به گزارش آژانس خبری سونیوز، اگرچه در برخی تقویمها ششم اکتبر بهعنوان «روز جهانی حفاظت از زیستگاه» ذکر شده و ریشه آن به کنوانسیون برن (۱۹۷۹) درباره حفاظت از حیات وحش و زیستگاههای طبیعی اروپا بازمیگردد، اما آنچه امروز بهعنوان «روز جهانی زیستگاه» در نظام سازمان ملل متحد شناخته میشود، سابقهای متفاوت دارد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ دسامبر ۱۹۸۵ طی قطعنامه شماره ۴۰/۲۰۲ نخستین دوشنبه ماه اکتبر را بهعنوان این مناسبت تعیین کرد و نخستین گرامیداشت رسمی آن در سال ۱۹۸۶ در نایروبی کنیا با شعار «سرپناه، حق من است» برگزار شد. از آن پس، این روز به یک رویداد سالانه ثابت تبدیل شد و هر ساله کشوری میزبان گرامیداشت جهانی آن است؛ رویدادی که با اهدای نشان افتخار «اسکرول آو آنر» سازمان ملل متحد به افراد و نهادهای پیشرو در توسعه شهری همراه است. این تحول تاریخی نشان میدهد که مفهوم «زیستگاه» از صرفاً حفاظت از محیط طبیعی فراتر رفته و امروز بر حق همه انسانها برای زندگی در سکونتگاههای امن، مناسب و پایدار متمرکز شده است.
چرا یک روز جهانی برای «زیستگاه» حیاتی است؟
اهمیت این مناسبت را میتوان در یک واقعیت تکاندهنده خلاصه کرد: بیش از نیمی از جمعیت جهان امروز در شهرها زندگی میکنند و پیشبینیها نشان میدهد این رقم تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۷۰ درصد خواهد رسید. این رشد سریع شهرنشینی، که عمدتاً در کشورهای در حال توسعه رخ میدهد، فشار بیسابقهای بر منابع، زیرساختها و محیط زیست وارد کرده است. روز جهانی زیستگاه فرصتی است تا دولتمردان، سیاستگذاران، نهادهای مدنی و شهروندان گرد هم آیند و درباره راهکارهای تضمین حق سرپناه مناسب برای همه، بهویژه اقشار آسیبپذیر، گفتوگو کنند. این مناسبت همچنین یادآور مسئولیت جمعی بشر در قبال نسلهای آینده است؛ زیرا شهرهایی که امروز میسازیم، زیستگاه فرزندان ما در دهههای پیشرو خواهند بود.
کدام کشورها این مناسبت را جدیتر میگیرند؟
گرچه روز جهانی زیستگاه یک مناسبت بینالمللی است، اما در برخی کشورها توجه و مشارکت بیشتری به آن نشان داده میشود. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۵ این مناسبت در ۳۲ کشور جهان بهصورت رسمی گرامی داشته شده است. کشورهای آفریقایی مانند کنیا، کامرون، مالاوی، موزامبیک و نیجریه به دلیل مواجهه مستقیم با چالشهای حاشیهنشینی و کمبود مسکن، مشارکت فعالی در این رویداد دارند. در آسیا، کشورهایی نظیر پاکستان، هند، نپال، اندونزی، ژاپن و ایران نیز برنامههای متنوعی را در قالب رویدادهای «اکتبر شهری» برگزار میکنند. در آمریکای لاتین، مکزیک و کوبا از جمله کشورهایی هستند که این روز را با نشستها و کمپینهای آگاهیبخشی گرامی میدارند. کشورهای اروپایی مانند آلمان، ایتالیا، هلند و بلژیک نیز در سطوح مختلف شهری و مدنی به این مناسبت میپردازند. نکته قابل توجه آن است که کشورهای میزبان گرامیداشت جهانی هر سال تغییر میکنند؛ برای نمونه، گرامیداشت جهانی سال ۲۰۲۶ در مسقط، پایتخت عمان، با مشارکت بیش از ۵۰ کشور و ۹۰ سخنران برگزار خواهد شد.
بحرانهایی که زیستگاههای انسانی را تهدید میکنند
چالشهای پیش روی زیستگاههای انسانی در جهان امروز چندلایه و پیچیدهاند. نخستین و شاید ملموسترین چالش، بحران مسکن است: حدود ۱.۱ میلیارد نفر در سکونتگاههای غیررسمی و حاشیهای زندگی میکنند و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر هیچ سرپناهی ندارند. دومین چالش، تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی است. سیل، خشکسالی، طوفان و افزایش سطح آب دریاها، شهرها را با تهدیدهای فزایندهای روبهرو کردهاند؛ بهگونهای که در سال ۲۰۲۱ تنها در آفریقا ۲.۶ میلیون نفر تحت تأثیر بلایای اقلیمی قرار گرفتند. سومین چالش، نابرابری اجتماعی و فضایی است. رشد نامتوازن شهرها، شکاف میان محلههای مرفه و مناطق حاشیهای را عمیقتر کرده و دسترسی گروههای کمدرآمد به خدمات شهری، فضای سبز و فرصتهای اقتصادی را محدود ساخته است. چهارمین چالش، تخریب زیستگاههای طبیعی در نتیجه گسترش شهری و فعالیتهای صنعتی است؛ بهطوری که بیش از ۷۵ درصد اکوسیستمهای خشکی و حدود ۶۶ درصد اکوسیستمهای دریایی نشانههایی از تخریب انسانی را نشان میدهند. این چالشها در کشورهایی مانند ایران نیز بهصورت گسترش حاشیهنشینی، کمبود مسکن استاندارد، بحران آب و آلودگی هوا نمود پیدا کرده است.
زیستگاه از منظر اقتصادی؛ موتور رشد یا میدان نابرابری؟
از دیدگاه اقتصادی، زیستگاههای انسانی و بهویژه شهرها، نقشی دوگانه ایفا میکنند. از یک سو، مناطق شهری موتورهای اصلی رشد اقتصادی جهان هستند و بیش از ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را تولید میکنند. سرمایهگذاری در ساختوساز مسکن یکی از بالاترین اثرات تکثیری را بر اقتصاد و اشتغال دارد؛ بهگونهای که به گفته کارشناسان، ساخت هر ۱۰۰۰ واحد مسکونی میتواند هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند. هر دلار سرمایهگذاری در بخش مسکن، بهطور میانگین بین ۱.۳۴ تا ۱.۶۲ دلار در سالهای نخست، ارزش افزوده اقتصادی ایجاد میکند. اما از سوی دیگر، همین بخش میتواند به محرک نابرابری تبدیل شود: رشد قیمت مسکن در بسیاری از کلانشهرها، دسترسی اقشار متوسط و کمدرآمد را به سرپناه مناسب از میان برده است. برنامهریزی شهری نامناسب نیز هزینههای پنهانی بر اقتصاد تحمیل میکند؛ از جمله افزایش زمان و هزینه حملونقل، کاهش بهرهوری نیروی کار و تشدید آلودگی که خود هزینههای بهداشتی و درمانی سنگینی به همراه دارد. بنابراین، چالش اصلی اقتصاد شهری نه فقط رشد، بلکه «رشد فراگیر» است؛ رشدی که همه ساکنان شهر، از جمله مهاجران و گروههای آسیبپذیر، در آن سهیم باشند.
شهر، فقط آجر و سیمان نیست؛ زیستگاه بهعنوان بستر فرهنگ
بُعد فرهنگی زیستگاه انسانی اغلب در سایه مباحث فنی و اقتصادی نادیده گرفته میشود، حال آنکه هر شهر دارای «روحی» است که از طریق میراث فرهنگی، معماری بومی، آیینهای اجتماعی و حافظه جمعی ساکنانش شکل میگیرد. روز جهانی زیستگاه این فرصت را فراهم میکند تا یادآوری شود که برنامهریزی شهری نباید صرفاً بر کارایی اقتصادی و زیرساختی متمرکز شود، بلکه باید هویت فرهنگی محلهها، پیوندهای اجتماعی و رابطه ساکنان با محیط زیست را نیز پاس بدارد. در سال ۲۰۲۳، موضوع این مناسبت بر «اقتصادهای شهری مقاوم» متمرکز بود و بر لزوم انسانیسازی همه اشکال شهرنشینی، احترام به میراث فرهنگی و بازگرداندن رابطه انسان با طبیعت و تنوع زیستی تأکید کرد. از این منظر، زیستگاه نه فقط مکانی برای سکونت، بلکه فضایی برای شکوفایی فرهنگ، آموزش و همزیستی مسالمتآمیز میان گروههای مختلف اجتماعی است. تخریب بافتهای تاریخی، از بین رفتن فضاهای عمومی و تجاریسازی بیضابطه شهرها، نه تنها به محیط کالبدی آسیب میزند، بلکه سرمایه اجتماعی و پیوندهای فرهنگی جامعه را نیز فرسوده میکند.
توسعه صنعتی در خدمت زیستگاه یا علیه آن؟
رابطه میان توسعه صنعتی و زیستگاههای انسانی یکی از پیچیدهترین مباحث روز جهانی زیستگاه است. از یک سو، صنعتیشدن سریع در قرون نوزدهم و بیستم، الگوی شهرنشینی را دگرگون کرد و کلانشهرهای صنعتی را پدید آورد که امروز با معضلاتی مانند آلودگی هوا، کمبود فضای سبز و فرسودگی زیرساختها دستوپنجه نرم میکنند. از سوی دیگر، الگوهای نوین توسعه صناعی میتوانند بهعنوان ابزاری برای بازآفرینی شهری پایدار به کار گرفته شوند. رویکرد «همزیستی صنعت-شهر» که در ادبیات توسعه شهری مطرح شده، بر یکپارچگی جریانهای منابع، حاکمیت شهری و عدالت اجتماعی تأکید دارد و صنایع را نه بهعنوان تهدیدی برای زیستگاه، بلکه بهعنوان شریکی در بهبود کیفیت زندگی شهری میبیند. برنامهریزی شهری هوشمند میتواند با استقرار صنایع کمآلاینده در نزدیکی مناطق مسکونی، فاصله میان محل کار و زندگی را کاهش دهد و از رفتوآمدهای طولانی و آلاینده جلوگیری کند. شهرهای اروپایی مانند دابروا گورنیچا در لهستان نمونههایی از شهرهای صنعتی هستند که با اجرای طرحهای گذار سبز، در تلاشاند میراث صنعتی خود را به فرصتی برای توسعه پایدار تبدیل کنند.
آینده زیستگاههای انسانی؛ شهرهای هوشمند، پایدار و فراگیر
آینده زیستگاههای انسانی به توانایی بشر در طراحی، مدیریت و حکمرانی شهرهایی بستگی دارد که هم پاسخگوی نیازهای امروز باشند و هم ظرفیت نسلهای آینده را به خطر نیندازند. بر اساس پیشبینیها، تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲.۳ میلیارد نفر به جمعیت شهری جهان افزوده خواهد شد؛ رقمی معادل کل جمعیت کره زمین در سال ۱۹۵۰. این واقعیت، ضرورت حرکت از الگوهای سنتی برنامهریزی شهری به سمت راهکارهای نوآورانه را دوچندان میکند. فناوریهای هوشمند، از جمله هوش مصنوعی و کلانداده، این ظرفیت را دارند که هزینه خدمات شهری را تا ۲۲ درصد کاهش دهند، سرعت پاسخدهی دولتها را ۴۰ درصد افزایش دهند و انتشار گازهای گلخانهای را تا ۱۲ درصد کاهش دهند. مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای»، که در آن ساکنان میتوانند نیازهای روزمره خود را بدون وابستگی شدید به خودروی شخصی برآورده کنند، در حال تبدیل شدن به یک استاندارد جهانی است. همچنین، بازآفرینی و بهسازی ساختمانهای موجود — که اکثر آنها تا سال ۲۰۵۰ همچنان پابرجا خواهند بود — بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش انتشار کربن شناخته میشود. در این مسیر، مشارکت جوانان، زنان و جوامع محلی در فرآیندهای تصمیمگیری شهری نقشی کلیدی ایفا میکند؛ همانگونه که شعار روز جهانی زیستگاه در سال ۲۰۲۴ بر «مشارکت جوانان برای ساختن آینده شهری بهتر» متمرکز بود. آینده زیستگاه انسانی، نه فقط در گرو فناوریهای پیشرفته، بلکه در گرو اراده سیاسی، عدالت اجتماعی و تعهد جمعی به ساختن شهرهایی است که در آنها هر انسان، صرفنظر از طبقه، جنسیت یا قومیت، بتواند از حق سرپناه مناسب و زندگی شایسته بهرهمند شود.
روز جهانی زیستگاه، فراتر از یک مناسبت تقویمی، آینهای است که وضعیت سکونتگاههای انسانی را در برابر چشمان جهانیان قرار میدهد. از بحران مسکن و حاشیهنشینی گرفته تا تهدیدهای اقلیمی و نابرابریهای فضایی، چالشهای پیش روی زیستگاههای انسانی به هیچ کشوری محدود نمیشود. اما در دل همین چالشها، فرصتهای بیشماری نیز نهفته است: شهرهایی که میتوانند موتور رشد فراگیر، بستر شکوفایی فرهنگی و آزمایشگاه نوآوری پایدار باشند. تحقق این چشمانداز نیازمند عزمی جهانی، سیاستهایی جسورانه و مشارکتی فراگیر است؛ مشارکتی که در آن، هر انسان — از برنامهریز شهری تا شهروند عادی — سهمی در ساختن زیستگاهی دارد که شایسته نام «خانه» باشد.