سـونیـوز

پایگاه خبری تحلیلی

نسخه چاپی خبر

روز جهانی توسعه اطلاعات

کد خبر : 13118
15:00
1405/08/02


سونیوز: در حالی که بیش از پنج میلیارد انسان امروز به اینترنت دسترسی دارند، نزدیک به ۲.۶ میلیارد نفر همچنان از کوچک‌ترین امکان اتصال به شبکه جهانی محروم‌اند؛ شکافی که «روز جهانی توسعه اطلاعات» را از یک مناسبت تقویمی نمادین، به آینه‌ای برای سنجش عدالت در عصر دیجیتال تبدیل کرده است.


ه گزارش آژانس خبری سونیوز، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر ۱۹۷۲ با تصویب قطعنامه ۳۰۳۸ روز ۲۴ اکتبر را به عنوان «روز جهانی توسعه اطلاعات» نامگذاری کرد؛ تاریخی که همزمان با «روز سازمان ملل متحد» و سالگرد تصویب «استراتژی توسعه بین‌المللی برای دهه دوم توسعه» در سال ۱۹۷۰ است . هدف بنیان‌گذاران این مناسبت روشن بود: جلب توجه افکار عمومی جهان به مسائل توسعه و ضرورت تقویت همکاری‌های بین‌المللی برای حل آن‌ها، با این باور که بهبود انتشار اطلاعات و mobilization افکار عمومی به ویژه در میان جوانان، آگاهی از مشکلات توسعه را افزایش می‌دهد . در آن سال‌های میانه جنگ سرد، جریان اطلاعات به مراتب محدودتر از امروز بود و تصور جهانی که در آن اینترنت و فناوری‌های ارتباطی پیشرفته، مرزهای دانش را درنوردند، دشوار به نظر می‌رسید؛ با این حال، نیم قرن بعد، همان قطعنامه به چارچوبی برای پیگیری یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های عصر دیجیتال تبدیل شده است: چه کسی به اطلاعات دسترسی دارد و چه کسی از آن محروم می‌ماند؟ 

 چرا اطلاعات به اندازه زیرساخت اهمیت دارد
«روز جهانی توسعه اطلاعات» صرفاً یک بزرگداشت تقویمی نیست؛ یادآوری این واقعیت است که اطلاعات دقیق، به‌موقع و در دسترس، پیش‌شرط هرگونه توسعه پایدار است. سازمان ملل متحد تأکید دارد که فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات این ظرفیت را دارند که راه‌حل‌های تازه‌ای برای چالش‌های توسعه ارائه دهند، رشد اقتصادی و رقابت‌پذیری را تقویت کنند، به ریشه‌کنی فقر و شمول اجتماعی کمک کنند و ادغام کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه را در اقتصاد جهانی تسریع نمایند . اما این اهمیت دو وجه دارد: از یک سو، دسترسی به اطلاعات به شهروندان امکان می‌دهد تصمیم‌های آگاهانه بگیرند، خدمات عمومی را مطالبه کنند و در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت کنند؛ از سوی دیگر، نبود اطلاعات یا اطلاعات نادرست، خود به ابزاری برای تشدید نابرابری و انحراف مسیر توسعه تبدیل می‌شود. به همین دلیل است که این مناسبت هر سال فرصتی برای بازبینی پیشرفت‌ها و شکاف‌های باقی‌مانده فراهم می‌کند .

 
اطلاعات تا کجا باید توسعه یابد؛ از اتصال به «معناداری»
پرسش «اطلاعات تا کجا توسعه یابد» دیگر پاسخ ساده‌ای ندارد؛ زیرا شاخص‌ها نشان می‌دهند صرفِ «متصل بودن» کافی نیست. بر اساس داده‌های اتحادیه بین‌المللی مخابرات، در حالی که بیش از ۹۳ درصد جمعیت جهان در مناطق تحت پوشش شبکه ۴G زندگی می‌کنند و نرخ استفاده از اینترنت از حدود ۱۵ درصد در سال ۲۰۰۵ به بیش از ۷۴ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است، این رقم در کشورهای کم‌درآمد تنها ۲۳ درصد است؛ یعنی شکافی بیش از چهار برابر میان کشورهای پردرآمد (۹۴ درصد) و کم‌درآمد . همزمان، ۲.۶ میلیارد نفر همچنان بدون اتصال باقی مانده‌اند و بسیاری از کسانی که «متصل» محسوب می‌شوند، به دلیل هزینه، مهارت یا کیفیت شبکه، از اتصال معنادار و پایدار محروم‌اند . توسعه اطلاعات در معنای امروزی، بنابراین، باید از سنجش صرفِ «پوشش» فراتر رود و بر «دسترسی معنادار» تمرکز کند: اینترنت مقرون‌به‌صرفه، مهارت دیجیتال، محتوای بومی و توانایی استفاده از اطلاعات برای بهبود زندگی.

تمرکز بر شکاف‌های ساختاری
اگرچه «روز جهانی توسعه اطلاعات» یک مناسبت جهانی است، میزان توجه به آن در کشورها و مناطق مختلف یکسان نیست. کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه‌یافته، به ویژه آنهایی که با شکاف‌های عمیق دیجیتال دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این مناسبت را فرصتی برای طرح مطالبات ساختاری خود می‌بینند. گروه ۷۷ و چین در بیانیه‌های اخیر خود تأکید کرده‌اند که بسیاری از تعهدات «اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی» در زمینه تأمین منابع و زیرساخت هنوز محقق نشده و شکاف‌های دیجیتال در دسترسی، مقرون‌به‌صرفه بودن، مهارت و اتصال معنادار، نابرابری‌های موجود را تقویت می‌کند . در مقابل، در کشورهای توسعه‌یافته، تمرکز بیشتر بر ابعاد حقوقی و کیفی است: شفافیت اطلاعات عمومی، پاسخگویی نهادها و نقش اطلاعات در تقویت دموکراسی. برای مثال، در لبنان این مناسبت با تأکید بر پیوند میان بازیابی اقتصادی، شمول دیجیتال و پاسخگویی عمومی مورد توجه قرار گرفته است . این تفاوت نگاه نشان می‌دهد که «توسعه اطلاعات» در هر منطقه معنای متفاوتی پیدا می‌کند: برای برخی، دسترسی به اینترنت اولویت است؛ برای برخی دیگر، کیفیت و عدالت در دسترسی به اطلاعات.

 چالش‌ها و موانع؛ شکافی که با میانگین پنهان می‌شود
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مرتبط با این مناسبت، فاصله میان تصویر کلی پیشرفت و واقعیت نابرابری‌های درون‌کشوری و میان‌کشوری است. استفاده از میانگین‌های جهانی می‌تواند این توهم را ایجاد کند که جهان به سرعت به سوی اتصال کامل حرکت می‌کند، در حالی که داده‌ها نشان می‌دهد نرخ استفاده از اینترنت در کشورهای کم‌درآمد تنها ۲۳ درصد است و در برخی کشورها حتی به زیر ۲۰ درصد می‌رسد . شکاف جنسیتی نیز از موانع پایدار است: در سطح جهانی، ۷۸ درصد زنان و دختران بالای ده سال از تلفن همراه استفاده می‌کنند، در حالی که این رقم برای مردان ۸۷ درصد است؛ و نرخ استفاده از اینترنت برای زنان ۷۱ درصد در برابر ۷۷ درصد مردان گزارش شده است . علاوه بر این، در مناطقی که نیازهای پایه مانند انرژی و آب تأمین نشده، اتصال دیجیتال اولویت نخست نیست و بدون درک این واقعیت، سیاست‌های توسعه اطلاعات می‌تواند به ابزاری برای نادیده گرفتن محرومیت‌های عمیق‌تر تبدیل شود .

اطلاعات به مثابه زیرساخت رشد
از منظر اقتصادی، توسعه اطلاعات دیگر یک «بخش» در کنار سایر بخش‌ها نیست؛ زیرساختی است که بهره‌وری، نوآوری و رقابت‌پذیری را در تمامی حوزه‌ها تحت تأثیر قرار می‌دهد. فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات می‌توانند رشد اقتصادی را تحریک کنند، دسترسی به دانش را گسترش دهند و به ریشه‌کنی فقر کمک کنند . اما اقتصاد اطلاعات، اقتصاد برابری نیست: کشورهایی که زیرساخت دیجیتال ضعیف‌تری دارند، در زنجیره‌های ارزش جهانی نیز موقعیت ضعیف‌تری پیدا می‌کنند و شکاف دیجیتال به شکاف درآمدی و بهره‌وری تبدیل می‌شود. هزینه اتصال، یکی از موانع کلیدی است؛ حتی در مناطقی که پوشش شبکه وجود دارد، بسیاری از مردم توان پرداخت اشتراک پرسرعت را ندارند . از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری در داده و هوش مصنوعی، مزیت‌های اقتصادی تازه‌ای ایجاد کرده که عمدتاً در اختیار اقتصادهای دارای زیرساخت پیشرفته و نیروی انسانی ماهر قرار می‌گیرد. بنابراین، هر سیاست توسعه اطلاعاتی که فقط بر گسترش فیزیکی شبکه متمرکز باشد و مقرون‌به‌صرفه بودن و مهارت را نادیده بگیرد، در عمل شکاف اقتصادی را بازتولید می‌کند.

اطلاعات میان هویت بومی و جریان جهانی
از بعد فرهنگی، گسترش فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو، این فناوری‌ها امکان بیان هویت‌های فرهنگی متنوع، حفظ میراث بومی و دسترسی به دانش جهانی را فراهم می‌کنند؛ از سوی دیگر، جریان یک‌سویه اطلاعات و سلطه پلتفرم‌های جهانی می‌تواند به حاشیه‌رفتن زبان‌ها و فرهنگ‌های کوچک‌تر منجر شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که رابطه فناوری و فرهنگ رابطه‌ای یک‌طرفه نیست؛ فرهنگ‌ها فناوری‌ها را تطبیق می‌دهند و شکل‌های ترکیبی تازه‌ای از بیان فرهنگی پدید می‌آورند، اما در عین حال، شکاف دیجیتال می‌تواند به حاشیه‌رانی فرهنگی و تقویت ساختارهای قدرت موجود کمک کند . در این میان، تولید محتوای بومی و آموزش مهارت‌های دیجیتال به گروه‌های حاشیه‌ای، نه تنها یک ضرورت فنی، بلکه یک سیاست فرهنگی است. بدون آن، «توسعه اطلاعات» به معنای گسترش دسترسی به محتوایی خواهد بود که عمدتاً توسط دیگران تولید شده و ارزش‌ها و جهان‌بینی دیگران را بازتاب می‌دهد.

 
توسعه اطلاعات و هوش مصنوعی؛ فرصت یا شکاف تازه؟
هوش مصنوعی، پیچیده‌ترین لایه توسعه اطلاعات در دوران کنونی است. از یک سو، این فناوری می‌تواند کیفیت خدمات عمومی، آموزش، بهداشت و حکمرانی را ارتقا دهد و تحلیل داده‌های کلان را برای تصمیم‌گیری بهتر ممکن کند. از سوی دیگر، هوش مصنوعی به داده، توان محاسباتی و نیروی انسانی متخصص نیاز دارد؛ همان سرمایه‌هایی که در کشورهای در حال توسعه کمیاب‌تر است. در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی، تأکید شده که توسعه دیجیتال و هوش مصنوعی باید بر اصل «فناوری در خدمت همه» استوار باشد و نه تنها  دولت ها، بلکه همه ذی‌نفعان در شکل‌دهی به سیاست‌های آن مشارکت داشته باشند . نگرانی دیگر، شکاف زبانی و داده‌ای است: مدل‌های هوش مصنوعی عمدتاً بر داده‌های زبان‌های پرمصرف آموزش می‌بینند و زبان‌ها و فرهنگ‌های کم‌بضاعت‌تر در حاشیه قرار می‌گیرند. برخی کشورها مانند ایران برنامه‌هایی برای توسعه مدل‌های زبانی فارسی و همکاری منطقه‌ای در این زمینه اعلام کرده‌اند . بدون سیاست‌های فعال برای تولید داده بومی، آموزش نیروی انسانی و مقررات حمایتی، هوش مصنوعی می‌تواند شکاف اطلاعاتی موجود را به شکافی بسیار عمیق‌تر تبدیل کند.


 آینده؛ از اطلاعات برای توسعه تا توسعه برای اطلاعات
آینده «روز جهانی توسعه اطلاعات» به توانایی جامعه جهانی در عبور از شعار «اتصال برای همه» به سوی «دسترسی معنادار برای همه» بستگی دارد. سه اولویت کلیدی در این مسیر قابل شناسایی است: نخست، بازتعریف شاخص‌ها؛ به جای تمرکز بر میانگین پوشش، سنجش شکاف‌های درون‌کشوری، شکاف جنسیتی و کیفیت اتصال باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد . دوم، سرمایه‌گذاری در «قابلیت» به جای صرفِ «زیرساخت»: آموزش مهارت‌های دیجیتال، سواد اطلاعاتی و تولید محتوای بومی، همان اندازه اهمیت دارد که کابل‌ها و ایستگاه‌های مخابراتی. سوم، حکمرانی فراگیر داده و هوش مصنوعی: تصمیم‌گیری درباره داده‌ها و الگوریتم‌ها نمی‌تواند به گروه کوچکی از بازیگران جهانی محدود شود و باید چارچوب‌هایی برای پاسخگویی، شفافیت و بهره‌مندی عادلانه از داده‌ها شکل گیرد . در نیم قرن پیش، بنیان‌گذاران این روز امیدوار بودند که اطلاعات، جهان را به سوی توسعه‌ای عادلانه‌تر سوق دهد؛ امروز، این پرسش مطرح است که آیا جهان دیجیتال می‌تواند از همان منطق نابرابری که اقتصاد صنعتی را شکل داد، فاصله بگیرد یا نه. پاسخ به این پرسش، نه در تقویم، بلکه در سیاست‌ها و انتخاب‌های روزمره دولت‌ها، شرکت‌ها و شهروندان نوشته می‌شود.

نویسنده : سونیوز
پژوهشیار