به گزارش سونیوز، در میان هیاهوی تقویمهای رسمی، رویدادی علمی و غیررسمی به نام «روز جهانی ساعت بیولوژیکی» وجود دارد که هر ساله در ۲۸ آوریل (8 اردیبهشت) گرامی داشته میشود. نامگذاری این روز، فرصتی است تا بشریت نگاه دقیقتری به یکی از شگفتانگیزترین و بنیادیترین نظامهای درونی بدن خود بیندازد: ریتم شبانهروزی یا همان چرخه سیرکادین. این نظام پیچیده مولکولی، که همچون یک رهبر ارکستر خاموش اما قدرتمند عمل میکند، فراتر از صرف خواب و بیداری، تنظیمگر اصلی متابولیسم، خلقوخو، سلامت روان، عملکرد قلب و حتی سیستم ایمنی ما به شمار میرود.
ردپای یک کشف بزرگ؛ از یونان باستان تا نوبل ۲۰۱۷
داستان توجه انسان به ضرباهنگ حیات، قدمتی چند هزار ساله دارد. نخستین جرقههای ثبتشده از این آگاهی را میتوان در متون یونان باستان ردیابی کرد، اما نقطه عطف علمی آن به سال ۱۷۲۹ میلادی بازمیگردد، زمانی که اخترشناس فرانسوی، ژان ژاک دورتو دو مِیران، با آزمایش ساده اما هوشمندانهای روی گیاه حساس (میموزا) کشف کرد که باز و بسته شدن برگهای این گیاه نه صرفاً در پاسخ به نور خورشید، بلکه تابع یک برنامه درونی و نهفته در بافت خود گیاه است. سپس، در دهه ۱۹۷۰، محققان با شناسایی نخستین «ژن ساعت» در مگسهای میوه، به راز سر به مُهری دست یافتند که مسیر علم گاهشناسی زیستی را برای همیشه دگرگون کرد. اهمیت این دستاوردها چنان بود که تقویم علمی جهان، سال ۲۰۱۷ را با نام سه پیشگام این عرصه گره زد: جفری هال، مایکل رُزباش و مایکل یانگ، که به پاس رمزگشایی از سازوکارهای مولکولی کنترلکننده ریتم شبانهروزی، مفتخر به دریافت جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شدند. این دانشمندان با پژوهشهای خود، پرده از این حقیقت برداشتند که اختلال در هماهنگی ریتمهای طبیعی بدن میتواند زمینهساز بروز طیف گستردهای از بیماریهای مزمن، از دیابت و چاقی گرفته تا افسردگی و سرطان شود. جالب است که هرچند خاستگاه دقیق این روز در هالهای از ابهام قرار دارد و ریشه آن به یک سنت غیررسمی در ایالات متحده بازمیگردد، اما ایدهاش درست پس از اعطای این جایزه نوبل، به شکلی جدیتری در سطح بینالمللی مطرح و فراگیر شد.
چرخهای ۲۴ ساعته که فرمانروای تن است
اهمیت روز جهانی ساعت بیولوژیکی در درک این نکته نهفته است که ساعت بدن ما، یک چرخه تقریباً ۲۴ ساعته است که نام علمیاش از دو واژه لاتین «Circa» به معنای «حدود» و «Diem» به معنای «روز» گرفته شده است. این سیستم پیچیده، صرفاً به چرخه خواب و بیداری محدود نمیشود، بلکه فرمانده اصلی ترشح هورمونها (مانند ملاتونین و کورتیزول)، تنظیم اشتها و هضم غذا، نوسانات دمای بدن، فشار خون و حتی نحوه پاسخدهی ما به داروها و درمانهای پزشکی است. مرکز کنترل مرکزی این نظام، هسته فوقکیاسمایی (SCN) در هیپوتالاموس مغز است که از طریق دریافت سیگنالهای نوری از شبکیه چشم، تمام بافتها و اندامهای محیطی را با ساعت مرکزی هماهنگ نگه میدارد. انسانها در گذشتههای دور، پیش از اختراع لامپهای رشتهای، الگوی خواب دو بخشی داشتند و با طلوع و غروب خورشید زندگی میکردند، اما با وقوع انقلاب صنعتی و رواج نور مصنوعی، این پیوند طبیعی گسسته شد؛ بهطوریکه امروزه بخش بزرگی از جامعه مدرن با پدیدهای به نام «نا همزمانی زیستی» دستوپنجه نرم میکند؛ پدیدهای که در آن، برنامه اجتماعی و شغلی فرد با زمانبندی طبیعیِ درونیاش در تضاد قرار میگیرد.
زنگ خطری برای سلامت؛ چرا باید به این روز اهمیت دهیم؟
هدف از اختصاص یک روز به ساعت بیولوژیکی، صرفاً یک مناسبت نمادین نیست، بلکه تلاشی است برای افزایش آگاهی نسبت به تهدیدهای خاموشی که این ساعت ظریف را از کار میاندازند. بر اساس مطالعات، زندگی مدرن امروزی با عواملی نظیر شیفتهای کاری شبانه، سفرهای هوایی طولانی و ناهماهنگیهای هورمونی ناشی از آن، استفاده بیرویه از نمایشگرها در ساعات پایانی شب و تغذیه نامنظم، دائماً در حال بمباران و برهم زدن تعادل این ساعت درونی است. عواقب این ناهماهنگی تنها به خستگی روزانه محدود نمیشود، بلکه میتواند زمینهساز بیماریهای متابولیک، چاقی، دیابت نوع ۲، اختلالات خلقی و حتی افزایش احتمال ابتلا به برخی سرطانها گردد. از این رو، متخصصان بر این باورند که احترام به ساعت بدن و همسو کردن سبک زندگی با روشنایی طبیعی روز، نه یک انتخاب تجملی، بلکه یک ضرورت زیستی برای حفظ سلامت عمومی است. راهکارهایی همچون حفظ زمان ثابت خواب و بیداری حتی در روزهای تعطیل، قرار گرفتن در معرض نور طبیعی صبحگاهی، کاهش استفاده از صفحات نمایشی پیش از خواب و تنظیم ساعت دقیق وعدههای غذایی، از سادهترین و در عین حال مؤثرترین گامهایی هستند که میتوان روز جهانی ساعت بیولوژیکی را با عمل به آنها معنا بخشید و به سلامت بلندمدت هدیه داد.