1405/06/04

سـونیـوز

آژانس خبری تحلیلی سونیوز

سونیوز، رسانه ای به زلالی سو

1405/06/04

-
 

لمپن‌ها چگونه یک نخست‌وزیر را ساقط کردند؟

کد خبر : 10017
23:23
1405/05/28

سونیوز دکتر فرید حیدری، کارشناس رسانه و هوش مصنوعی در یادداشتی با عنوان «لمپن‌ها چگونه یک نخست‌وزیر را ساقط کردند؟» نوشت: محمد مصدق نخستین فرد در تاریخ ایران است که موفق به دریافت مدرک دکترای حقوق از دانشگاه نوشاتل سوئیس در سال ۱۲۹۳ شد. او علاوه بر نخست‌وزیری، وزیر دفاع و ۵ دوره نیز نماینده مجلس شورای ملی ایران بود.

محمد مصدق در زمان احمدشاه قاجاز  والی فارس بود و سپس به عنوان والی آذربایجان در تبریز ساکن شد و بعد از آن در مقام وزیر امور خارجه و وزیر مالیه در حکومت آخرین پادشاه قاجار مشغول بود.

پس از سقوط سلسله قاجار، حکومت های پهلوی اول و پهلوی دوم نیز به دنبال محمد مصدق بودند و تصور می‌کردند که او می‌تواند در شرایط بحرانی ناجی ایران باشد. بر همین اساس، سه بار به وی پیشنهاد نخست‌وزیری داده شد، اما مصدق دو پیشنهاد اول را رد کرد. اولین پیشنهاد توسط رضاشاه و بار دوم توسط جمعی از نمایندگان مجلس چهاردهم و بار سوم توسط یکی از نمایندگان مردم تهران در مجلس شانزدهم داده شد و او بر خلاف تصور همه، این بار پیشنهاد را پذیرفت.

اما گذر زمان به نفع آقای نخست‌وزیر نبود. از روز ملی شدن صنعت نفت تا واقعه کودتای ۲۸ مرداد تنها ۳ سال فاصله دارد. در این بازه زمانی نه نسلی تغییر کرده و نه رنسانسی اتفاق افتاده است. مردمی که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پشت نخست‌وزیر قانونی کشور را خالی کردند، ۲۹ ماه قبل از آن به خاطر ملی شدن صنعت نفت توسط مصدق برای او دست می‌زدند و او را قهرمان ملی نامیدند.

شعبان جعفری ملقب به «شعبان بی‌مخ» کسی بود که با یک سناریوی از پیش طراحی‌شده‌ی خارجی به عنوان سرکرده‌ی اوباش‌ها، جاهلان و لمپن‌ها کودتا را عملیاتی کرد و سی‌امین نخست‌وزیر ایران را از جایگاه قانونی خود ساقط کرد. اما ۵۳ سال بعد و دقیقاً در سالروز کودتا (۲۸ مرداد) شعبان بی‌مخ به عنوان لیدر کودتاگران در سن ۸۵ سالگی در غربت می‌میرد و نام خود را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ ثبت می‌کند.

البته در تمامی حکومت‌های دیکتاتوری همواره قدیس‌سازی و ابلیس‌سازی یک روال عادی و البته قطعی محسوب می‌شود. در این نوع حکومت‌ها، افراد یک روز قهرمان هستند و یک روز خائن. چرا که سوق دادن جامعه به سمت لمپنیسم همواره به نفع حاکمان خودکامه است.

لمپن‌ها معمولاً در حکومت‌های دیکتاتوری رشد می‌کنند و تربیت می‌شوند تا در روز مبادا علیه مردم معترض و قانون شورش کنند. چرا که جریان «اراذل‌پروری» در تمامی حکومت‌های دیکتاتوری یک مکانیزم و ابزاری برای حفظ قدرت است. هرچند لمپن‌ها در آغاز ظهور خود شامل اراذل و اوباش، قمه‌کش و قمارباز و بی‌سوادان بودند، اما امروزه دایره‌ی لمپنیسم برخی افراد تحصیل‌کرده را نیز در بر می‌گیرد.




مصدق اگرچه به آرمان‌های مردمی شهرت داشت، اما در عمل به نقش و توانایی توده‌های سازمان‌یافته باور چندانی نداشت. او بیشتر به دیوان‌سالاری، حقوقدانان و سیاست‌مداران کارکشته تکیه می‌کرد و نسبت به احزاب سیاسی و جنبش‌های مردمیِ مستقل، محتاط و گاه بدگمان بود. این رویکرد، پایگاه اجتماعی او را در بحران‌های حساس، شکننده ساخت. در ماه‌های پایانی دولت، مصدق تمایل داشت امور کلیدی را در دایره‌ای بسیار محدود از مشاوران نزدیک خود نگه دارد و از مشارکت طیف‌های دیگرِ سیاسی ـ حتی جبهه ملی ـ پرهیز کرد. این انزوای تدریجی، باعث شد تا در روزهای بحرانیِ مرداد ۱۳۳۲، بسیاری از متحدان سابقش یا سکوت کنند یا حتی زمینه‌ی بازگشت شاه را بپذیرند.

اقدام به انحلال مجلس شانزدهم و برگزاری همه‌پرسی برای انحلال مجلس مؤسسان (در تیر ۱۳۳۲)، از سوی مخالفان به عنوان اقدامی «غیردموکراتیک» و «نزدیک به خودکامگی» تفسیر شد. گرچه مصدق این کار را برای گشودن راه اصلاحات ضروری می‌دانست، اما بسیاری از حقوقدانان و سیاست‌مدارانِ هم‌عصرش، آن را تخطی از اصول مشروطه و زمینه‌سازِ بی‌اعتباری نهادهای قانونی شمردند.

هر چند مصدق هرگز با حزب توده ائتلاف نکرد و آنها را به دیده‌ی تردید می‌نگریست، اما در مقطعی از حمایتِ خیابانی و مطبوعاتیِ این حزب برای تثبیت قدرت خود بهره برد و اجازه‌ی فعالیتِ گسترده به آنها داد. این موضوع، هم‌زمان هم موجباتِ بدگمانیِ امریکا و بریتانیا را تشدید کرد و هم پایگاهِ ملی‌مذهبیِ او را در میان گروه‌های میانه‌رو تضعیف نمود.

مصدق پس از کودتا، ۱۳ سال از عمر خود را در زندان، تبعید و حصر خانگی گذراند و در نهایت در ۱۴ اسفند سال ۱۳۴۵ در تبعید درگذشت. ساقط کردن محمد مصدق درسی مهم از تاریخ را بازخوانی می کند: دیکتاتورها بدانند،تاریخ دیر یا زود تکرار خواهد شد. البته نه تکرار در ژانر کمدی. بلکه تکراری در ژانر وحشت و تراژیک…

 دکتر فرید حیدری
کارشناس رسانه و هوش مصنوعی

موسسه فرهنگی هنری فصل هنر، مشاور و مجری پروژه های فرهنگی، هنری، رسانه ای و تبلیغاتی شماست. موسسه فرهنگی هنری به عنوان جامع ترین موسسه فرهنگی هنری شمالغرب کشور و اولین شرکت خلاق در حوزه صدا و تصویر با شعار « فقط تصور کن... ! » ، ایده ها و تصورات شما را ممکن می سازد.

     
      ارتباط با موسسه فرهنگی هنری فصل هنر/ کلیک کنید.

برچسب های خبر (تگ)

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار