سـونیـوز

پایگاه خبری تحلیلی

نسخه چاپی خبر

روز جهانی آرزو

کد خبر : 2442
13:00
1405/02/09


سونیوز: هر سال در تقویم جهانی روزی هست که به جای اسلحه و سیاست، «آرزو» تیتر یک می‌شود؛ اما کمتر کسی می‌داند پشت این روز آرام و رؤیایی، داستانی از دل یک ایستگاه پلیس در آریزونا نهفته است که می‌تواند نگاه شما را به مفهوم قدرت برای همیشه تغییر دهد. تصور کنید یک بی‌سیم اسباب‌بازی، یک نشان پلیس پلاستیکی و یک بالگرد بر فراز شهر، آن‌قدر نیروی درونی داشته باشند که مسیر زندگی میلیون‌ها کودک را عوض کنند. این تخیلی نیست؛ این اتفاقی است که هستهٔ نخستین آرزوی رسمی برآورده‌شده را ساخت و حالا از آن به عنوان روز جهانی آرزو یاد می‌کنیم. ۲۹ آوریل، روزی که ثابت کرد گاهی یک «آرزو»ی ساده می‌تواند قوی‌ترین سلاح در برابر ناامیدی باشد، حالا بهانه‌ای است برای ورق زدن پرونده‌ای که هنوز هم اشک و لبخند را هم‌زمان به صورت میلیون‌ها انسان می‌آورد.


به گزارش آژانس خبری سونیوز، اگر ناگهان از کوچه‌پس‌کوچه‌های رسانه‌ای امروز عبور کنید، با حجمی از اخبار تلخ، تنش‌های اقتصادی و اضطراب‌های جمعی روبه‌رو می‌شوید که گاه حتی یادآوری واژهٔ «آرزو» را به حاشیه می‌راند. اما دقیقاً همین جاست که سنیوز تصمیم گرفته است قلاب رسانه‌ای خود را به عمیق‌ترین لایهٔ انسانی بیندازد و شما را با خود به دل ماجرایی ببرد که شاید پاسخ بسیاری از بحران‌های روانی امروز در آن پنهان باشد. ماجرا از سال ۱۹۸۰ و کودک ۷ ساله‌ای به نام کریستوفر گریسیوس شروع شد؛ پسری مبتلا به سرطان خون که آخرین و بزرگ‌ترین آرزوی زندگی‌اش این بود: «می‌خواهم یک پلیس واقعی باشم.» نه پول می‌خواست، نه شهرت؛ فقط یک روز پلیس بودن. آن‌چه جامعهٔ محلی فونیکس برای برآورده کردن همین آرزوی به‌ظاهر ساده انجام داد، چیزی فراتر از یک حرکت خیریه بود؛ یک انقلاب عاطفی که با یک نشان پلیس، یک یونیفرم مخصوص و پرواز با بالگرد بر فراز شهر جان گرفت. کریس آن روز فقط یک پلیس نبود؛ او رئیس افتخاری پلیس شهر شد و تمام قوانین نانوشتهٔ پزشکی را به هم ریخت، چون انرژی حاصل از برآورده شدن آن آرزو، روزهای پایانی زندگی‌اش را چنان سرشار از امید کرد که پزشکان را نیز شگفت‌زده ساخت.

همان صحنه‌ای که یک کودک را در آغوش آژیر پلیس و لبخند یک شهر غرق کرد، بعدها چون سنگریزه‌ای در آب آرام ذهن انسان‌ها افتاد و موج‌هایش تا امروز کشیده شده است. بنیاد آرزوهای جهانی (Make-A-Wish) از همان جرقه متولد شد و اکنون بیش از ۵۰ کشور جهان، از آمریکای شمالی تا دل خاورمیانه، از جمله ایران عزیز ما را در بر گرفته است. در کشور خودمان نیز سال‌هاست خیریه‌های مردمی با الهام از همین جنبش جهانی، آرزوهای کودکان مبتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج را بی‌هیچ چشم‌داشتی برآورده می‌کنند؛ از آرزوی داشتن یک تبلت برای درس خواندن تا دیدار با قهرمان فوتبال محبوب و حتی یک روز معلم شدن. این آرزوها که در نگاه اول شاید کوچک بیایند، در دل خود پژوهش‌های علمی معتبری را جا داده‌اند که نشان می‌دهند قدرت یک آرزوی برآورده‌شده می‌تواند سیستم ایمنی بدن کودک را تقویت کند، سطح کورتیزول را پایین بیاورد و حتی روند پاسخ به درمان‌های سنگین را بهبود بخشد. انگار که «آرزو» دارویی است بدون نسخه، با تنها عارضهٔ جانبیِ خنده و اشک شوق.

اما بگذارید از ابعاد خشک و عددی هم بگوییم تا بدانید با چه پدیدهٔ عظیمی روبه‌رو هستیم. طبق آمار رسمی بنیاد جهانی، تاکنون بیش از ۵۵۰ هزار آرزوی حیاتی برای کودکان دارای بیماری‌های بحرانی برآورده شده و جالب این‌جاست که سن این کودکان عموماً بین ۳ تا ۱۷ سال است؛ یعنی همان بازه‌ای که روح انسان برای بذرپاشی امید بارورترین حالت خود را دارد. هر ۳۴ دقیقه یک آرزو در جایی از این کرهٔ خاکی جان می‌گیرد و نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینکه ۸۹ درصد پزشکان معتقدند تجربهٔ برآورده شدن آرزو می‌تواند مسیر درمان را از حالت تدافعی به تهاجمی در برابر بیماری تغییر دهد. این همان قلاب گمشده‌ای است که رسانه‌ها گاه فراموش می‌کنند: در روزگاری که اخبار از تورم، جنگ و بی‌اعتمادی لبریز است، «آرزو» یک سرمایهٔ اجتماعی رایگان و قدرتمند است که می‌تواند شهرها را تسخیر کند، بی‌آنکه حتی یک گلوله شلیک شود.

پس شاید امروز، ۲۹ آوریل، روز جهانی آرزو بهترین بهانه باشد که دست از سر تیترهای تکراری برداریم و از خود بپرسیم آخرین باری که یک آرزوی واقعی داشتیم کی بود؟ اصلاً چند آرزو در صندوقچهٔ قلبمان خاک می‌خورد، درحالی‌که فقط منتظر یک اشارهٔ کوچک برای برآورده شدن هستند؟ کریستوفر گریسیوس هرگز زنده نماند، اما آرزوی ساده‌اش آن‌قدر عمیق بود که حالا میلیون‌ها کودک در سراسر جهان هر روز صبح با تکیه بر همان «بی‌سیم جادویی» از خواب بیدار می‌شوند و باور دارند که دنیا هنوز هم می‌تواند مهربان باشد. این است راز روز جهانی آرزو؛ رازی که باید تصمیم گرفت آن را از دل هیاهوی مرگ و زندگی بیرون بکشد و روبه‌روی چشمان شما بگذارد، تا شاید فردا که از خانه بیرون می‌زنید، با خود زمزمه کنید که هنوز هم می‌شود دنیا را با یک آرزو تغییر داد.


نویسنده : سونیوز
پژوهشیار