سـونیـوز
پایگاه خبری تحلیلی
نسخه چاپی خبر
چلهای در میانِ چلهها؛ روایتی از جشنِ چهلمین روزِ تابستان در ایرانِ باستان
کد خبر :
12700
23:49
1405/05/10
سونیوز: همهی ما شبِ یلدا را میشناسیم؛ بلندترین شبِ سال را با هندوانه و انار و فالِ حافظ گرامی میداریم. اما آیا میدانستید که نیاکانِ ما درست در نقطهی مقابلِ آن، یعنی بلندترین روزِ سال، جشنی به شکوهِ یلدا برپا میکردند؟ جشنی که در چهلمین روزِ تابستان، وقتی خورشید به اوجِ گرمای خود میرسد، با آتشافروزی، رقصِ چوب و نیایش برای ایزدِ باران، شور و حالی دیگر داشت. جشن «چله تابستان» یا «چله تموز»؛ آیینی که امروزه در سایهی فراموشی قرار گرفته، اما هنوز در گوشهوکنارِ ایرانِ زمین، نفس میکشد و داستانِ پیوندِ دیرینهی ایرانیان با طبیعت و کشاورزی را روایت میکند. با سونیوز همراه باشید تا در گرمایِ این روزهایِ تابستانی، سفری به دلِ تاریخ بزنیم و رازهایِ این جشنِ کهن را از دلِ اسطورهها، شعرِ شاعران و رسومِ اقوامِ مختلف بیرون بکشیم.
به گزارش
آژانس خبری سونیوز
، جشنِ چلهی تابستان یا چلهی تموز، یکی از کهنترین جشنهای ایرانِ باستان است که ریشههایِ آن در اعماقِ تاریخ و پیوندِ ناگسستنیِ انسان با زمین و کشاورزی نهفته است. این جشن که در ایرانِ باستان «چلهی بزرگ» نیز نامیده میشده، در چهلمین روزِ فصلِ تابستان، یعنی دهمِ مردادماه، برگزار میشده است. اما داستان از کجا آغاز میشود؟ باید به روزهایِ آغازینِ تابستان بازگردیم؛ جایی که با طولانیترین روزِ سال، یعنی حدود اولِ تیرماه، چلهای
۴۰
روزه شروع میشده و تا دهمِ مردادماه ادامه مییافته است. در واقع، ایرانیانِ باستان این چهل روز را که گرمایِ تابستان در آن به اوجِ خود میرسید، یک دورهی کامل میدانستند و پایانِ آن را با جشنی بزرگ گرامی میداشتند. مورخان بر این باورند که قدمتِ این جشن به دورانِ یکجانشینی و شروعِ کشاورزی در ایران بازمیگردد؛ چراکه ساختارِ اقتصادیِ زندگیِ مردم در آن روزگار، مبتنی بر کشاورزی بوده و بسیاری از جشنهایِ کهن، ریشه در شرایطِ جغرافیایی و چرخههایِ طبیعی داشتهاند. نکتهی جالب اینکه این جشن با اسطورههایِ دورهی مهری و حتی تمدنِ سومری نیز پیوند خورده و نشان از ریشهای فراتر از مرزهایِ ایرانِ امروز دارد
.
اهمیتِ این روز؛ شکرگزاری در اوجِ گرما
اما چرا دقیقاً چهلمین روزِ تابستان اینقدر مهم بود؟ پاسخ را باید در باورِ عمیقِ ایرانیانِ باستان به شادی و نشاط جستوجو کرد. آنها معتقد بودند که شادی و نشاط، موافقِ میلِ خداست و خداوند انسان را آفریده تا او را سرزنده و شاداب ببیند. از این رو، غم و اندوه را امری اهریمنی میدانستند و به هر بهانهای جشن میگرفتند. جشنِ چلهی تابستان، دقیقاً در اوجِ گرمایِ تابستان و همزمان با برداشتِ محصولاتِ کشاورزی برگزار میشده است. کشاورزان پس از
۴۰
روزِ تلاش در گرمایِ سوزان، محصولِ خود را برداشت میکردند و با جشنی بزرگ، به درگاهِ خداوند شکرگزاری مینمودند. این جشن نهتنها یک آیینِ مذهبی، بلکه یک رویدادِ اجتماعیِ بزرگ بود که مردم را دور هم جمع میکرد و به همبستگیِ آنها میافزود. جالب است که این جشن با ایزدِ «تیشتر»، خدایِ باران و کشاورزی در اسطورههایِ ایرانِ باستان، مرتبط بوده و مردم با برگزاریِ آن، برای بارندگی و فراوانیِ محصول، نیایش میکردهاند. در واقع، چلهی تابستان نهتنها جشنی برای پایانِ گرما، بلکه آیینی برای امید به باران و زندگیِ دوبارهی زمین بوده است
.
آِیین و رسوم چله تابستان، جشنی با هزاران چهره
آداب و رسومِ جشنِ چلهی تابستان، به اندازهی تنوعِ اقوامِ ایرانی، رنگارنگ و جذاب است. اگرچه امروزه اطلاعاتِ دقیقی از تمامِ جزئیاتِ این جشن در دسترس نیست، اما شواهد نشان میدهد که ایرانیانِ باستان در این روز، لباسِ نو میپوشیدند، به دیدارِ یکدیگر میرفتند و در کنارِ عزیزانشان، گرمترین روزِ سال را جشن میگرفتند. یکی از مهمترینِ آیینهایِ این جشن، روشن کردنِ آتش بوده است. آتش در فرهنگِ ایرانِ باستان، نمادِ روشنایی و پاکی بوده و افروختنِ آن در گرمترین روزِ سال، شاید نشانهای از غلبهی نور بر گرمایِ اهریمنیِ تابستان بوده است. همچنین، رقصِ چوب و نواختنِ موسیقیِ محلی، از دیگرِ فعالیتهایِ شادِ این جشن به شمار میرفته است. در برخیِ مناطق، مردم آشهایِ ویژهی تابستان را طبخ میکرده و بر سرِ سفرههایِ جمعی، به صرفِ آن مینشستند. متأسفانه، امروزه از این جشنِ بزرگ، تنها نامی و رسمی اندک در خراسان برجای مانده و کمتر کسی با آیینهایِ تفصیلیِ آن آشناست
.
شاید بتوان گفت جنوبِ خراسان، یکی از معدودِ مناطقی است که هنوز هم یادِ این جشن در آن زنده است. در این منطقه، چلهی تموز یا چلهی بزرگِ تابستان، از اولِ تیرماه تا دهمِ مردادماه ادامه دارد و مردم، طولانیترین روزِ سال را گرامی میدارند. هرچند شکوهِ گذشته را ندارد، اما همچنان کموبیش در این خطه برگزار میشود
.
این آیین از دیلمان آغاز شده و تا پایِ کوهِ دماوند امتداد داشته است. در استانِ گیلان، مردم به این جشن «سالِ دیلمی» میگویند و با اختلافِ
۱۲
روز، آن را در استانِ مازندران نیز برگزار میکنند. متأسفانه، با گذشتِ زمان و پس از یورشِ تازیان به ایرانزمین، بسیاری از این جشنها و آیینها رفتهرفته به فراموشی سپرده شدند، اما مردمِ دلبستهی ایران، در هر گوشهای از این سرزمین، به شکلی و در تاریخیِ متفاوت، این آیین را زنده نگه داشتند
چلهی تابستان از نگاه حافظ
اگرچه جشنِ چلهی تابستان در سایهی جشنِ باشکوهِ یلدا، کمی به حاشیه رانده شده، اما ردِّ پایِ آن را در اشعارِ شاعرانِ بزرگِ ایرانزمین نیز میتوان یافت. اشاره به تیرماه و گرمایِ تابستان در اشعارِ حافظ، گواهی بر این است که این دوره برای شاعرانِ ما نیز شناختهشده بوده است. حافظ در یکی از غزلیاتِ خود میسراید: «به تیرماه و چلهی تابستان به پروازِشان در میآورند». این بیت، هرچند در معنایی عرفانی به کار رفته، اما نشان میدهد که «چلهی تابستان» در ذهنِ مردمانِ روزگارِ حافظ، مفهومی آشنا و ملموس بوده است.
چلهی تابستان در کدام کشورها جشن گرفته میشود؟
پرسشی که ذهنِ بسیاری را به خود مشغول میکند این است که آیا جشنِ چلهی تابستان، ویژهی ایران بوده یا در دیگرِ نقاطِ جهان نیز مشابهی داشته است؟ باید گفت که جشنِ چهلمین روزِ تابستان، بهطورِ مشخص با این نام و با این آیینهایِ خاص، عمدتاً به ایرانِ باستان و جغرافیایِ ایرانِ بزرگ مرتبط است. با این حال، جشنهایِ مشابهی در فرهنگهایِ دیگر نیز وجود داشتهاند. برای مثال، در بینالنهرین باستان، جشنهایی برای گرامیداشتِ خدایانِ باران و کشاورزی برگزار میشده که ریشههایِ مشترکی با جشنِ چلهی تموز دارند. همچنین، در بسیاری از فرهنگهایِ اروپایی، انقلابِ تابستانی
(Summer Solstice)
با آیینهایی مانند «جشنِ نیمهی تابستان
» (Midsummer)
در کشورهایِ اسکاندیناوی و «جشنِ سنتجان» در برخیِ کشورهایِ اروپایی گرامی داشته میشود. اما آنچه جشنِ چلهی تابستان را در ایران منحصربهفرد میکند، تلفیقِ آن با باورهایِ اسطورهایِ مربوط به ایزدِ تیشتر و پیوندِ عمیقِ آن با چرخهی کشاورزی و شکرگزاریِ پس از برداشتِ محصول است
.
چلهی تابستان از دیدگاهِ نجوم؛ بلندترین روزِ سال
از منظرِ نجومی، جشنِ چلهی تابستان ریشه در یکی از مهمترینِ رویدادهایِ سالانه دارد: انقلابِ تابستانی. در نجوم، تابستان با انقلابِ تابستانی شروع میشود؛ یعنی زمانی که خورشید در دورترینِ فاصلهی خود از خطِ استوا قرار میگیرد و طولانیترین روزِ سال در نیمکرهی شمالی رخ میدهد. معمولاً روزِ اولِ تیرماه (
۲۱
ژوئن)، طولانیترین روزِ سال در نیمکرهی شمالیِ زمین است. در این روز، خورشید نسبت به روزهایِ گذشته، به اندازهی بخشی از ثانیه بیشتر در آسمان باقی میماند و روز را طولانیتر میکند. دلیلِ این پدیده، انحرافِ
۲۳/۵
درجهایِ محورِ زمین در مدارِ خود به دورِ خورشید است که باعث میشود در روزِ خاصی از سال، فاصلهی منطقهی قطبی با خورشید به حداقل برسد و این پدیده رخ دهد. جالب اینجاست که این پدیده برای گذشتگان نیز شناختهشده بوده و آنها با استفاده از ابزارهایِ سادهای مانند چارتاقیها و ساعتهایِ آبی، طولانیترین روزِ سال را تعیین میکردهاند. حتی
۴
قرن قبل از تولدِ مسیح، برای این روز، تقویمی طراحی شده بود که با استفاده از نورِ خورشید، زمانِ دقیقِ آن مشخص میشد. بنابراین، جشنِ چلهی تابستان نهتنها یک آیینِ فرهنگی، بلکه یک رویدادِ نجومیِ دقیق بوده که نشان از دانشِ عمیقِ ایرانیانِ باستان در زمینهی ستارهشناسی و گاهشماری دارد
.
جشنِ چلهی تابستان، اگرچه امروزه در سایهی جشنهایِ دیگری چون نوروز و یلدا کمرنگ شده، اما همچنان یادگاری ارزشمند از فرهنگِ غنیِ ایرانِ باستان است. این جشن، روایتگرِ پیوندِ عمیقِ انسانِ ایرانی با طبیعت، خورشید، باران و زمین است. شاید احیایِ دوبارهی این آیینِ کهن، بتواند در روزگارِ امروز که بیش از هر زمانِ دیگری به شادی و همبستگی نیازمندیم، شور و حالی تازه به زندگیِ شهریِ ما ببخشد. سونیوز، به عنوانِ رسانهای که همواره به دنبالِ بازنماییِ میراثِ فرهنگیِ این مرزوبوم است، از شما دعوت میکند با بهاشتراکگذاریِ این گزارش، در زندهنگهداشتنِ یادِ این جشنِ فراموششده، سهیم باشید
.
نویسنده : سونیوز
پژوهشیار