سـونیـوز

پایگاه خبری تحلیلی

نسخه چاپی خبر

سرقت هوایی: پرواز تبریز-تهران، نه استانبول-آنکارا!

کد خبر : 12411
17:30
1405/04/05


سونیوز: در شرایطی که سوخت هواپیما با قیمت یارانه‌ای دولتی در باک ایرلاین‌ها ریخته می‌شود، قیمت بلیط یک مسیر یک‌ساعته به بیش از ۸ میلیون تومان جهش کرده است. سونیوز در این گزارش تحلیلی و انتقادی، این « » را زیر ذره‌بین می‌برد و می‌پرسد: جیب مردم تا کجا باید باند فرود این گرانی‌های بی‌حساب و کتاب باشد؟


به گزارش آژانس خبری سونیوز، قیمت بلیت پروازهای داخلی در ایران به طور چشمگیری افزایش یافته و تاکنون هیچ توضیح موجه و قانع کننده ای از سوی مسئولین ارائه نشده است. در حالی نرخ بلیت هواپیما دو برابر می شود که  نه حقوق و درآمدها دو برابر شده است و  نه ناوگان فرسوده هوایی نوسازی شده است.  

حال اگر روزی به شما بگویند سوخت یک پرواز به اندازه یک بطری آب معدنی هزینه دارد، اما بلیت همان پرواز از حقوق یک هفته کارگری هم گران‌تر تمام می‌شود، احتمالاً فکر می‌کنید پای یک شوخی تلخ در میان است. اما این یک شوخی نیست؛ این خلاصهٔ پروندهٔ عجیبی است که در آن، یارانه‌های میلیاردی رنگ سود می‌گیرند و صندلی هواپیما، کالایی لوکس‌تر از هتل‌های اروپایی می‌شود.

تصور
کنید قصد دارید از تبریز به تهران سفر کنید؛ مسافتی که با یک پرواز یک‌ساعته طی می‌شود، باید دست‌کم ۸ میلیون تومان هزینه کنید. ۸ میلیون و چهارصد هزار تومان! یعنی معادل یک‌چهارم حقوق ماهانه یک کارمند رسمی، یعنی گران‌تر از یک هتل ۴ ستاره در استانبول. این یک ترانه یا یک فیلم نیست؛ بلکه واقعیت تلخ بازار پروازهای داخلی در واپسین روزهای بهار ۱۴۰۵ است. قیمت بلیت هواپیما در برخی مسیرهای پرتردد مانند تبریز به تهران و بالعکس، دیگر از مدار منطق و اقتصاد خارج شده و به ابزاری برای خالی کردن جیب مردم تحت عنوان «عرضه و تقاضا» تبدیل شده است. سونیوز در این گزارش تحلیلی و انتقادی، این «پرواز اختصاصی برای پولدارها» را زیر ذره‌بین می‌برد و می‌پرسد: جیب مردم تا کجا باید باند فرود این گرانی‌های بی‌حساب و کتاب باشد؟
 
معمای قیمت: گرانی ۱۰۰ درصدی از کجا آب می‌خورد؟
بلیتی که تا دیروز با قیمتی شناور بین ۳ تا ۴ میلیون تومان فروخته می‌شد، اکنون بدون هیچ توضیحی، دو برابر شده است. پس از این گرانی غیرمنطقی و غیرموجه این پرسش ایجاد می‌شود که وقتی سوخت ارائه شده به این هواپیماها، همان سوخت یارانه‌ای و دولتی است، وقتی حقوق خدمه پرواز سه برابر نشده، وقتی دیروز و امروز هواپیمای ۳۰ ساله، با یکدیگر هیچ تفاوتی نکرده است، پس چرا قیمت بلیت پرواز به صورت ۱۰۰ درصدی گران شده است؟


 
۸ میلیون برای یک صندلی ۴۰ سانتی‌متری: قدرت خرید بلیت در بازار آزاد
به نظر شما ارزش یک بلیت ۸ میلیون تومانی تبریز- تهران در بازار آزاد چقدر قدرت خرید دارد؟ با مجموع هزینه بلیت رفت و برگشت این مسیر شما می‌توانید یک گوشی موبایل هوشمند شیائومی مدل «Redmi A5» خریداری کنید. می‌توانید چند وعده غذای خوب و باکیفیت در یک رستوران لاکچری میل کنید.می‌توانید بیش از صدبار با اسنپ از شرق به غرب تهران بروید. اما ایرلاین‌ها از شما می‌خواهند این مبلغ را بدهید تا روی یک صندلی ۴۰ سانتی‌متری هواپیماهایی که میانگین سنی آن از خلبانان آن بیشتر است، یک ساعت بنشینید و احتمالاً یک کیک و آبمیوه کوچک هم دریافت کنید.



آیا
به نظر شما این «عرضه و تقاضای» آزاد است؟ یا «اقتصاد رانتی». فرآیندی که در آن دولت، سوخت ارزان را در اختیار ایرلاین‌های داخلی خودسر قرار می‌دهد تا آنها نیز با یک انحصارگری مستبدانه همه هزینه‌ها را با نرخ بازار سیاه و بر مبنای دلار ۲۰۰ هزار تومانی محاسبه کرده و قیمت نهایی بلیت پرواز را خودشان برای مسافران تعیین نمایند.
 
بهانه تکراری برای جهش قیمت: می‌خواهیم ضررهای گذشته را جبران کنیم!
هر بار که این گرانی‌های خودسرانه توسط رسانه‌های مستقل نقد می‌شود، یک روایت تکراری و نخ‌نما از سوی شرکت‌های هواپیمایی منتشر می‌شود: «ما در دوره‌هایی تعطیل بودیم، جنگ بود، مسافر نداشتیم، ضرر کردیم و حالا باید جبران کنیم.» این نوع استدلال‌ها، بیش از آنکه یک منطق اقتصادی باشد، یک توهین تمام‌عیار به شعور شهروندان و مسافران ایرانی است. مگر هر کسب‌وکاری در این کشور با ریسک تعطیلی و رکود مواجه نیست؟ مگر مغازه‌سر کوچه، وقتی یک هفته به خاطر آلودگی هوا یا برف تعطیل می‌شود، می‌تواند بعد از بازگشایی، قیمت نان را دو برابر کند و بگوید «می‌خواهم ضرر هفته قبل را جبران کنم»؟ اگر این منطق در هر صنفی جاری شود، اقتصاد ایران باید به گورستان گرانی‌های انتقامی تبدیل شود. اکنون شرکت‌های هواپیمایی به جای صورت‌سازی‌های مالی عجیب و غریب برای توجیه این جهش قیمت، باید به یک سوال ساده پاسخ دهند: اگر واقعاً از پس هزینه‌های عملیاتی‌تان برنمی‌آیید، صورت‌های مالی حسابرسی‌شده خود را منتشر کنید تا مردم ببینند سوخت دولتی کجا در این معادله ناپدید می‌شود و چرا قیمت تمام‌شده یک صندلی در ایران، از بسیاری از کشورهای همسایه که سوخت را به قیمت آزاد می‌خرند، بیشتر است؟
 
واقعیت ماجرا: سوخت تقریباً رایگان، بلیت کاملاً گران!
بر اساس گزارش‌های رسمی و اظهارات مقامات وزارت راه و شهرسازی، قیمت سوخت تحویلی به ایرلاین‌های ایرانی، حدود ۲۰ تا ۳۰ برابر کمتر از میانگین قیمت جهانی سوخت جت یا نرخ‌های منطقه‌ای (مثل فرودگاه‌های ترکیه و امارات) است. این یک تخفیف ۹۵ تا ۹۷ درصدی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر به صورت استاندارد در شرکت‌های هواپیمایی معتبر جهان، هزینه سوخت بین ۲۵٪ تا ۴۰٪ از قیمت تمام‌شده بلیت را تشکیل می‌دهد. در ایران، این عدد با احتساب یارانه، احتمالاً زیر ۵٪ است. پس وقتی بزرگ‌ترین گلوگاه هزینه‌ای در جهان (سوخت) برای ایرلاین ایرانی به حداقل ممکن می‌رسد، این انتظار منطقی وجود دارد که قیمت بلیت نیز متناسب با این مزیت رقابتی، پایین‌تر از میانگین جهانی باشد، نه اینکه رکورد بزند. این یعنی شرکت هواپیمایی، امتیاز سوخت ارزان را می‌گیرد، اما قیمت را طوری محاسبه می‌کند که انگار سوخت را به قیمت آزاد خریده است.
 
نهاد ناظر کجاست؟ مشغول بایگانی شکایات!
در این میان، سازمان هواپیمایی کشوری که قرار بود «ناظر» باشد، گویی به «ناظرِ صامت» تبدیل شده است. چطور به یکباره قیمت یک بلیت می‌تواند ۱۰۰ درصد رشد کند بدون آنکه حتی یک کارگروه اضطراری تشکیل شود؟ آیا این نظارت، «کنترل» دارد؟ گویا نظارت بر قیمت بلیت، به ارسال یک بخشنامه در ابتدای هر فصل محدود شده که با اولین موج سفر، زیر پای شرکت‌ها له می‌شود و پرونده آن برای همیشه در بایگانی خاک می‌خورد.
 
مقایسه پرواز تهران-تبریز با پرواز استانبول-آنکارا
به عنوان نمونه پرواز یک‌ساعته تهران-تبریز به مسافت حدود ۵۵۰ کیلومتر با ایرلاین‌های داخلی، در خرداد ۱۴۰۵ برای مسافر ۸ میلیون و چهارصد هزار تومان (معادل حدودا ۵۰ دلار با نرخ ۱۷۰ هزار تومان) آب می‌خورد. در سوی دیگر، پرواز استانبول-آنکارا با مسافتی تقریبا برابر و همان مدت پرواز و البته کمی بیشتر به‌طور میانگین ۱,۵۰۰ لیر ترکیه قیمت دارد که با نرخ ۳,۸۰۰ تومان به ازای هر لیر، معادل ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان (حدود ۳۳.۵ دلار) می‌شود. به بیان ساده‌تر، بلیت پرواز ایرانی در این مقایسه ۲ میلیون و هفتصد هزار تومان (حدود ۱۷ دلار) گران‌تر از ایرلاین‌های ترکیه تمام می‌شود؛ یعنی مسافر ایرانی ۴۷ درصد بیشتر از مسافر تُرک پول می‌دهد. اما این شکاف قیمتی تنها روی سکه است. روی دیگر سکه، یارانه هنگفت سوخت در ایران است.



جالب است بدانید برخلاف باور عمومی، ایرلاین‌های ترکیه برای پروازهای داخلی سوخت را به قیمت آزاد و مطابق نرخ فرودگاهی بین‌المللی خریداری کرده و حتی یک لیر یارانه سوخت از دولت ترکیه دریافت نمی‌کنند. حمایت‌های دولتی از این شرکت بیشتر در قالب معافیت‌های مالیاتی، تخفیف در حق‌نشست (landing fees) یا تسهیلات خرید هواپیما است، نه پرداخت یارانه به خود سوخت. بنابراین، هواپیماهای ترکیه با هزینه واقعی پرواز می‌کند و سهم سوخت آن در قیمت بلیت بین ۲۵٪ تا ۳۰٪ محاسبه و اعمال می‌شود. در حالی که طبق گزارش‌های رسمی، سوخت تحویلی به ایرلاین‌های ایرانی با قیمت یارانه‌ای ۲۰ تا ۳۰ برابر پایین‌تر از نرخ جهانی محاسبه می‌شود.
 
حال اگر یارانه سوخت در ایران به جیب مردم بازمی‌گشت، قیمت منطقی این بلیت باید حداکثر ۲۰ تا ۲۵ دلار (حدود ۳.۵ تا ۴.۵ میلیون تومان) می‌بود و پرواز ایرانی می‌توانست تقریباً با نصف قیمت پروازهای ترکیش عرضه شود. اما در عمل، این یارانه در لایه‌های پنهان صورت‌های مالی شرکت‌ها بلعیده شده و به سود تبدیل گشته است.



مضاف بر این مسئله، مسافر ایرانی روی صندلی هواپیمای ۳۰ ساله با پذیرایی حداقلی (یک آبمیوه کوچک) می‌نشیند، درحالی‌که مسافر تُرک روی صندلی ایرباس یا بوئینگ ۷ ساله، یک پرس غذای گرم، سالاد و طیف کاملی از نوشیدنی دریافت می‌کند. به زبان ساده، ایرلاین‌های ایرانی حدود ۴۰ درصد گران‌تر، با هواپیمای ۳ برابر پیرتر و خدماتی به‌مراتب ضعیف‌تر از رقیب تُرک خود که حتی یک دلار نیز یارانه نمی‌گیرد، فعالیت می‌کنند.
 
طنز تلخ: آرد رایگان، نان گران‌تر
مقایسه پروازهای ایرانی با پروازهای کشور دوست و همسایه، یعنی ترکیه، یک تناقض بزرگ را ایجاد می‌کند که می‌توان در یک مثال ساده‌تر بیان کرد. تصور کنید دو نانوایی در یک خیابان وجود دارد: نانوایی اول (ایرلاین ایرانی) آرد را تقریباً رایگان از دولت تحویل می‌گیرد، نان را با تجهیرات فرسوده و غیربهداشتی می‌پزد، مشتری را پشت در نگه می‌دارد و هر قرص نان را ۴۷ هزار تومان می‌فروشد. نانوایی دوم (ایرلاین‌های ترکیه) آرد را به قیمت آزاد از بازار می‌خرد، تنور مدرن دارد، با لبخند نان گرم تحویل می‌دهد و همان نان را ۳۴ هزار تومان می‌فروشد. یعنی حدود ۳۸ درصد گران‌تر! حالا سوال این است: پول آرد رایگان نانوایی چه شد؟ چرا با وجود این مزیت بزرگ، محصول نهایی گران‌تر و بدتر از رقیبی است که چنین مزیتی ندارد؟ پاسخ روشن است: آرد رایگان به جای آنکه باعث ارزانی نان شود، در جیب نانوا رفته و مشتری هم نان بدتر را گران‌تر می‌خرد. این یعنی یارانه از یک «حمایت» به یک «ابزار استثمار» تبدیل شده است.
 
یارانه سوخت:  از حمایت دولت تا کلاهبردای از ملت!
به
عبارت ساده‌تر مردم پول سوخت ارزان را می‌دهند، اما همان قیمت جهانی را برای بلیت می‌پردازند. یعنی ایرلاین ایرانی با سوخت تقریباً رایگان، بلیت را به قیمتی می‌فروشد که انگار سوخت را به نرخ آزاد خریده است. این یعنی یارانه سوخت نه‌تنها به جیب مردم نرفته، بلکه به جیب دلالان صنعت هوایی می‌رود و یا توسط شرکت‌ها بلعیده شده و به حاشیه سود تبدیل می‌شود. این فرآیند را می‌توان یک کلاهبرداری تمام‌عیار نامید. چرا که ایرلاین ایرانی سوخت هواپیما را به قیمت یک بطری آب معدنی می‌خرد، هواپیماها را از موزه هوانوردی اجاره می‌کند، و با افتخار بلیت را ۴۷ دلار به مسافران غالب می‌کند و می‌فروشد. در مقابل ترکیش سوخت را به نرخ جهانی می‌خرد، مسافرانش را سوار هواپیمای نو می‌کند، غذای گرم و مفصل می‌دهد و بلیت را ۳۴ دلار می‌فروشد.
 


شکاف نجومی قدرت خرید؛ تحقیر ملی در آسمان
علاوه بر موارد مذکور ارزش پول ملی ترکیه که خود در برابر واحدهای معتبر جهانی نسبتا بی‌ارزش است در برابر ریال ایران به فاصله نجومی رسیده است. یک لیر ترکیه به‌تنهایی ۳۷ هزار برابر از ریال ایران قدرت خرید بیشتری دارد، با این حال، وقتی این نسبت وحشتناک را به پرواز و آسمان تعمیم داده می‌شود، با طنزی تلخ روبرو می‌شویم: یک شهروند تُرک بلیت پرواز یک مسیر بیش از یک‌ساعته استانبول-آنکارا را با ۱,۵۰۰ لیر (معادل ۳۳ دلار یا ۵.۶ میلیون تومان) تهیه می‌کند، در حالی‌که شهروند ایرانی برای تنها یک ساعت در مسیر تهران-تبریز ناچار است ۸ میلیون و چهارصد هزار تومان (حدود ۵۰ دلار) بپردازد. این ۵۳ درصد گرانی بلیت ایرانی در حالی رخ می‌دهد که پول ملی ایران ۳۷ هزار برابر بی‌ارزش‌تر از لیر ترکیه است، و این یعنی شکاف واقعی قیمت نه فقط ۵۳ درصد که در نسبت با قدرت خرید، فاجعه‌ای چندلایه است.

در حالی که ایرلاین‌های ایرانی سوخت را با یارانه دولتی و ۲۰ تا ۳۰ برابر پایین‌تر از قیمت جهانی تحویل می‌گیرند و در مقابل ایرلاین‌های ترکیه حتی یک لیر یارانه سوخت دریافت نمی‌کنند و سوخت را به صورت آزاد خریداری می‌کنند. اما در نهایت مسافر ایرانی ۵۰ درصد بیشتر از مسافر تُرک هزینه پرداخت می‌کند. با یک نگاه واقع‌بینانه می‌توان گفت این دیگر گرانی نیست، این یک مستطیل تلخ از تحقیر ملی ایرانی‌ها به دست ایرلاین‌های داخلی است: پول بی‌ارزش، یارانه رانتی، ناوگان اسقاطی، و جیب خالی مردم.
 
غارت سیستامتیک و قانونمند؛ تاوان سکوت نهادهای ناظر
سونیوز اکنون این پرسش را صریح و شفاف مطرح می‌کند که تا چه زمانی باید در ایران سفر هوایی، فقط برای قشر مرفه و پولدارها در دسترس باشد؟ آیا سیستم حمل‌ونقل هوایی کشور، قرار است به یک تاکسی دربست لوکس برای ثروتمندان تبدیل شود، در حالی که مردم عادی باید با قطارهای کندرو و اتوبوس‌های فرسوده، و جاده‌های ناامن به مسافرت‌های بین شهری بپردازند؟

پرواز ۸ میلیون و چهارصد هزار تومانی برای یک مسیر یک‌ساعته، در شرایطی که سوخت هواپیما با قیمتی ۲۰ برابر پایین‌تر از نرخ جهانی در اختیار ایرلاین‌ها قرار می‌گیرد و تقریبا رایگان محسوب می‌شود، این موضوع را نه یک «افزایش قیمت»، بلکه یک غارت سیستماتیک و قانونمند معرفی می‌کند؛ غارتی که تاوان سکوت نهادهای ناظر و طمع بی‌انتهای برخی شرکت‌های هواپیمایی را مردم از جیب خود می‌پردازند.
 
وقتی پرواز برای ایرانی‌ها آرزو می‌شود!
در شرایطی که دولت به جای نظارت بر عملکرد، فقط یارانه به حساب ایرلاین‌ها واریز کند و چشم‌های خود را می‌بندد تا جیب مردم خالی شود، سود شرکت‌ها نیز تصاعدی افزایش می‌یابد و یک ملت تاوان بی‌کفایتی و طمع را می‌پردازد. تا این چرخه معیوب اصلاح نشود، آسمان ایران برای مردم عادی همچنان یک آرزوی گران باقی خواهد ماند. ما در سونیوز این گزارش را در قالب یک پرونده خبری ثبت کرده و صدای اعتراض شهروندان و مسافران را منتشر می‌کنیم و منتظر پاسخی روشن از سوی متولیان و مسئولان مربوطه می‌مانیم.
 

نویسنده : سونیوز
پژوهشیار