌نامه داستان باورنکردنی
۱۳۶۱: فیلم‌نامه زمین
۱۳۶۳: فیلم‌نامه عیارنامه
۱۳۶۳: فیلم‌نامه پروندهٔ قدیمی پیر آباد
۱۳۶۳: فیلم‌نامه کفش‌های مبارک
۱۳۶۳: فیلم‌نامه تاریخ سری سلطان در آبسکون
۱۳۶۴: فیلم‌نامه قلعه کولاک
۱۳۶۵: فیلم‌نامه طومار شیخ شرزین
۱۳۶۵: فیلم‌نامه گیل‌گمش
۱۳۶۵: فیلم‌نامه دیباچهٔ نوین شاهنامه
۱۳۶۵: فیلم‌نامه پرده نئی
۱۳۶۷: فیلم‌نامه آقای لیر
۱۳۶۷: فیلم‌نامه برگی گمشده از اوراق هویت یک هم‌وطن آینده
۱۳۶۸: فیلم‌نامه سفر به شب
۱۳۶۹: فیلم‌نامه فیلم در فیلم
۱۳۷۱: فیلم‌نامه چه کسی رئیس را کشت؟
۱۳۷۱: فیلم‌نامه یوانا یا نامه‌ای به هیچ‌کس
۱۳۷۲: فیلم‌نامه گبر گور یا گفتگو با خاک
۱۳۷۲: فیلم‌نامه سیاوش خوانی
۱۳۷۳: فیلم‌نامه آوازهای ننه آرسو
۱۳۷۴: فیلم‌نامه حورا در آینه
۱۳۷۵: فیلم‌نامه مقصد
۱۳۷۵: فیلم‌نامه اعتراض
۱۳۷۸: فیلم‌نامه گفتگو با آب
۱۳۷۸: فیلم‌نامه گفتگو با آتش
۱۳۷۸: فیلم‌نامه گفتگو با خاک
۱۳۷۹: فیلم‌نامه ایستگاه سلجوق
۱۳۸۱: فیلم‌نامه اتفاق خودش نمی‌افتد!
۱۳۸۳: فیلم‌نامه سند
۱۳۸۳: ماهی
۱۳۸۵: فیلم‌نامه لبهٔ پرتگاه

برچسب های خبر (تگ)

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار