سـونیـوز

پایگاه خبری تحلیلی

نسخه چاپی خبر

  گزارش اختصاصی سونیوز | پروندۀ یک بازماندۀ افسانه‌ای:    
زنی که از سه فاجعه دریایی جان سالم به در برد و تایتانیک فقط یکی از آن‌ها بود

کد خبر : 12287
08:00
1405/02/13


سونیوز: شاید تصور کنید چنین کابوس‌هایی برای یک عمر کافی باشد، اما وایولت جساپ تا سال ۱۹۵۰ به کار مهمانداری روی کشتی‌های مختلف ادامه داد. او که حالا دیگر در میان ملوانان و مسافران به «میس آنسینکِیبِل» (خانم غرق‌نشدنی) شهرت یافته بود، باقی عمر را در آرامشِ خشکی و در کنار مرغ‌هایش سپری کرد. وایولت جساپ سرانجام در سال ۱۹۷۱ در ۸۴سالگی چشم از جهان فروبست؛ زنی که نامش برای همیشه کنار سه کشتی افسانه‌ای تاریخ دریانوردی ثبت شد.


اگر تایتانیک را نماد نبوغ و سپس تراژدی بدانیم، سرنوشت زنی را باید خواند که هر سه پردۀ این نمایش پرهیاهوی دریایی را نه از جایگاه تماشاگر، که در میانه آشوب از سر گذراند. وایولت جساپ، مهمانداری ایرلندی-آرژانتینی، نه تنها از غرق کشتی رؤیاها جان سالم به در برد، بلکه پیش و پس از آن نیز در دو سانحۀ بزرگ دیگر حضور داشت؛ گویی طوفان‌ها و کوه‌های یخ و مین‌های جنگی سر سازگاری با او نداشتند. سونیوز در این گزارش اختصاصی، روایت شگفت‌انگیز زنی را بازخوانی می‌کند که تاریخ از او به‌عنوان «خانم غرق‌نشدنی» یاد می‌کند.

کودکی‌ای که با مرگ آغاز شد    
وایولت کنستنس جساپ در دوم اکتبر ۱۸۸۷ از پدر و مادری ایرلندی در آرژانتین به دنیا آمد. زندگی اما از همان ابتدا روی سخت خود را نشان داد: سه خواهر و برادرش یکی پس از دیگری از دنیا رفتند و خود او نیز به بیماری سل دچار شد؛ بیماری‌ای که در آن زمان حکم مرگ‌حتمی داشت. با وجود پیش‌بینی پزشکان، وایولت از این نبرد جان به در برد و انگار تمرین بقا را از کودکی آغاز کرد. پس از مرگ پدر، خانواده به انگلستان کوچ کرد و مادرش برای تأمین معاش، مهماندار کشتی‌های اقیانوس‌پیما شد. وقتی مادر با بیماری نتوانست به کار ادامه دهد، وایولتِ ۲۱ساله ردای مادر را پوشید و پا به دنیای بی‌رحم دریاها گذاشت.

اولین زنگ خطر در المپیک غول‌پیکر    
جساپ پس از دو سال کار برای رویال مِیل لاین، به شرکت وایت استار لاین پیوست؛ همان شرکتی که بعدها نامش با بزرگ‌ترین فاجعۀ دریایی تاریخ گره خورد. نخستین مأموریت او روی کشتی آر.ام.اس اولیمپیک، بزرگ‌ترین لاینر غیرنظامی آن دوران بود. چند ماه پس از سفر افتتاحیه، در سپتامبر ۱۹۱۱، اولیمپیک در نزدیکی جزیره وایت با رزم‌ناو بریتانیایی اچ.ام.اس هاک برخورد کرد. کاپیتان ادوارد اسمیت – که تنها هفت ماه بعد فرماندهی تایتانیک را بر عهده می‌گرفت – با مدیریت بحران، کشتی آسیب‌دیده را به بندر بازگرداند. جالب آن‌که وایولت در خاطراتش کمترین اشاره‌ای به این سانحه ندارد؛ گویی از دید او، این حادثه در برابر طوفانی که در راه بود، تنها نسیمی گذرا به شمار می‌رفت.



شبی که تایتانیک به دو نیم شد    
دهم آوریل ۱۹۱۲ تایتانیک، خواهر بزرگ‌تر اولیمپیک و نماد شکوه صنعتی بریتانیا، راهی نخستین سفر خود شد. کشتی مملو از ثروتمندانی مانند جان جیکوب آستور چهارم و همسر جوانش مِدلین و صدها مهاجر بود که رؤیای آمریکا را در سر داشتند. وایولت، مهماندار درجه یک، روزها را با چیدن گل‌ها، مرتب کردن تخت‌ها و پاسخ به نیاز مسافران می‌گذراند و عادت داشت پیش از خواب، برای تنفس هوای تازه به عرشه برود. شب ۱۴ آوریل اما همه‌چیز تغییر کرد. او در خاطراتش نوشته است: «صدایی مثل خرد شدن یک غول شنیدم.» تایتانیک با کوه یخ برخورد کرده بود.

در حالی‌که مسافران هنوز باور نداشتند «کشتی غرق‌نشدنی» ممکن است به زیر آب برود، وایولت بی‌وقفه بین کابین‌ها می‌دوید، جلیقه نجات به تن مسافران می‌کرد و از همراه داشتن لباس گرم اطمینان حاصل می‌کرد. یکی از افسران کشتی، بسته‌ای را به آغوشش فشرد: یک نوزاد. او را سوار قایق نجات شماره ۱۶ کردند. از دل تاریکی اقیانوس، وایولت تماشاگر لحظه‌ای بود که تایتانیک با «غرش مهیب انفجارهای زیرآبی» به دو نیم شد و در اعماق اطلس ناپدید گشت. صبح روز بعد کشتی کارپاتیا بازماندگان را از آب گرفت. وایولت، هنوز یخ‌زده و بی‌حس، نظاره‌گر زنی ناشناس بود که کودک را از بغلش ربود و بی‌آن‌که کلمه‌ای تشکر بگوید ناپدید شد. ۱۵۰۰ نفر آن شب جان باختند؛ اما او مانده بود.



آخرین پرده؛ شیرجه‌ای از دل مرگ در بریتینیک    
جنگ جهانی اول که از راه رسید، وایولت تسلیم ترس‌هایش نشد. این بار با لباس پرستاری بر عرشۀ کشتی بیمارستانی بریتینیک، خواهر دیگر تایتانیک، خدمت می‌کرد. نوزدهم نوامبر ۱۹۱۶، بریتینیک برای انتقال مجروحان راهی مودروس در یونان شد. دو روز بعد، صدای انفجار مهیب همه را لرزاند: کشتی با مین آلمانی برخورد کرده بود. باز هم تقلا برای سوار شدن بر قایق‌های نجات، این‌بار اما فاجعه شکلی دهشتناک‌تر به خود گرفت. قایق حامل وایولت و ده‌ها نفر دیگر، به‌طرز مرگباری به سمت پروانه‌های عظیمی کشیده می‌شد که هنوز می‌چرخیدند. ۳۰ نفر در آن صحنه تکه‌تکه شدند. وایولت در آخرین لحظه به درون آب پرید، سرش به کیل کشتی برخورد کرد اما زنده ماند. او خود را به قایق دیگری رساند و در میان امواج، فروپاشی بریتینیک را تماشا کرد؛ کشتی‌ای که عرشه‌اش مانند اسباب‌بازی در هم فرو ریخت و با غرشی کرکننده در اعماق دریای اژه ناپدید شد.


نویسنده : سونیوز
پژوهشیار