به گزارش سونیوز، مصطفی پوردهقان، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، در واکنش به طرح استیضاح سیدستار هاشمی، وزیر ارتباطات، به دلیل عادیسازی دسترسی به اینترنت بینالملل، این اقدام را صدای یک اقلیت محدود در پارلمان دانست که با هر دریچهای به سوی بهبود شرایط مردم مخالفت میکنند.
او با بیان اینکه پیگیریکنندگان استیضاح، همان طیفی هستند که در موضوعات مختلف از مذاکرات بینالمللی گرفته تا اصلاحات اقتصادی و حتی سیاستهای حوزه خودرو، پرچمدار مخالفتاند، تصریح کرد: «این تفکر محدود، فراتر از موضوع اینترنت است. آنها در برابر هر تصمیمی که به آسایش مردم بینجامد، جبههگیری میکنند.»
پوردهقان در ادامه با اشاره به اینکه هنوز نمیتوان وضعیت کنونی اینترنت را یک «فتحالفتوح» نامید، خاطرنشان کرد: «ما تازه به شرایط عادی و معمولی پیش از محدودیتها برگشتهایم و اتفاق خارقالعادهای رخ نداده است. انتظار واقعی، رفع فیلتر پلتفرمهایی مانند یوتیوب و سایر اپلیکیشنهای مورد نیاز مردم است که هنوز محقق نشده.»
این نماینده مجلس با تأکید بر اینکه دولت باید نبض حقیقی جامعه را در دست بگیرد و خود را ملزم به پاسخگویی به خواستههای عمومی بداند، وظیفه مجلس را نیز همسو با همین مطالبهگری خواند و گفت: «نمیتوانیم ببینیم مردم چه میخواهند و سپس بگوییم مردم اشتباه میکنند و ما باید آنها را به مسیر دیگری هدایت کنیم.»
وی با یادآوری شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی یعنی آزادی، استقلال و جمهوریت، این سه اصل را حقوق طبیعی و اولیه مردم برشمرد و عملکرد وزیر ارتباطات را دفاع از همین حقوق و اجرای بیکموکاستِ دستور رئیسجمهور عنوان کرد.
پوردهقان در عین حال، ضرورت توجه به دغدغههای امنیتی و اخلاقی را رد نکرد و افزود: «نهادهای امنیتی باید امنیت فضای مجازی را تأمین کنند و متولیان فرهنگی نیز نسبت به ملاحظات اخلاقی خانوادهها حساس باشند. اما این که به بهانه احتمال خطر، کل فضا را ببندیم، تفکری کاملاً اشتباه است. همه کشورها فیلترهای موردی و هوشمند دارند، نه قطع کامل ارتباط.»
او در پایان ضمن قدردانی از وزیر ارتباطات، احتمال به سرانجام رسیدن استیضاح را با توجه به جایگاه اقلیت این طیف در مجلس، بسیار ضعیف ارزیابی کرد.
تحلیل سونیوز:
نمایندگانی که با رأی مردم، علیه مردم قامت برافراشتهاند
پرسش بنیادینی که افکار عمومی باید از این اقلیت مجلس بپرسد، نه از جنس سیاستورزی مرسوم، که از جنس حسابکتاب ساده شهروندی است: آیا مردم به این افراد رأی دادند تا حقوق اولیهشان را قطع کنند؟ آیا ملت، نمایندهای را راهی بهارستان کرد تا با مذاکره مخالفت کند، درِ اقتصاد را تخته کند، تحریم را جاودانه سازد و اینترنت را در محاق فرو ببرد؟ پاسخ روشن است؛ خیر. اما واقعیت تلختر آنجاست که منافع این جماعتِ اندکشمار، دقیقاً در گروِ همین بستهماندنها، همین فیلترها و همین جنگهای تمامنشدنی تعریف میشود.
این نمایندگان، نه دلسوز امنیت هستند، نه پاسبان اخلاق؛ آنها حامیان کاسبانی هستند که رونق بازارشان در رکود ارتباطات، تحریم و التهاب است. مگر میشود باور کرد که مخالفت با مذاکره و رفع تحریم، دغدغهای ملی باشد، نه پوششی برای حفظ چرخهای اقتصادی که از دلِ بستهماندن مسیرهای شفاف تجارت، سیراب میشود؟ مگر میتوان پذیرفت که فریاد «امنیت اخلاقی» سر دهند، درحالیکه فیلترینگ سراسری، نه تنها گناهی را کم نکرده، که بازار سیاه فیلترشکن را به یکی از پرسودترین تجارتهای زیرزمینی بدل کرده است؛ تجارتی که ردِ پای برخی از همین جریانها در آن پیداست.
اینان همان کسانی هستند که از آبِ گلآلود، ماهی منفعت خود را صید میکنند. برایشان تحریم، نه یک تهدید ملی، که فرصتی طلایی برای دور زدن قانون و انحصارگری است. برایشان فیلترینگ، نه راهکاری فرهنگی، که حصاری محکم دور مردم است تا خودشان با امتیازهای سفید از هر معظلی عبور کنند. برایشان تنش و جنگ، نه فاجعهای انسانی، که ضامن بقای سیطرهای است که در صلح و آرامش، رنگ میبازد.
حالا همین جماعت، وزیری را نشانه رفتهاند که تنها گناه وی اجرای دستور رئیسجمهور و بازگرداندن اینترنت به وضعیت عادی بوده است؛ همان وضعیت عادیای که هنوز تا آزادی واقعی فضای مجازی فاصلهها دارد. استیضاحی که نه از سر دلسوزی، که از سر ترس از دسترفتن انحصار شکل گرفته؛ ترس از اینکه مردم بفهمند جهان بدون دیوارهای تحمیلی هم میچرخد و اتفاقاً امنتر و اخلاقیتر.
کافی است زاویه نگاهمان را کمی بچرخانیم تا واقعیت تلخ آشکار شود: مردم به این نمایندگان رأی دادند تا گره از زندگیشان بگشایند، نه آنکه گرهی تازه بر گرههای کهنه بزنند. اما ظاهراً وکالت ملت، در دستان برخی، تبدیل به وکالت از تحریم و فیلتر و التهاب شده است. و این خیانت در قاموس سیاست، واژهای سزاوارتر از «استیضاح» میطلبد.