1405/04/29

سـونیـوز

آژانس خبری تحلیلی سونیوز

سونیوز، رسانه ای به زلالی سو

1405/04/29

-
 

ویولن سفید؛ امضای ایران زخمی بر فینال جام جهانی ۲۰۲۶

کد خبر : 12639
17:45
1405/04/28

سونیوز، فرید حیدری، کارشناس رسانه و هوش مصنوعی در یادداشت با عنوان «ویولن سفید؛ امضای ایران زخمی بر فینال جام جهانی ۲۰۲۶» نوشت: در گرماگرم نهایی‌ترین نبرد جام جهانی، جایی که جهان نفس‌هایش را در سینه حبس کرده، ناگهان تصویری فراتر از فوتبال، قلب استادیوم مت‌لایف را تسخیر می‌کند؛ ستاره‌ای از سرزمینی کهن، ایستاده در اوج، با ویولنی به سپیدی صلح. او بیژن مرتضوی است؛ ستاره‌ی بی‌چون‌وچرای موسیقی ایران که حالا نه در یک کنسرت معمولی، که در بزرگ‌ترین ویترین نمایشی جهان می‌درخشد.

امشب در دل یک واقعیت جذاب و زیبا در فینال جام جهانی ۲۰۲۶، یک تصویر باشکوه از میان تمام تصاویر، جانِ هنردوستان را روشن می‌کند: ایستادن هنرمندی از سرزمین کهن، از ایران زخمی و دلشکسته در قلب ورزشگاه مت‌لایف نیویورک و در میان غول‌های موسیقی جهان. او کسی نیست به جز نام پر افتخار موسیقی ایران در  صحنه های بین الملی، بیژن مرتضوی. 

استاد بیژن مرتضوی صرفا یک نوازنده ویولن نیست؛ او در قامت یک آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده مسیری را پیموده که با خلاقیت و نوآوری آغاز شد و آن معرفی موسیقی ایران در صحنه های بین المللی در طول سه دهه گذشته بوده است به همین دلیل هم  بیژن مرتضوی با اقتدار، لقب «نام پرافتخار ایران در صحنه های بین المللی» را برچسب خورده است و  اکنون با این پشتوانه عظیم به بزرگ‌ترین صحنه‌ی نمایشِ جهان رسیده است. پس می توان گفت که این صرفاً یک اجرای صحنه ای نیست،  بلکه یک مانیفست است؛ پیامی که به زبان موسیقی می‌گوید هنر و هنرمند ایرانی مرز نمی‌شناسد و «جهانی شدن» حقِ هنرمندی است که مرزهای موسیقی ملی میهنی خود را به زیبایی به جهانیان معرفی کرده است.

ارزش این حضور فراتر از دقیقه‌ها و نُت‌هاست؛ ارزش آن، کوبیدنِ پتکی بر دیوارهای بلند انزوا و اثبات این حقیقت است که هنرِ برآمده از فرهنگ ایران می‌تواند در ویترین اول جهان، نه به عنوان یک مهمان  که به عنوان یک عنصر اصلی و هم‌تراز با ستاره‌های پاپ، بدرخشد.

اما درست در لحظه‌ای که باید همه با هم غرق در غرور ملی باشیم، نواهای ناکوک و گوش‌خراشی از گوشه‌وکنار به گوش می‌رسد؛ نواهایی که از جنسِ هنر نیستند، بلکه از جنس حسادت و کینه‌های کهنه‌اند. چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور، کم نبوده‌اند کسانی که به جای دیدنِ این قله‌های فتح‌شده، سرگرمِ حاشیه‌سازی و خُرد کردنِ این هنرمند مطرح شده‌اند. گویی موفقیت یک هموطن در صحنه‌ی جهانی، آینه‌ای تمام‌نما می‌شود برای نمایشِ حقارتِ درون‌شان. این عده که همواره با انگِ «خواننده لس‌آنجلسی» یا فاصله گرفتن از جغرافیا، سعی در بی‌اعتبار کردنِ مسیر هنری بیژن مرتضوی داشته‌اند، امروز در برابر عظمتِ احتمالی فینال جام جهانی، یا به سکوتِ لجوجانه فرو رفته‌اند یا با طعنه‌های کودکانه، در پیِ کمرنگ کردن این نمایش با شکوه برآمده‌اند. غافل از اینکه تاریخ، نامِ سفیران فرهنگی را با ستاره های نورانی ثبت کرده و  ناله های بدخواهان پر از کینه و حسادت را نیز با جوهر قرمز حک می کند.

در این میان حاشیه‌سازی هم برای بیژن مرتضوی موضوع تازه‌ای نیست؛  متاسفانه زندگی شخصی او چندین سال است که آماجِ تیرهای زهرآگین کسانی بوده که نتواستند نقدهای منطقی و حرفه ای بر هنر او داشته باشند. اما حالا می خواهند او را در مرزهای سیاسی و مسائل شخصی و خانوادگی غرق ‌کنند. از تخریب‌های رسانه‌ای گرفته تا بی‌مهری‌های سیستماتیک، همه و همه تلاش کرده‌اند تا این نمادِ نوازندگیِ ایرانی را در حبابِ تعصبات خود محبوس کنند. اما اکنون، بزرگ‌ترین رویداد ورزشی-هنری جهان، او را به رسمیت می‌شناسد. این اتفاق  شاید یک انتقام  ناخواسته هنرمندانه است و در امتدان آن پاسخی تاریخی به سال‌ها تحقیر و کم مهری عده ای خاص و محدود است. اما این عده باید یاد بگیرند که زندگی شخصی هر فردی متعلق به خود اوست و هیچ کسی در هیچ جایگاهی حق مداخله و اظهار نظر در باره افکار، باورها و زندگی کسی ندارد.

بیژن مرتضوی از سن سه سالگی نواختن ویولن را در حضور بهترین اساتید ایران از جمله پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی، علی تجویدی آغاز کرد و در طول سال ها علاوه بر تحصیل در رشته مهندسی راه و ساختمان در بیش از انقلاب با اخذ مدرک دکترای موسیقی از دانشگاه سولنت انگلستان و  به دنبال آن کسب کرسی استادی در این دانشگاه ثابت کرد که علم و تجربه را به بهترین شکل ممکن به خدمت گرفته است. 

بیژن مرتضوی هنرمندی است که برای اولین بار در سال 1994 میلادی در سالن مجلل گریک تیاتر بیش از 6 هزار نفر به تماشای هنرنمایی او نشستند و سپس او را ایستاده تشویق کردند امروز نیز در باشکوه ترین رویداد ورزشی جهان هنر نمایی می کند. 

فراموش نکنیم که این ویولن سفید در مسابقه فینال جام جهانی، تنها یک ساز برای نواختن نیست، بلکه همانگونه که رنگ سفید رنگ صلح است. ویولن سفید و طنین دلنشین بیژن مرتضوی نماد ضدجنگ و صلح جهانی نیز به شمار می رود. کسانی که امروز به این موسیقیدان ایرانی حمله می کنند، در حقیقت از «دیده شدن» هنرمندی می‌نالند که هیچ‌گاه حاضر نشد برای ماندن، ویلن سحرآمیز و هنرش را به قبیله‌ای خاص بفروشد و تنها به هنر و مردم ایران وفادار ماند.

باید صریح و قاطع گفت: بیژن مرتضوی نه به دنبال تأییدِ محافلِ بسته داخل است و نه اسیر بازی‌های سیاسی و جناحی خارج از ایران.  او مسیر خود را به عنوان یک «سفیر فرهنگی» تثبیت کرده است؛ سفیری که شناسنامه‌اش فرهنگ ایرانی است، اما مخاطب های آن جهان و جهانیان. پس بیژن مرتضوی، سفیر بی‌مرزی  است که نیازی به اجازه و مجوز ندارد.


این نگاهِ تنگ‌نظرانه که حضور یک هنرمند در رویدادی جهانی را به شرطِ داشتنِ روابطی خاص یا تأییدِ چهره‌های پشت‌پرده مشروط می‌کند، دقیقاً همان زهری است که باعث شده بسیاری از استعدادهای درخشانِ ایران، هرگز فرصتِ دیده شدن در چنین قامتی را پیدا نکنند. استاد بیژن مرتضوی ثابت کرده که برای «جهانی شدن» نیازی به انکار هویت و التماسِ دروازه‌بانان قدرت ندارد؛ او با همان سازِ سفید و دانش موسیقی خود، زبانی مشترک و جهانی آفرید.

 حال به کسانی که کینه و عقده های شخصی از این هنرمند بین المللی دارند باید گفت که دست از سر این ویولنِ سفید و خالق و خانواده او بردارید؛ چراکه این ساز، امروز صدای ایران را  به گونه ای در جهان طنین انداز می کند که سیاست و قدرت، هرگز توان رسیدن به آن را نداشته است. پس بیایید به جای حاشیه‌سازی، افتخار کنیم که در میان هیاهوی مدونا و جاستین بیبر، یک موسیقیدان ایرانی، نبضِ جهان را برای دقایقی در دست خواهد گرفت.

برچسب های خبر (تگ)

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار