سـونیـوز
پایگاه خبری تحلیلی
نسخه چاپی خبر
ادعای نینویرک تایمز
احمدی نژاد، گزینه آمریکا و اسرائیل برای رهبری ایران
کد خبر :
12361
16:35
1405/02/30
سونیوز: چه میشود اگر دشمن دیروز، متحد امروز باشد؟ و چه میشود اگر این سناریو نه در یک فیلم هالیوودی، که در صفحه اول نیویورکتایمز روایت شود؟ یک گزارش تازه، محمود احمدینژاد را در میانه میدان مینی قرار داده که یک سرش به واشنگتن و تلآویو میرسد و سر دیگرش به سکوتی سوال برانگیز در قلب تهران. اسرائیلی که احمدینژاد وعده محوش را میداد، حالا به روایت همین گزارش برای «نجات» او نقشه کشیده است. گزارش تحلیلی سونیوز را در باره ادعای نیویورک تامیز بخوانید
به گزارش
آژانس خبری سونیوز
، روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز در گزارشی مفصل، ادعاهایی بحثبرانگیز درباره محمود احمدینژاد، رئیس دولتهای نهم و دهم ایران، مطرح کرده که بازتاب گستردهای در محافل رسانهای داشته است. محور اصلی این گزارش، طرح این سناریو از سوی آمریکا و اسرائیل است که در روزهای آغازین یک درگیری فرضی با ایران، به دنبال تغییر حکومت در تهران و روی کار آوردن احمدینژاد به عنوان «چهرهای از داخل نظام» برای مدیریت دوران گذار بودهاند.
نیویورکتایمز مدعی شده است که واشنگتن و تلآویو، همزمان با عملیات نظامی، طرحی را برای «آزادسازی» احمدینژاد از آنچه «حصر خانگی» خوانده شده، طراحی کرده بودند. بر اساس این گزارش، اسرائیل حملهای به محل اقامت او در تهران انجام داد که هدف آن، حذف نیروهای امنیتی محافظ و آزادسازی وی بود. به نوشته این روزنامه، اگرچه احمدینژاد از این حمله جان سالم به در برد، اما پس از آن نسبت به پروژه تغییر حکومت دلسرد و از انظار عمومی ناپدید شد. منابع ناشناس نزدیک به او نیز نقل کردهاند که وی این عملیات را «تلاشی برای آزادسازی» خود تلقی میکرد.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که برخی مقامهای آمریکایی و اسرائیلی بهدلیل مواضع ضدآمریکایی، حمایت از برنامه هستهای و شعارهای تند احمدینژاد در دوران ریاستجمهوریاش، نسبت به بازگرداندن او به قدرت تردید جدی داشتند. با این حال، اختلافات سالهای اخیر او با رهبر جمهوری اسلامی، ردصلاحیتهای متوالی در انتخابات و محدود شدن فعالیتهای سیاسیاش، باعث شده بود تا برخی محافل امنیتی غربی او را گزینهای «قابل استفاده» برای سناریوی دوران گذار ارزیابی کنند. نیویورکتایمز همچنین مدعی شده که احمدینژاد پیش از آغاز عملیات، درباره این سناریو مورد مشورت قرار گرفته بوده است.
در مقابل، واقعیتهای میدانی و اظهارات نزدیکان احمدینژاد، این روایت را با تردیدهای جدی روبهرو میکند. نخست آنکه بلافاصله پس از انتشار شایعات اولیه درباره آسیبدیدن او، اطرافیانش تأکید کردند که وی کاملاً سالم است و هیچ آسیبی ندیده است. ناظران داخلی نیز یادآور میشوند که طبق سابقه، حتی کوچکترین حادثه برای یک چهره سیاسی در ایران بهسرعت رسانهای میشود و پنهانسازی آن در بلندمدت ناممکن است.
دوم، حملهای که نیویورکتایمز از آن به عنوان «حمله به خانه احمدینژاد» یاد میکند، بر اساس اطلاعات موجود به ساختمانی با چندین خانه فاصله از محل زندگی وی اصابت کرده است. این ساختمان در سر کوچه محل سکونت احمدینژاد واقع شده و مشخصاً خود او هدف نبوده است. این ابهام جدی، فرضیه «عملیات آزادسازی» را بهشدت زیر سؤال میبرد.
سوم، ادعای «حصر خانگی» احمدینژاد در طول سالهای اخیر بهکلی بیاساس است. او پس از پایان دوران ریاستجمهوری، آزادانه به نقاط مختلف ایران و کشورهای دیگر سفر کرده، در جلسات عمومی و دانشگاهی حضور یافته و بارها در برابر دوربینها به اظهارنظر پرداخته است. هیچ محدودیتی که بتوان از آن به «حصر» تعبیر کرد، در مورد او اعمال نشده است.
نیویورکتایمز سرانجام نتیجه میگیرد که طرح تغییر حکومت در ایران، برخلاف تصور اولیه واشنگتن و تلآویو، به دلیل مقاومت ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی و ناتوانی در ایجاد فروپاشی سریع، عملاً ناکام مانده است.
در حالی که گزارش نیویورکتایمز با جزئیات فراوان، تصویری جنجالی از یک سناریوی مخفی ترسیم کرده، برای سونیوز پرسشهایی بیپاسخ ایجاد می شود که مخاطب را به تأمل وامیدارد؛ بیآنکه نیاز به جانبداری از هیچیک از طرفین باشد:
۱. از نیویورکتایمز و مقامهای ناشناس: اگراحمدینژاد چنان که ادعا شده پیش از عملیات مورد مشورت قرار گرفته، چه سند یا شاهدی برای این ارتباط محرمانه وجود دارد؟ چرا با وجود سابقه شعار «محو اسرائیل» و تهدیدهای مکرر علیه غرب، محافل امنیتی آمریکا و اسرائیل حاضر شدند روی فردی با چنان کارنامهای به عنوان گزینه دوران گذار سرمایهگذاری کنند؟
۲. از احمدینژاد و نزدیکانش: سکوت رسمی و مشخص در برابر جزئیات این سناریو – از مشورتهای ادعایی تا هدفگیری خانهای در چند قدمی محل سکونت – چه معنایی میتواند داشته باشد؟ آیا او خود را ملزم به شفافسازی درباره این ابهامها نمیبیند؟ چرا تاکنون پاسخی روشن به این ادعا که از سوی برخی محافل غربی «قابل استفاده» تلقی شده، نداده است؟
۳. از گزارش نیویورکتایمز: چگونه میتوان پذیرفت که اسرائیل برای «آزادسازی» احمدینژاد، نه خانه خود او، بلکه ساختمانی در همان کوچه را هدف قرار دهد؟ آیا اساساً میتوان عملیاتی با هدف آزادسازی یک فرد را بدون اطمینان از مکان دقیق وی برنامهریزی کرد؟ این تناقض، تصویر یک سناریوی دقیق اطلاعاتی را مخدوش نمیکند؟
۴. از احمدینژاد: در صورت بیاساس بودن گزارش، چرا شخصاً یا از طریق یک بیانیه رسمی، ادعای «تلقی عملیات به عنوان آزادسازی» را تکذیب نمیکند؟ آیا سکوت معنادار در این مقطع زمانی، خود میتواند به تأویلهای جدید دامن بزند؟
۵. از تحلیلگران مستقل: اگر این گزارش را نه یک افشاگری کامل، بلکه بخشی از جنگ روانی یا عملیات اطلاعاتی بدانیم، خروجی آن – ایجاد تردید در روابط داخلی ایران و متحد نشاندادن یک چهره منتقد حکومت با غرب – به نفع کدام بازیگر تمام میشود؟ و اگر اندکی حقیقت در آن باشد، چرا تاکنون هیچیک از طرفین غربی یا داخلی گام عملی برای اثبات آن برنداشتهاند؟
این پرسشها نه به معنای پذیرش روایت نیویورکتایمز است و نه درصدد تطهیر احمدینژاد؛ بلکه دعوتی است برای عبور از هیاهوی رسانهای و نگریستن به خلأهای آشکاری که یک گزارش جنجالی از خود به جای گذاشته است.
نویسنده : سونیوز
پژوهشیار