سـونیـوز

پایگاه خبری تحلیلی

نسخه چاپی خبر

روز ملی سینما

کد خبر : 1447
11:00
1405/06/21


سونیوز: لید: در تقویم رسمی ایران، ۲۱ شهریور روزی است که به پاسداشت یک قرن پیوند میان مردم و پرده نقره‌ای نام‌گذاری شد. روز ملی سینما در حالی فرا می‌رسد که صنعت سینمای ایران با وجود ثبت رکوردهای زیرساختی، با کاهش ۳۵ درصدی مخاطب و سلطه بی‌چون‌وچرای کمدی‌های سطحی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ تناقضی که آینده این هنر-صنعت را به یکی از جدی‌ترین پرسش‌های فرهنگی کشور تبدیل کرده است.


به گزارش آژانس خبری سونیوز،در سال 1379 در چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران و همزمان با بزرگداشت صدمین سال ورود سینما به ایران بود که 21 شهریور ماه به عنوان «روز ملی سینما» شناخته شد و هر سال جشن خانه سینما در این روز برگزار می شود و 21 شهریور ماه به عنوان روزی نمادین وارد تقویم شد.


اولین سینمای تاریخ جهان
برادران لومير، در دسامبر ۱۸۹۵ دستگاهى را به راه انداختند که سينماتوگراف نام داشت. اين دستگاه پيچيده عکس‌هاى متحرک را نشان مى‌داد. لومى‌ير با چرخاندن دستک آن عکس‌هاى متحرک را روى پرده‌اى سفيد به نمايش مى‌گذاشتند. آنها پس از استقبال پاريسى‌ها از سينماتوگراف، نمايندگانى به کشورهاى مختلف فرستادند تا مردم آن کشورها را با اين دستگاه آشنا کنند. اما ايران دورهٔ قاجار يکى از اين کشورها نبود.


تاربخچه ورود سینما به ایران
مظفر‌الدین‌شاه در فروردین سال ۱۲۷۹ از تهران به مقصد اروپا حرکت کرد. در این سفر بود که با سینما آشنا شد. در سفرنامه مبارکه مظفرالدین‌شاه آمده است که شاه روز یکشنبه هفدهم تیر ۱۲۷۹ به اتفاق میرزا ابراهیم خان عکاس‌باشى به تماشاى دستگاه سینموفتوگراف و لانترن ماژیک رفته است. این حادثه پنج سال پس از رواج اختراع برادران لومیر در پاریس رخ داد؛ (شاه این دوربین را اشتباهاً سینموفتوگراف مى‌نامید.)

 مظفرالدین شاه قاجار در این سفر با «سینماتوگراف» آشنا شد و دستور خرید دو دستگاه دوربین فیلم‌برداری از نوع «گومون» را صادر کرد. میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی، عکاس و فیلم‌بردار همراه شاه، در مرداد همان سال در جشن گل در اوستند بلژیک نخستین فیلم‌برداری یک ایرانی را انجام داد و نام خود را به عنوان نخستین فیلم‌بردار سینمای ایران ثبت کرد.  ميرزا ابراهيم‌خان عکاس‌باشى مشغول عکس سينموفتوگراف‌اندازى از شاه شد. به اين ترتيب بانى ورود نخستين دوربين فيلم‌بردارى و نمايش فيلم، مظفرالدين‌شاه است و نخستين فيلم‌بردار ايرانى نيز ابراهيم ‌خان عکاس‌باشى محسوب مى‌شود. با این حال، هیچ منبع تاریخی رویداد مشخصی مانند ورود دوربین، نخستین فیلم‌برداری یا نخستین نمایش عمومی فیلم در روز ۲۱ شهریور ۱۲۷۹ را ثبت نکرده است. انتخاب این تاریخ به سال ۱۳۷۹ بازمی‌گردد؛


موسسه فرهنگی هنری فصل هنر، مشاور و مجری پروژه های فرهنگی، هنری، رسانه ای و تبلیغاتی شماست. موسسه فرهنگی هنری به عنوان جامع ترین موسسه فرهنگی هنری شمالغرب کشور و اولین شرکت خلاق در حوزه صدا و تصویر با شعار « فقط تصور کن... ! » ، ایده ها و تصورات شما را ممکن می سازد.

           ارتباط با موسسه فرهنگی هنری فصل هنر/ کلیک کنید.


نخستين مدرسه سينمايى و فيلم‌بردارى در ايران
اوانس اوگانيانس، مهاجرى ارمنى / روس بود، که پس از اتمام تحصيلاتش در رشته سينما به ايران آمد. اوگانياسن با فکر تأسيس مدرسه سينمايى و سپس توليد فيلم را به مرحله عمل در آورد. پس از درج اعلان براى نخستين دوره مدرسه، نتيجه‌اى ببار نيامد و با اعلان‌هاى بعدي، افتتاح مدرسه هنرپيشگى در ۲۰ ارديبهشت ۱۳۰۹ روى داد و سيصد نفر نام‌نويسى کردند. اما اين دوره را فقط ۱۲ نفر به‌پايان رساندند.
               

سرانجام دوره دوم نيز پس از چاپ اعلان در جرايد برگزار شد؛ در دوره دوم دروس مختلفى شامل فيلم‌برداري، بازيگري، ورزش، موسيقي، رقص، ژيمناستيک، تاريخ لباس و ... تدريس مى‌شد. اوگانيانس نتوانست دوره سوم را برگزار نمايد. در سال ۱۳۱۷ به هند رفت تا کار سپنتا را ادامه دهد ولى درگير مسائل سياسى شد. پس از جنگ جهانى دوم به ايران بازگشت و نام خود را پس از گرويدن به اسلام رضا مژده ناميد. بعد از آن نيز چند بار تلاش کرد تا با سينما ارتباط برقرار کند ولى توفيقى نيافت.

عبدالحسين سپنتا و اولين تجربه در سينماى ايران -دختر لُر
عبدالحسين سپنتا متولد ۱۲۸۶ تهران بود. وى در مدرسه سن‌لوئى و مدرسه زرتشتيان تهران و نيز در اصفهان و کالج امريکايى تحصيل کرد و علاقه زيادى به تاريخ و ادبيات ايران باستان داشت. سپنتا سفرهايى به هند داشت و آثارى را منتشر نمود. در سال ۱۳۰۷ اولين روزنامه‌اش را با نام دورنماى ايران منتشر کرد. وى پس از سفر به ايران مجدداً به هند رفت.



آشنايى وى با سينما به‌طور تصادفى و از طريق اردشير ايرانى صورت گرفت. پس از مطالعه در اين زمينه بصورت تئوري، سناريو با نظر فنى اردشير ايرانى نوشته شد. مشکل اساسى اين دو در تهيه فيلم، انتخاب بازيگران بود که مى‌بايست با زبان فارسى آشنايى مى‌داشتند. پس از جستجوى بسيار، سرانجام همسر يکى از کارمندان استوديو بنام روح‌انگير جهت ايفاى نقش دختر لُر برگزيده شد. نقش‌هاى بعدى را هادى شيرازى و سهراب پورى ايفا مى‌کردند و نقش‌هاى فرعى را خود سپنتا با تغيير صدا و لحن صحبت مى‌کرد.

پس از هفت ماه کار مداوم، نخستين فيلم ايرانى ناطق موجوديت يافت. از اين فيلم بعدها بنام جعفر و گلنار ياد مى‌شد. نقش اساسى در تهيه‌ اين فيلم، به سپنتا تعلق داشت، گرچه ساخته اردشير ايرانى ذکر شد و در واقع کارگردانى هنرى با سپنتا و کارگردانى فنى با اردشير ايرانى بود. فيلم دختر لُر در مهر ۱۳۱۲ آماده نمايش شد و در ۳۰ آبان ۱۳۱۲ نمايش فيلم در سينما ماياک در خيابان لاله‌زار آغاز شد و با استقبال بى‌سابقه‌اى روبرو شد و پس از ۳۷ روز نمايش، موفقيت بى‌نظيرى کسب کرد.

سپس از دى ماه به مدت ۱۲۰ روز در سينما سپه اکران شد و حتى سال بعد يک ماه در سينما ماياک و ۵۰ روز در سينما سپه نمايش مجدد يافت. و نمايش سومى نيز در سينما سپه داشت. توفيق دختر لُر فيلم‌هاى صامت را از رونق انداخت.


اهمیت این مناسبت؛ سینما به عنوان حافظه جمعی و آیینه جامعه
اهمیت روز ملی سینما را نمی‌توان تنها در چارچوب یک مناسبت تقویمی خلاصه کرد. سینما در ایران، فراتر از یک صنعت سرگرمی، به حافظه تصویری و آیینه تمام‌نمای تحولات اجتماعی و فرهنگی کشور تبدیل شده است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیام خود به مناسبت این روز، سینما را «یکی از فراگیرترین و اثرگذارترین جلوه‌های فرهنگ و هنر معاصر» توصیف کرده که «در پیوندی مستقیم با زندگی مردم، هم مجالی برای شادی و فراغت فراهم می‌آورد و هم می‌تواند حامل اندیشه، عاطفه و شریف‌ترین معانی انسانی باشد» . این پیوند با مردم، مهم‌ترین سرمایه سینمای ایران محسوب می‌شود. همان‌طور که وزیر ارشاد تأکید کرده، سینما پیش از آنکه بخواهد سخنی را به مخاطب منتقل کند، باید بتواند او را با خود همراه سازد؛ «قصه‌ای برای شنیدن، شخصیتی برای همدلی و جهانی برای تجربه کردن پیش روی او بگذارد» . در واقع، سینمای ایران در طول بیش از یک قرن حیات خود، از فیلم‌های عامه‌پسند دهه‌های گذشته تا آثار هنری و بین‌المللی، همواره نقشی دوگانه داشته است: از یک سو ابزاری برای سرگرمی و فراغت، و از سوی دیگر وسیله‌ای برای روایت دغدغه‌ها، بحران‌ها و امیدهای جامعه ایرانی. در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و تحولات اخیر، این نقش بیش از پیش پررنگ شده است. وزیر ارشاد در پیام خود به این موضوع اشاره کرده که «جلوه‌هایی ارجمند از شجاعت، ایثار، نوعدوستی و دلبستگی به میهن آشکار شد؛ ارزش‌هایی که در متن زندگی مردم معنا یافتند» و سینما می‌تواند «این تجربه انسانی را از سطح واقعه فراتر ببرد و با زبان قصه، شخصیت و تصویر، به اثری ماندگار بدل سازد» . اهمیت این مناسبت همچنین در نقش آن به عنوان فرصتی برای بازنگری در وضعیت سینمای کشور نهفته است. روز ملی سینما، همان‌طور که در نام‌گذاری آن نیز نهفته است، بهانه‌ای برای گردهمایی سینماگران، طرح دغدغه‌های صنفی و تأکید بر جایگاه این هنر-صنعت در سیاست‌گذاری فرهنگی کشور است.
 
 
 پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران؛ سلطه کمدی‌های میلیاردی
نگاهی به جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران، تصویری روشن از ذائقه مخاطب و همچنین چالش‌های کیفی این صنعت ارائه می‌دهد. فیلم «مطرب» به کارگردانی مصطفی کیایی، با فروش ۳۸۵ میلیارد ریال (معادل حدود ۹.۵ میلیون دلار)، در صدر جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های تمام دوران‌های سینمای ایران قرار دارد . این فیلم که در ژانر کمدی-موزیکال ساخته شده، با تکیه بر حضور بازیگران شناخته‌شده و فضایی پرنشاط، توانست مخاطبان گسترده‌ای را به سالن‌های سینما بکشاند. در رتبه دوم، فیلم «انفرادی» با فروش ۷۷ میلیارد تومان قرار می‌گیرد که در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ اکران شد و جهش قیمت بلیت سینما در آن سال‌ها در مجموع فروش آن بی‌تأثیر نبوده است . اما در میان شاخص‌های پرمخاطب‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران، فیلم «فسیل» به کارگردانی کریم امینی جایگاه ویژه‌ای دارد. این فیلم که در سال ۱۴۰۲ اکران شد، با جذب ۷ میلیون و ۴۸۷ هزار تماشاگر، پرمخاطب‌ترین فیلم سینمای ایران در سال اول اکران لقب گرفته است . پس از آن، «هتل» به کارگردانی مسعود اطیابی با ۶ میلیون و ۲۴۶ هزار مخاطب در رتبه دوم پرمخاطب‌ترین‌ها قرار دارد . نکته قابل تأمل آنکه هر سه فیلم مذکور در ژانر کمدی ساخته شده‌اند و این واقعیت، هم فرصت و هم تهدیدی برای سینمای ایران محسوب می‌شود. از یک سو، توانایی کمدی در جذب مخاطب انبوه نشان‌دهنده ظرفیت بالای این ژانر برای رونق اقتصادی سینماست، و از سوی دیگر، تمرکز افراطی بر کمدی به قیمت کم‌توجهی به دیگر ژانرها و کاهش تنوع سبد فرهنگی سینما تمام شده است.
 
 
 چالش‌ها و مشکلات؛ سلطه کمدی سطحی، بحران تنوع و شکاف طبقاتی در گیشه 
مهم‌ترین چالش پیش روی سینمای ایران در شرایط کنونی، نه کاهش مخاطب به تنهایی، بلکه تک‌ژانر شدن افراطی و افت کیفیت آثار پرفروش است. آمارها نشان می‌دهد از میان ۱۰ فیلم اول جدول فروش سال ۱۴۰۴، هشت عنوان در ژانر کمدی قرار دارند . این سلطه بی‌چون‌وچرا در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از این کمدی‌ها بر «لودگی، شوخی‌های تکراری و تکیه بر بازیگران شناخته‌شده‌ای» استوارند که «همان تیپ‌های همیشگی خود را تکرار می‌کنند» . به عنوان مثال، فیلم «کفایت مذاکرات» با وجود فروش ۶۹۰ میلیارد ریال، از ضعف فیلم‌نامه و تکیه بر اتفاق‌های بی‌پایان رنج می‌برد . این وضعیت باعث شده منتقدان از «تکرار یک فرمول شکست‌خورده» سخن بگویند و هشدار دهند که مخاطب ایرانی در نهایت از این چرخه تکراری خسته خواهد شد . چالش دوم، شکاف عمیق میان فیلم‌های پرمخاطب و کم‌مخاطب است که نشان‌دهنده بحران توزیع ناعادلانه سالن‌ها و نبود زیرساخت مناسب برای اکران فیلم‌های هنری و تجربی است. در سال ۱۴۰۴، ۲۰ فیلم انتهایی جدول فروش هر کدام کمتر از ۲۰ میلیارد ریال فروختند و برخی مانند «ترک عمیق» با فروش ۱۲۸ میلیون ریال و تنها ۱۵۰ مخاطب، عملاً در گیشه شکست خوردند . چالش سوم، کاهش چشمگیر مخاطب در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل است. مجموع مخاطبان سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ به ۲۲ میلیون و ۹۳۹ هزار نفر رسید که در مقایسه با ۳۵ میلیون و ۵۱۲ هزار مخاطب سال ۱۴۰۳، کاهش ۳۵ درصدی را نشان می‌دهد . این افت در حالی رخ داده که تعداد فیلم‌های اکران شده از حدود ۵۰ عنوان در سال ۱۴۰۳ به ۶۵ عنوان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است؛ یعنی با وجود عرضه بیشتر، استقبال کمتر شده است . چالش چهارم، تأثیر عوامل بیرونی مانند جنگ ۱۲ روزه، ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ رمضان بر کاهش حضور مخاطبان در سالن‌های سینماست که حرکت سینما در «دست‌انداز تند کاهش مخاطب» را سرعت بخشید .
 
 
افت ۴۰ درصدی درآمد واقعی و معضل بازگشت سرمایه
از منظر اقتصادی، سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ با تناقضی آشکار مواجه بوده است: رشد زیرساخت‌ها در کنار افت شدید درآمد. آمارها نشان می‌دهد در حالی که در سال ۱۴۰۳ چیزی معادل ۲ هزار میلیارد تومان بلیت سینما فروخته شده بود، در سال ۱۴۰۴ فروش گیشه به ۱.۸ هزار میلیارد تومان رسید که اگرچه افت اسمی ۱۰ درصدی را نشان می‌دهد، اما با لحاظ تورم می‌توان گفت گیشه‌های سینما با یک افت ۴۰ درصدی درآمد مواجه شدند . این افت درآمد، مستقیماً به کاهش تعداد تماشاگران بازمی‌گردد؛ به طوری که تعداد مخاطبان سینما در سال ۱۴۰۴ به ۲۲.۹ میلیون نفر رسید که در مقایسه با سال پیش از آن، ۳۴.۷ درصد کاهش نشان می‌دهد . میانگین قیمت بلیت نیز با افزایشی حدود ۳ درصدی از ۵۷ هزار تومان به نزدیک ۵۹ هزار تومان رسید که بخشی از افت مخاطب را می‌توان به گرانی بلیت نسبت داد، اما عامل اصلی، بی‌کیفیتی و یکنواختی آثار بوده است . مشکل ساختاری اقتصاد سینمای ایران، فراتر از کاهش مخاطب است؛ «افزایش شکاف میان هزینه تولید و امکان بازگشت سرمایه» به یکی از جدی‌ترین معضلات این صنعت تبدیل شده است . در چنین شرایطی، پیشنهاد تشکیل «صندوق توسعه سینما» به عنوان راهکاری برای ایجاد درآمد پایدار و حمایت از تولیدات سینمایی مطرح شده است. رئیس سازمان سینمایی با اشاره به نمونه‌های مشابه خارجی، تأکید کرده که «در کشورهای زیادی مانند روسیه، زیر نظر رئیس‌جمهور چنین صندوقی شکل گرفته است» و «ایجاد یک صندوق با درآمد پایدار می‌تواند بخشی از این نیازها را پوشش دهد» . کارشناسان نیز بر ضرورت خروج سینما از وابستگی کامل به بودجه‌های دولتی و گسترش مشارکت بخش خصوصی تأکید دارند و ارائه مشوق‌های مالیاتی، بیمه‌ای و تسهیل فرآیند جذب سرمایه را مسیر حضور گسترده‌تر سرمایه‌گذاران می‌دانند .
 
 
 سینما به عنوان ابزار گفت‌وگوی اجتماعی
از منظر فرهنگی، سینمای ایران همواره نقشی فراتر از سرگرمی صرف داشته است. این هنر-صنعت در طول دهه‌های گذشته، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای بیان دغدغه‌های اجتماعی، بازنمایی هویت ملی و گفت‌وگو درباره مسائل روز تبدیل شده است. در سال‌های اخیر، با وجود سلطه کمدی‌های سطحی بر گیشه، درخشش آثاری مانند «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی و «زن و بچه» ساخته سعید روستایی نشان می‌دهد که سینمای جدی و اجتماعی نیز همچنان بازار خود را دارد . فیلم «پیر پسر» با نگاهی انسانی و اجتماعی توانست بیش از ۲ میلیون مخاطب را به سینما بکشاند و «زن و بچه» نیز با فروش بالای هزار میلیارد ریال اثبات کرد که درام اجتماعی همچنان می‌تواند حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد . این موفقیت‌ها تأکیدی بر این واقعیت است که «مخاطب ایرانی تشنه تنوع است و تنها کمدی نیست که می‌فروشد» . وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در پیام خود به مناسبت روز سینما بر ضرورت حفظ پیوند سینما با مردم تأکید کرده و گفته است: «سینمای ایران برای تداوم و بالندگی، بیش از هر چیز به حفظ و تقویت پیوند خود با مردم نیاز دارد؛ به آثاری که تنوع نسل‌ها، سلیقه‌ها و نیازهای جامعه را به رسمیت بشناسند، برای مخاطب حق انتخاب قائل شوند و سهمی شایسته در شادی، نشاط، همبستگی و امید اجتماعی داشته باشند» . این تأکید بر تنوع، پاسخی به نگرانی‌هایی است که از سلطه یک‌جانبه کمدی بر گیشه و حذف تدریجی دیگر ژانرها از چرخه اکران حکایت دارد.
 
 
رشد زیرساخت‌ها در سایه رکود محتوایی
از منظر توسعه صنعتی، سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ یکی از بهترین سال‌های خود را از حیث زیرساختی تجربه کرده است. تعداد سینماها به ۳۲۴ سینما، تعداد سالن‌ها به ۹۴۷ سالن و ظرفیت صندلی‌ها به ۱۶۵ هزار صندلی رسید که همگی رکوردهای جدیدی برای سینمای کشور محسوب می‌شوند . رشد تعداد سینماها ۶.۶ درصد و تعداد سالن‌ها ۱۳.۵ درصد نسبت به سال ۱۴۰۳ بوده است . این رشد زیرساختی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران، به رغم کاهش مخاطب و درآمد، همچنان به آینده سینمای ایران خوش‌بین هستند و به سرمایه‌گذاری در توسعه فضاهای نمایش فیلم ادامه می‌دهند. با این حال، رشد زیرساخت‌ها بدون توجه همزمان به تولید محتوای جذاب، تنوع ژانری و بازاریابی مؤثر، نمی‌تواند به افزایش مخاطب و فروش منجر شود . توسعه سینما به عنوان یک صنعت، نیازمند رویکردی چندوجهی است: از یک سو، ورود پلتفرم‌های دیجیتال و اکران آنلاین می‌تواند به افزایش دسترسی مخاطبان و متنوع شدن درآمد سینماگران کمک کند، و از سوی دیگر، صادرات فیلم و حضور فعال در بازارهای جهانی می‌تواند راه درآمد ارزی را باز کند . کارشناسان معتقدند «هم‌افزایی سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، توسعه فناوری‌های نوین و تمرکز بر بازارهای جهانی» می‌تواند مسیر توانمند شدن اقتصاد سینمای ایران را هموار سازد و این هنر هفتم را به عنصری اثرگذار در اقتصاد فرهنگ کشور تبدیل کند . در همین راستا، معافیت‌های مالیاتی سینماگران، تولیدات مشترک با کشورهای خارجی، فرهنگ کارت، بیمه هنرمندان، تأمین مسکن سینماگران و توسعه متوازن سینما در سراسر کشور از جمله موضوعاتی است که در کارگروه تخصصی شورای سینما مورد بحث قرار گرفته است .
 
 
 جشنواره‌های سینمایی در ایران؛ از فجر تا جشنواره‌های تخصصی
جشنواره‌های سینمایی در ایران، به مثابه ویترین سالانه سینمای کشور، نقشی کلیدی در معرفی آثار جدید، کشف استعدادهای تازه و جهت‌دهی به جریان‌های سینمایی ایفا می‌کنند. جشنواره فیلم فجر به عنوان مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور، هر ساله در بهمن‌ماه برگزار می‌شود و ویترینی از تازه‌ترین تولیدات سینمای ایران را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهد. چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در بهمن ۱۴۰۴ برگزار شد و مجموعه‌ای متنوع از فیلم‌های بلند سینمایی، فیلم‌های کوتاه و آثار مستند را به نمایش گذاشت . این جشنواره نه‌تنها فرصتی برای تماشای آثار جدید سینماگران شناخته‌شده است، بلکه بستری برای معرفی فیلم‌سازان جوان و جریان‌های نو در سینمای ایران محسوب می‌شود . در کنار جشنواره فجر، جشنواره‌های تخصصی دیگری نیز در تقویم سینمایی کشور جای دارند. جشنواره هنری ایران ۱۴۰۴ که به همت حوزه هنری برگزار می‌شود، بخش سینمایی خود را به نمایش فیلم‌های برگزیده‌ای مانند «مهاجر» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، «خیلی دور، خیلی نزدیک» به کارگردانی سیدرضا میرکریمی و «کیمیا» ساخته احمدرضا درویش اختصاص داده است . این جشنواره‌ها علاوه بر کارکرد نمایشی، به عنوان بازارهای فرهنگی عمل می‌کنند که در آن تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و مخاطبان با یکدیگر تعامل دارند و جریان‌های جدید سینمایی شکل می‌گیرد. با این حال، جشنواره‌های سینمایی ایران نیز از چالش‌هایی مانند تمرکز بیش از حد بر تهران، محدودیت منابع و نبود استراتژی بلندمدت برای تبدیل این رویدادها به بازارهای بین‌المللی فیلم رنج می‌برند.  جشنواره هایی مانند جشنواره فلم فجر، جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره فیلم شهر و جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی که تازه متولد شده است و دور اول آن در تهران توسط موسسه فرهنگی هنری فصل هنر برگزار گردید، از جمله رویدادهای مهم سینمایی کشور هستند که بیش از پیش می توانند به رشد کیفی و کمی تولیدات سینمای ایران کمک شایانی کنند.
 


 
 مسیرهای پیش‌رو برای نجات سینمای ایران
آینده سینمای ایران و به تبع آن، روز ملی سینما، به مجموعه‌ای از تصمیم‌ها و تحولات ساختاری وابسته است که در سال‌های آینده شکل خواهند گرفت. نخستین و مهم‌ترین مسیر، بازگرداندن تنوع به سبد اکران و شکستن سلطه کمدی‌های سطحی است. تجربه سال ۱۴۰۴ نشان داد که مخاطب ایرانی از تکرار فرمول‌های تکراری خسته می‌شود و کاهش ۳۵ درصدی مخاطب، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران فرهنگی است . دومین مسیر، تقویت اقتصاد سینما از طریق ایجاد درآمدهای پایدار و متنوع است. پیشنهاد تشکیل «صندوق توسعه سینما» با هدف ایجاد درآمد پایدار و حمایت از تولیدات سینمایی، گامی در این جهت محسوب می‌شود که در صورت تحقق، می‌تواند بخشی از چالش‌های مالی این صنعت را برطرف کند . سومین مسیر، توجه به بازارهای بین‌المللی و صادرات فیلم است. سینمای ایران با پشتوانه فرهنگی و اعتبار بین‌المللی خود، می‌تواند «روایتگر وجوهی از انسان و جامعه ایرانی باشد که جهان کمتر مجال شناخت آن‌ها را یافته است» . چهارمین مسیر، توسعه زیرساخت‌ها و توزیع متوازن امکانات سینمایی در سراسر کشور است. اگرچه سال ۱۴۰۴ از نظر رشد سالن‌ها و صندلی‌های سینما رکوردشکن بود، اما تمرکز این زیرساخت‌ها همچنان در کلان‌شهرها متمرکز است و شهرهای کوچک از حداقل امکانات نمایش فیلم محروم‌اند . پنجمین مسیر، توجه به فناوری‌های نوین و پلتفرم‌های دیجیتال است که می‌تواند به افزایش دسترسی مخاطبان و متنوع شدن درآمد سینماگران کمک کند . در نهایت، آینده سینمای ایران به توانایی آن در حفظ پیوند با مردم وابسته است؛ پیوندی که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را «مهم‌ترین سرمایه» این هنر-صنعت دانسته و تأکید کرده که سینما باید «سهمی شایسته در شادی، نشاط، همبستگی و امید اجتماعی داشته باشد» . روز ملی سینما، در سال‌های آینده، بیش از هر چیز به فرصتی برای بازاندیشی در این مسیرها و ارزیابی پیشرفت‌های صورت گرفته تبدیل خواهد شد.
 


 


نویسنده : سونیوز
پژوهشیار