1405/07/23

سـونیـوز

آژانس خبری تحلیلی سونیوز

سونیوز، رسانه ای به زلالی سو

1405/07/23

-
 

سرمقاله سونیوز

استاندارد؛ وقتی «مهر تقلبی» جایگزین «مهر تائید» می‌شود

کد خبر : 13047
10:00
1405/07/22

دکتر فرید حیدری، مدرس دانشگاه و مدیرمسئول آژانس خبری سونیوز، در سرمقاله امروز این رسانه نوشت: سال‌هاست در ایران واژه «استاندارد» از مفهوم اصلی خود فاصله گرفته و دیگر حنای «سازمان ملی استاندارد» برای مردم ایران رنگی ندارد. مهر استاندارد ایران چنان راحت روی کالاهای بی‌کیفیت می‌خورد که گویی شهروندان ایرانی به‌عنوان مصرف‌کننده هیچ حق و حقوقی ندارند. اما وقتی روز جهانی استاندارد فرا می‌رسد، جشن می‌گیرند و دم از کیفیت بالای کالاها و نظارت سختگیرانه می‌زنند؛ در حالی که در ایران، از سال‌ها پیش کیفیت قربانی قدرت و ثروت شده است.

روز جهانی استاندارد امسال با شعار «استاندارد، چشم‌اندازی مشترک برای جهانی بهتر» در سراسر جهان برگزار می‌شود. شعاری که اگر در تهران و تبریز، اصفهان و اهواز زمزمه کنیم، احتمالاً باید یک کاغذ هم با متنِ «لطفاً برای دیدن کیفیت، نفس نکشید.» را به سینه خود بچسبانیم؛ چون همواره در طول سال‌های اخیر و در روزهایی که سازمان ملی استاندارد از «کیفیت» و «ایمنی» و «توسعه پایدار» حرف می‌زند، شاخص آلودگی هوا از مرز «بسیار ناسالم» عبور می‌کند. به‌طوری که همین چند سال پیش برگزاری «جایزه ملی کیفیت» را پشت درهای بسته و بدون حضور خبرنگاران ترتیب داد. یعنی نهادی که وظیفه‌اش تضمین حداقل‌های ایمنی و سلامت است، از پاسخگویی شانه خالی می‌کند.
 
نقطه قابل تأمل این است که استاندارد در ایران نه به‌عنوان یک ضرورت فنی، بلکه به‌عنوان یک «آیین تشریفاتی» برگزار می‌شود. واضح است که کیفیت مقوله‌ای تشریفاتی نیست، اما این سازمان انگار وظیفه‌ای تشریفاتی دارد. این تناقض، دقیقاً همان نقطه‌ای است که پرونده استاندارد در ایران باز می‌شود: جایی که «مهر تأیید» با «مهر تقلب» چنان درهم می‌آمیزند که دیگر نمی‌توان تشخیص داد کدام کالا واقعاً استاندارد است و کدام یک فقط مُهر استاندارد دارد.
 
اگر بخواهیم یک صنعت را به‌عنوان آزمایشگاه انسانی استاندارد در ایران معرفی کنیم، بی‌شک صنعت خودرو است. اینجا دیگر بحث «کیفیت پایین» نیست؛ بلکه بحث «ایمنی حیاتی» مطرح است. گزارش‌های معتبر نشان می‌دهد که خودروهای آلمانی بهترین کیفیت را دارند و سپس خودروهای ژاپنی، آمریکایی، کره‌ای، چینی و ایرانی قرار می‌گیرند. کیفیت خودروها با شاخص IQS ارزیابی می‌شود و هر چه این عدد بیشتر باشد، خودرو بی‌کیفیت‌تر است.
 
 
اکنون این عدد ضریب شاخص کیفی مربوط به ایران را در کنار اولین خرابی بگذارید که در ماه‌های اول و شاید حتی در همان روزهای ابتدایی برای خودروهای ایرانی رقم می‌خورد. به‌طوری که ۷۵ درصد نارضایتی‌ها پس از اولین خرابی شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی مشتری ایرانی علاوه بر قیمت و موعد تحویل، از بی‌کیفیت بودن قطعات و به‌تبع آن از خرابی لوازم استفاده‌شده نیز ناراضی می‌شود. در واقع این خرابی، همان محصولی است که روی آن مهر استاندارد خورده است.
 
ماجرا وقتی تراژدی و مضحک می‌شود که دو سال پیش در ویدئویی که به صورت ویروسی وایرال شد، کاپوت خودروی «تارا» که رسماً «ایمن‌ترین خودروی ایرانی» معرفی شده بود، با فشار یک نِی نوشابه فرو می‌رود و با یک دست خم می‌شود. این صحنه، نمادی واقعی و تلخ از ماهیت استاندارد در ایران است: بدنه‌ای که ظاهراً همانند خودروهای خارجی باکیفیت است، اما با یک نی هم فرو می‌ریزد. اکنون سازمانی که به این بدنه مهر تأیید می‌زند، باید توضیح دهد که آن مهرِ به‌اصطلاح استاندارد را بر اساس کدام شاخص‌ها زده است.
 
اگر خودرو نقطه تاریک استاندارد در ایران است، صنایع غذایی نقطه تقلب آن به شمار می‌رود. معاون وقت ارزیابی کیفیت سازمان استاندارد در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۹۴ اعتراف کرده است که «بیشترین میزان جعل و تقلب نشان استاندارد مربوط به صنایع غذایی است». در جایی که به خاطر حفظ سلامت مردم و جامعه باید بیشترین حساسیت وجود داشته باشد، بیشترین تخلف و تقلب رخ می‌دهد. به عبارت دیگر مواد غذایی ناسالم و بی‌کیفیت که وارد بدن انسان می‌شود و می‌تواند جامعه را درگیر بیماری‌های مختلف کند و انواع سرطان‌های بدخیم را رقم بزند، بیشترین تعداد مُهر استاندارد را دارد. نتایج یک پژوهش علمی در سال ۲۰۲۵ درباره فرآورده‌های گوشتی در ایران نشان می‌دهد که ۳۳ درصد نمونه‌ها (۹۹ از ۳۰۰) با استانداردهای ملی ایران (ISIRI) مغایرت داشته‌اند، در حالی که این استانداردها صراحتاً استفاده از رنگ‌های مصنوعی در فرآورده‌های گوشتی را ممنوع کرده‌اند. یعنی قانون هست، استاندارد هست، اما قانون اجرا نمی‌شود.
 
همین روند در لوازم خانگی نیز تکرار می‌شود. رئیس سازمان وقت استاندارد در یک مصاحبه‌ای در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۹۵ اظهار داشت که «کیفیت برخی از لوازم خانگی ایرانی بر انواع خارجی آن برتری دارد». این مقام مسئول مدعی شده که در منزل خود از «کالاهای ایرانی» استفاده می‌کند و از کیفیت آن نیز راضی است. اما نتایج یک تحقیق علمی در سال ۱۴۰۰ نشان می‌دهد که بیشترین نارضایتی مشتریان از لوازم خانگی داخلی (برندهای پارس‌خزر، اسنوا، پاکشوما) به‌ترتیب «خرابی محصول»، «تناسب قیمت با عملکرد» و «کیفیت ساخت» است. در حالی که در برندهای خارجی (ال‌جی، تفال، سامسونگ) بیشترین نارضایتی از «کیفیت تولید» است. به عبارت بهتر در کالای خارجی، نارضایتی از کیفیت ساخت است و در کالای ایرانی، نارضایتی از خرابی محصول. یعنی مصرف‌کنندگان خارجی باور دارند «جنس محصول می‌توانست بهتر از تولید فعلی باشد»، اما مصرف‌کنندگان ایرانی می‌گویند «خراب شد و کار نمی‌کند.»
 
این تفاوت، دقیقاً همان موضوعی است که تولیدکنندگان داخلی و مسئولان استانداردسازی کالاهای غیراستاندارد «باورهای کهنه» را به‌عنوان توضیح مطرح می‌کنند: «ذهن جمعی مردم هنوز در گذشته مانده و واقعیت کیفیت تولید ملی را نمی‌بیند». اما سؤال اینجاست: وقتی خودِ سازمان استاندارد از پاسخگویی درباره آلودگی هوا شانه خالی می‌کند، وقتی خودِ رئیس سازمان کیفیت را «تشریفاتی نمی‌داند» اما مراسم کیفیت را پشت درهای بسته برگزار می‌کند، وقتی خودِ قانون، استانداردهای سختگیرانه وضع می‌کند اما اجرا نمی‌شود، چرا باید مردم به برچسب «ساخت ایران» اعتماد کنند؟ بی‌اعتمادی، محصول باورهای کهنه نیست؛ بلکه محصول اعتماد کاذب، نتایج و پیامدهای آن و در نهایت تکرار تجربه‌های تلخ است.
 
اگر کیفیت کالاهای ایرانی قابل قبول بوده و استاندارد آن در چنین سطحی است که برخی مقام‌های مسئول و نمایندگان مجلس ادعا می‌کنند در خانه خود از کالاهای تولید داخل استفاده می‌کنند، پس چرا این کالای ایرانی در گمرک کشورهای دیگر برگشت می‌خورد؟ گزارش‌ها نشان می‌دهند صادرات فلفل دلمه‌ای ایران در دی‌ماه سال ۱۴۰۰ به روسیه به دلیل مغایرت در استفاده از سموم کشاورزی مرجوع شده، صادرات کوپی به هند به خاطر آفات و عدم رعایت مقررات بهداشتی تعلیق شده، و صادرات سیب‌زمینی به ازبکستان و ترکمنستان با بازگشت بخشی از محصولات همراه بوده است. همچنین گواهی‌های بازرسی ایران در بازارهای هدف پذیرفته نمی‌شود و صادرکنندگان نیز مجبور هستند هزینه‌های گزاف ارزیابی‌های مجدد در کشورهای ثالث را بپردازند.
 
مفهوم این اتفاقات عجیب، واضح است. استاندارد ایرانی در داخل یک معنی دارد و در خارج مفهومی دیگر. در داخل کشور، مهر استاندارد بر خودرویی زده می‌شود که کاپوت آن با نی فرو می‌ریزد. در نقطه مقابل در خارج از کشور، همان مهر برای گمرک روسیه و هند و ازبکستان بی‌اعتبار است. این «استاندارد دوگانه» را نمی‌توان با «تحریم» و «توطئه» توجیه کرد. زمانی که کالایی در داخل «استاندارد» معرفی می‌شود اما در خارج از کشور «مرجوعی» می‌شود، مشکل خود قواعد بازی است، نه صرفاً بازیکن خارجی.
 
روز جهانی استاندارد در ایران به روزی تبدیل شده است که در آن نهادی باید ضامن حداقل‌های ایمنی باشد که خود بیشترین حداقل‌ها را نقض می‌کند. خودرویی که با نی خم می‌شود «ایمن» نام می‌گیرد؛ مواد غذایی که رنگ ممنوعه دارد «استاندارد» نام می‌گیرد؛ مراسم کیفیت پشت درهای بسته برگزار می‌شود تا هیچ‌کس کیفیت واقعی را نبیند؛ و صادراتی که در داخل «استاندارد» است، در گمرک سایر کشورها «عودت» داده می‌شود.
 
استاندارد در ایران نه یک ابزار حاکمیت قانون، بلکه یک ابزار قدرت است: مُهری که به هر کالایی می‌توان زد و البته زده می‌شود، به شرط آنکه کسی آن‌قدر کنجکاو نباشد که بپرسد چرا. تا زمانی که این ساختار تغییر نکند، هر سال روز جهانی استاندارد، فقط یک جشن تشریفاتی دیگر خواهد بود؛ یک جشن برای ساختار سازمانی که خودش بیشتر از هر کالایی نیازمند استانداردسازی است.
 
روز جهانی استاندارد ۲۰۲۶ با شعار «چشم‌انداز مشترک برای جهانی بهتر» و تمرکز بر انرژی پاک در شرایطی جشن گرفته می‌شود که در ایران ما، هوا استاندارد تنفس ندارد، خودرو استاندارد ایمنی ندارد، غذا استاندارد اصالت ندارد، و صادرات استاندارد پذیرش ندارد. شاید شعار امسال «چشم‌انداز مشترک برای جهانی بهتر» زمانی تحقق می‌یابد که خودِ سازمان استاندارد، استاندارد باشد. چون در ایران، حتی مُهر استانداردی که خود یک کالا و محصول به شمار می‌رود و نماد تأیید کیفیت محصولات محسوب می‌شود، در واقعیت استاندارد نیست.
 
 
 

برچسب های خبر (تگ)

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار