سـونیـوز

پایگاه خبری تحلیلی

نسخه چاپی خبر

روز جهانی موسیقی

کد خبر : 12493
09:00
1405/03/31


سونیوز: موسیقی یک زبان جهانی مشترک و قابل فهم برای همه جهان است به طوری که این زبان جهانی را می توان سفیرِ صلح در جهان نامید. ؛ چرا که در جاهایی که دیپلمات‌ها میز مذاکره را ترک می‌کنند، نُت‌های یک ویلون می‌توانند پلِ گفت‌وگو بنا کنند. امروز 21 ژوئن برابر با 31 خرداد، روز جهانی موسیقی است. پس با سونیوز همراه باشید تا موسیقی را از یک زوایه متفاوت دریابیم.


 به گزارش آژانس خبری سونیوز، جهان در آستانه انقلاب تابستانی، خود را برای جشنی بی‌مرز آماده می‌کند که در آن زبان، نژاد و مرزهای سیاسی رنگ می‌بازند؛ جشنی که در آن تنها یک ملکه حکومت می‌کند: موسیقی. روز جهانی موسیقی که هر ساله در ۲۱ ژوئن برابر با اول تیرماه گرامی داشته می‌شود، اکنون به یکی از مردمی‌ترین و فراگیرترین رویدادهای فرهنگی جهان تبدیل شده است. از پاریس تا تهران، از کوچه‌پس‌کوچه‌های بوئنوس آیرس تا آسمان‌خراش‌های نیویورک، میلیون‌ها انسان به خیابان‌ها، پارک‌ها، سالن‌های باشکوه و حتی بالکن خانه‌های خود می‌آیند تا با نواختن، خواندن یا شنیدن، قدیمی‌ترین هنر بشری را پاس بدارند. اما فراسوی شور و هیجان یک جشن جهانی، این روز فرصتی مغتنم برای بازخوانی نقش تمدن‌ساز موسیقی در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی درمانی حیات انسان مدرن است.
 
  موسیقی، کهن‌ترین زبان بشر؛ از استخوان کرکس تا هوش مصنوعی 
 برای درک عظمت آنچه امروز آن را جشن می‌گیریم، باید به عمق تاریخ بازگردیم، به روزگاری که بشر واژه‌ای برای سخن گفتن نداشت اما صدای جهان را می‌فهمید. قدیمی‌ترین سند باستان‌شناختی از موسیقی، فلوت‌هایی از جنس استخوان بال کرکس و عاج ماموت است که در غارهای شوابین آلمان، از جمله غار هوله فلس، کشف شده‌اند و قدمتی بیش از چهل هزار سال دارند. این سازهای شگفت‌انگیز نشان می‌دهند که انسان هوشمند پیش از اهلی کردن حیوانات یا اختراع خط، موسیقی را برای ارتباط با طبیعت، آیین‌های شمنی و پیوندهای اجتماعی به کار می‌گرفت. فلوت بحث‌برانگیز دیویه بابه در اسلوونی که تصور می‌شود ساخته نئاندرتال‌ها باشد، سن احتمالی این هنر را تا شصت هزار سال عقب می‌برد. از ضرب‌آهنگ یکنواخت کوبیدن سنگ بر سنگ در مراسم باران‌خواهی قبایل بدوی گرفته تا سرودهای مذهبی نیایشگاه‌های سومر و مصر باستان و دستگاه‌های پیچیده موسیقی دستگاهی ایران، همگی نشان می‌دهند که موسیقی هرگز تنها یک سرگرمی نبوده، بلکه ستون فقرات معنوی و عاطفی تمدن بشری است. این میراث کهن امروز در قالب هوش مصنوعی آهنگساز و استریمینگ جهانی به حیات خود ادامه می‌دهد و زنجیره‌ای ناگسستنی از غارنشینان گمنام تا نابغه‌های دیجیتال را شکل می‌دهد.
 
فستیوالی که پاریس را تسخیر کرد؛ داستان تولد یک روز جهانی 
داستان روز جهانی موسیقی اما، برخلاف ریشه‌های اساطیری خود هنر، کاملاً مدرن و سرراست است و ریشه در یک ایده جسورانه در کاخ الیزه دارد. در سال ۱۹۸۱، ژاک لانگ، وزیر فرهنگ دولت فرانسوا میتران، به همراه موریس فلوره، موسیقی‌شناس و آهنگساز، تحقیقی میدانی درباره عادت‌های فرهنگی فرانسوی‌ها انجام دادند. نتیجه شوکه‌کننده بود: از هر دو فرانسوی، یک نفر یک آلت موسیقی می‌نواخت، اما موسیقی همچنان در انحصار سالن‌های رسمی و فستیوال‌های نخبه‌گرا باقی مانده بود. لانگ و فلوره شعار «موسیقی همه‌جا هست، اما کنسرت هیچ‌جا» را سر دادند و ایده برگزاری یک جشن رایگان و فراگیر را طراحی کردند که در آن هر کس بتواند در هر گوشه شهر، بیرون از چارچوب‌های رسمی، بنوازد و بشنود. نخستین «فِت دُ لا موزیک» در ۲۱ ژوئن ۱۹۸۲، هم‌زمان با بلندترین روز سال و نمادین‌ترین شب تابستانی، در پاریس متولد شد و بلافاصله به یک پدیده اجتماعی بدل گشت. موفقیت این رویداد چنان چشمگیر بود که به سرعت از مرزهای فرانسه فراتر رفت و امروزه بیش از ۱۲۰ کشور در پنج قاره جهان، از جمله ایران، این روز را گرامی می‌دارند. آنچه در یک شب تابستانی در پاریس شروع شد، حالا به یک زبان دیپلماتیک جهانی بدل شده است که قدرت آن کمتر از یک قطعنامه سیاسی نیست.
 
نت‌هایی که سیاست را می‌رقصانند؛ موسیقی در میدان فرهنگ و قدرت 
اهمیت روز جهانی موسیقی در چشم‌انداز پرآشوب امروز، بسیار فراتر از یک رویداد تقویمی ساده است. در بعد اجتماعی، موسیقی قدرتمندترین ابزار برای انسجام‌بخشی به جوامع چندپاره به شمار می‌رود؛ جشن‌های خیابانی این روز، طبقات اجتماعی، قومیت‌ها و مذاهب مختلف را حول محور یک طبل یا یک گیتار گرد هم می‌آورد و حس تعلق جمعی را تقویت می‌کند. از منظر فرهنگی، این روز ضامن بقای میراث ناملموس ملت‌هاست؛ از نوای کمانچه لرستان و دوتار ترکمن‌ها گرفته تا سنت‌های اپرایی ایتالیا و بلوز سیاهپوستان آمریکا، همه فرصتی برای دیده شدن پیدا می‌کنند. اما شاید مهم‌ترین لایه این رویداد، وجه سیاسی آن باشد. موسیقی همواره در طول تاریخ، صدای معترضان و ستمدیدگان بوده است. در کشورهای تحت حاکمیت سرکوب، نواختن یک قطعه خاص یا خواندن یک ترانه اعتراضی می‌تواند به عمل سیاسی مستقیم تبدیل شود. روز جهانی موسیقی با تبدیل هر پیاده‌رو به یک سن اجرا، فضای عمومی را به حوزه‌ای برای ابراز آزادی‌های مدنی بدل می‌کند و ثابت می‌کند که سیاست می‌تواند بدون حتی یک سخنرانی، صرفاً با یک ریتم پرشور یا ملودی غمگین، نقد شود و تغییر بیافریند.
 
سفیر بی‌مرز صداها؛ جایگاه موسیقی در دیپلماسی فرهنگی 
در  فضای دیپلماسی عمومی، موسیقی از معدود ابزارهایی است که می‌تواند پیش از سیاستمداران و حتی مخالف آنان، قلب ملت‌ها را تسخیر کند. مفهوم «قدرت نرم» که جوزف نای نظریه‌پردازی کرد، در هیچ حوزه‌ای به‌اندازه موسیقی مصداق عملی پیدا نمی‌کند. هنگامی که ارکستر سمفونیک یک کشور در خاک کشوری با روابط متشنج سیاسی اجرا می‌کند، اعضای این ارکستر به سفیرانی فرهنگی بدل می‌شوند که مأموریتشان نه امضای قرارداد، که زدودن غبار بی‌اعتمادی از اذهان است. نمونه درخشان آن، سفر تاریخی ارکستر فیلارمونیک نیویورک به کره شمالی در سال ۲۰۰۸ بود که یخ‌های روابط میان واشنگتن و پیونگ‌یانگ را برای لحظاتی آب کرد. در قاره اروپا، مسابقه یوروویژن سال‌هاست که محملی برای دیپلماسی فرهنگی میان کشورهایی است که گاه درگیری‌های سیاسی ژرفی با یکدیگر دارند. ایران نیز از دیرباز این ظرفیت را دریافته است؛ پروژه «جاده ابریشم موسیقی» با حضور کیهان کلهر و همکاری نوازندگان چینی، هندی و ترکی، نه‌تنها تحسین جهانی را برانگیخت، بلکه تصویری از ایرانِ فرهنگی، صلح‌طلب و ریشه‌دار را به جهان مخابره کرد که هیچ بروشور سیاسی توان رقابت با آن را نداشت.
 

  اروپا، آمریکا و ایران در آینه موسیقی 
برای فهم جایگاه موسیقی در معادلات امروز، مقایسه تطبیقی سه بستر اروپا، آمریکا و ایران راهگشاست. اروپا مهد موسیقی کلاسیک و اپراست؛ میراثی که با نام‌هایی چون باخ، موتسارت و بتهوون گره خورده و امروزه به مدد سرمایه‌گذاری‌های کلان دولتی، ارکسترهای فیلارمونیک برلین و وین همچون نگین‌هایی فرهنگی می‌درخشند. جشنواره‌های تابستانی از سالزبورگ تا گلستونبری اقتصاد خلاق قاره سبز را زنده نگه می‌دارند. در آن سوی اقیانوس اطلس، آمریکا دیگ ذوب صداهاست؛ جایی که بلوز زجرکشیدگان آفریقایی‌تبار در مزارع پنبه جنوب، با گاسپل کلیساها تلفیق شد و راک اند رول، جاز و هیپ‌هاپ را به عنوان سلاح فرهنگی به جهان صادر کرد. آمریکا موسیقی را به صنعتی میلیارد دلاری بدل ساخت و هالیوود و برادوی را به عنوان سفیران لایف‌استایل آمریکایی به سراسر جهان فرستاد. اما ایران داستانی کاملاً متفاوت دارد. موسیقی در ایران بر خلاف بستر غربی که کلیسا حامی اصلی آن بود، همواره در کشاکش میان دربار و مذهب و عرفان زیسته است. از باربد و نکیسا در دربار ساسانی که نخستین نظام‌های مدون موسیقی جهان (خسروانیات) را ساختند، تا نبوغ مکتب اصفهان، موسیقی ایرانی همواره عمیقاً با شعر و عرفان گره خورده است. پس از انقلاب ۵۷، موسیقی در شکل بسته تری ظاهر شد، اما در همین بستر محدود، موسیقی غنی ایرانی هویت خود را حفظ کرد و به تدریج بسیازی از محدودیت ها تسهیل شد. به طوری که  موسیقی امروز در داخل ایران به صورت فراگیر حتی در خارج از کشور نیز  مخاطب دارد .
 
  داروی بی‌عارضه روح؛ موسیقی از دریچه روانشناسی 
اهمیت روز جهانی موسیقی، بُعدی عمیقاً انسانی و روانشناختی نیز دارد که شاید همه‌گیر شدن این جشن را توجیه کند. علم اعصاب مدرن نشان داده است که گوش دادن به یک قطعه موسیقی دلخواه، مراکز لذت در مغز را فعال می‌کند و دوپامین – همان انتقال‌دهنده عصبی که با خوردن شکلات یا رسیدن به موفقیت آزاد می‌شود – ترشح می‌کند. موسیقی ریتمیک با فرکانس‌های خاص، امواج مغزی را از حالت پراسترس بتا به آلفای آرامش‌بخش یا حتی تتای مراقبه عمیق تغییر می‌دهد. از منظر روانشناسی اجتماعی، هم‌خوانی و هم‌نوازی گروهی حس همدلی و پیوند عاطفی را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد و هورمون اکسی‌توسین را در بدن ترشح می‌کند. در دنیایی که سازمان بهداشت جهانی تنهایی را به مثابه یک اپیدمی خاموش معرفی کرده، شرکت در جشن‌های موسیقی خیابانی در چنین روزی، یک مداخله روان‌درمانی جمعی رایگان و بی‌عارضه محسوب می‌شود. موسیقی غمگین نیز بر خلاف تصور رایج، نه تنها حال ما را بدتر نمی‌کند، بلکه با ایجاد فضایی امن برای تخلیه هیجانی (کاتارسیس)، به التیام زخم‌های روانی کمک می‌کند و احساس درک شدن و همراهی را به فرد هدیه می‌دهد.
 
جاودانه‌های صحنه؛ غول‌های موسیقی جهان و ایران 
روز موسیقی، بهانه‌ای برای ادای دین به آنانی است که زندگی خود را وقف خلق اصوات ماندگار کردند. در عرصه جهانی، نبوغ یوهان سباستین باخ، موسیقی را به ریاضیات الهی بدل کرد و لودویگ فان بتهوون با سمفونی نهم خود، مفهوم انسان‌گرایی را فریاد زد. ولفگانگ آمادئوس موتسارت به ما آموخت که زیبایی می‌تواند در عین سادگی، عمیقاً پیچیده باشد. در قرن بیستم، گروه بیتلز انقلابی در فرهنگ عامه به راه انداخت و موسیقی را به ابزار دگرگونی نسلی تبدیل کرد؛ مایکل جکسون با ضرب‌آهنگ‌های بدن‌سوز خود مرزهای نژادی را شکست و باب مارلی، پیامبر صلح از جامائیکا، موسیقی رگه را به آواز آزادی‌بخش مستضعفان جهان بدل ساخت.

در ایران نیز نام‌های درخشانی بر تارک هنر می‌درخشند. محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، تنها یک خواننده نبود؛ او نماد ایستادگی فرهنگی و پاسدار گنجینه آوازی فارسی بود. استاد بنان، گلپای حنجره طلایی، ایرج بسطامی، مرضیه، سوسن، هایده، حمیرا،  برای چندین نسل خاطره سازی کردند و موسیقی ایرانی را تثبیت کردند. حسین علیزاده تار ایرانی را به گفت‌وگو با جهان واداشت. همچنین پرویز مشکاتیان با سنتور و  کیهان کلهر با کمانچه خود، ثابت کردند که موسیقی ایرانی می‌تواند در قلب لندن یا نیویورک اشک بر چشم تماشاگران جاری کند. در کنار این بزرگان، ، محمدرضا لطفی احیاگر مکتب ردیف، و نسل نویی چون همایون شجریان همگی نقشی در تداوم این زنجیره درخشان داشته‌اند.  شهرداد روحانی و بیژن مرتضوی نشان دادند که موسیقی ایرانی و موسیقیدانان ایرانی همواره در صحنه های بین المللی می درخشند.
 
اما نقش آهنگسار بیشتر از هر هنرمند دیگری در هویت بخشی به موسیقی  بسیار مهم است.  آهنسگازانی همچون  زنده یاد روح الله خالقی، زنده یاد پرویز یاحقی، زنده یاد همایون خرم، زنده یاد فریدون خشنود، زنده یاد محمد حیدری، زنده یاد بابک بیات،  زنده یاد واروژان، زنده یاد آندرانیک، جهانبخش پازوکی، انوشیروان روحانی، حسن شماعی زاده، اسفندیار منفردزاده، فرید زلاند، صادق نجوکی، کاظم عالمی، فریدون شهبازیان، مجید انتظامی، شهرداد روحانی، سیاوش قمیشی، بیژن مرتضوی و علیرضا افکاری از جمله هنرمندان آهنگسازی هستند که موسیقی اصیل  و پاپ ایرانی را تثبیت کردند. 

شفا با فرکانس عشق؛ موسیقی‌هایی که درمان می‌کنند 
یکی از شگفت‌انگیزترین وجوه موسیقی که در سال‌های اخیر مورد توجه جدی پزشکی قرار گرفته، قدرت درمانگری آن است. موسیقی‌درمانی اکنون یک رشته دانشگاهی رسمی در بسیاری از کشورهاست. پژوهش‌های بالینی نشان می‌دهد که موسیقی باروک با ریتم شصت ضرب در دقیقه (هم‌نوا با ضربان قلب در حال استراحت) می‌تواند فشار خون و کورتیزول (هورمون استرس) را کاهش دهد. بیماران آلزایمری که اغلب نام فرزندان خود را فراموش می‌کنند، در برابر ملودی‌های دوران جوانی‌شان واکنش‌های عاطفی عمیق نشان می‌دهند و برای لحظاتی از تاریکی فراموشی بیرون می‌آیند. مقیاس‌های خاصی در موسیقی ایرانی مانند دستگاه شور یا ماهور نیز خواص روان‌شناختی ویژه‌ای دارند؛ به عنوان نمونه، جامعۀ سنتی بر این باور است که دستگاه همایون صبحگاهی، سه‌گاه شبانگاهی و ماهور شادی‌آور و رفع‌کننده غم است. فراتر از این، موسیقی‌های مبتنی بر ضرب‌آهنگ‌های دوگوشی (Binaural beats) برای درمان بی‌خوابی و اضطراب، یا پخش موسیقی زنده در بخش‌های مراقبت ویژه نوزادان برای تثبیت علائم حیاتی، نشان می‌دهد که شفا گاه نه در سرنگ، که در سیم‌های یک چنگ یا تار نهفته است. روز جهانی موسیقی می‌تواند آغازی برای توجه سیاست‌گذاران بهداشتی به نسخه‌های فرهنگی برای ارتقای سلامت روان جامعه باشد.
 
تفریحی برای عمق جان؛ موسیقی، از جشن‌های خیابانی تا هدفون‌های شخصی 
اما در پس این همه فلسفه و درمان و سیاست، ساده‌ترین و در عین حال انسانی‌ترین دلیل برای جشن گرفتن موسیقی، «تفریح» است؛ تفریحی که جان را طراوت می‌بخشد و زندگی را از روزمرگی ماشینی نجات می‌دهد. جادوی این روز دقیقاً در قلب فلسفه بنیانگذاران آن نهفته است: رایگان، در فضای باز و برای همگان. رقصیدن بی‌دغدغه در فستیوال «فِت دُ لا موزیک» کنار رود سن، یا ضرب گرفتن روی شانه یک غریبه در جشن‌های پارک لاله تهران در نخستین روز تیرماه، خاطراتی جمعی می‌سازد که سرمایه اجتماعی یک ملت را بازسازی می‌کند. در عین حال، گونه شخصی و خصوصی تفریح موسیقایی را نیز نباید از یاد برد: میلیون‌ها انسانی که با هدفون بر گوش، در مترو یا هنگام پیاده‌روی، از ازدحام شهر به دنیای درون پناه می‌برند. آنها نیز به نوعی هر روز برای خود جشن موسیقی برپا می‌کنند. موسیقی، چه در هیاهوی یک جشن چندصدهزارنفری و چه در سکوت یک اتاق کوچک با یک بلندگوی قدیمی، همان زمزمه ازلی بشر برای ابراز شادی، اندوه و امید است. روز جهانی موسیقی یادآوری می‌کند که قبل از آنکه سخن بگوییم، آواز خوانده‌ایم و شاید آخرین میراثی که پس از خاموشی کلمات باقی خواهد ماند، یک ملودی باشد.

نویسنده : سونیوز
پژوهشیار