در غروب چهارمین روز از اردیبهشت سال ۱۳۱۹ خورشیدی، سکوت دیرپای آسمان ایران شکست. تا پیش از آن، صداها از دیوارهای خانهها فراتر نمیرفتند و اخبار با شُتر و اسب و قطار راه میپیمودند تا به گوش مردمان برسند. اما آن شب، صدا بیآنکه سیم و پیکی در کار باشد، همزمان در جان تهران پیچید و گوشهایی را نواخت که هرگز پیش از آن صدای جعبهای سخنگو را نشنیده بودند. ساعت هفت بعدازظهر چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹ بود که دستگاه پخش صدای تهران، نخستین فرستنده رادیویی ایران، رسماً گشایش یافت و برگ تازهای در تاریخ ارتباطات این سرزمین ورق خورد. آن شب، خبرگزاری سونیوز شما را به سفری تاریخی در دل نخستین امواج رادیویی ایران فرا میخواند؛ بازگشتی به رویدادی که مرز میان سکوت و صدا را برای همیشه در ایران جابهجا کرد.
رؤیایی که از دل جنگ برخاست
راه رسیدن به این شب تاریخی اما نه هموار بود و نه کوتاه. شانزده سال پیش از آن، در سال ۱۳۰۳ خورشیدی (۱۹۲۴ میلادی)، وزارت جنگ ایران نخستین گامها را برای ورود فناوری بیسیم به کشور برداشت. جهان آن روزها داشت کشف میکرد که صدا میتواند بر بال امواج الکترومغناطیسی سفر کند و مرزها را پشت سر بگذارد. مارکونی ایتالیایی در آغاز قرن بیستم نشان داده بود که ارتباط بیسیم ممکن است؛ حالا نوبت ایران بود تا سهم خود را از این انقلاب فناورانه بردارد. در اراضی وسیع قصر قاجار، دکلهای موج بلند قد برافراشتند و نخستین تشکیلات بیسیم ایران در عمارت کلاهفرنگی جان گرفت. در ششم اردیبهشت ۱۳۰۵، دو روز پس از تاجگذاری رضاشاه، این ایستگاه با نام «بیسیم پهلوی» در حضور شاه افتتاح شد؛ ایستگاهی که بیشتر کاربرد نظامی داشت و هنوز با رادیوی عمومی فاصله بسیار داشت.
اما رؤیای پخش همگانی صدا همچنان زنده بود. سالهای بعد دستگاههای گیرنده به طور محدود وارد کشور شدند؛ دولت اما نگران بود. از شمال، امواج رادیو شوروی پیامهای کمونیستی را به گوش هر کسی میرساند که دستگاه گیرندهای در خانه داشت. همین دلهره بود که دولتمردان را به فکر ایجاد رادیویی داخلی انداخت؛ رادیویی که نبضش در دست خودشان باشد و صدایش، صدای ایران. سال ۱۳۱۳ هیئت وزیران مقررات استفاده از رادیو را تصویب کرد و مسیر قانونی برای ورود این فناوری گشوده شد. وزارت پست و تلگراف و تلفن مأمور تهیه طرحی برای تأسیس مرکز پخش رادیویی در تهران شد.
زایش رادیو در واپسین سالهای پادشاهی رضاشاه
سال ۱۳۱۶ مقدمات جدی ایجاد مرکز رادیو فراهم آمد و سال ۱۳۱۷ سازمان پرورش افکار تأسیس شد تا محتوایی درخورِ این رسانه نوظهور تولید کند. کار نصب و راهاندازی فرستنده از اواخر سال ۱۳۱۸ آغاز شد. سرانجام در سال ۱۳۱۹ همه چیز مهیا بود؛ تجهیزات فرستنده از شرکت آلمانی تلِفونکِن خریداری و در مرکز بیسیم جاده قدیم شمیران (محل کنونی وزارت ارتباطات) نصب شد. ایران در آستانه ورود به عصر رسانههای همگانی ایستاده بود.
غروب چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹ از همان ساعات اولیه حالوهوای تهران متفاوت بود. از چند روز پیش، روزنامهها خبر گشایش «دستگاه پخش صدای تهران» را منتشر کرده بودند و فرمانداران در میدانهای اصلی شهرها بلندگوهایی کار گذاشته بودند. جمعیت از ساعت شش و نیم بعدازظهر دستهدسته به میدان سپه (امام خمینی کنونی)، برابر عمارت وزارت پست و تلگراف، هجوم آورده بودند. مردمی که اغلب تا آن روز حتی تصویر رادیو را هم ندیده بودند، حالا گرد آمده بودند تا صدایی را بشنوند که از جعبهای سخنگو بیرون میآمد.
همزمان در مرکز فرستنده بیسیم در جاده قدیم شمیران، عمارت با پرچمهای سهرنگ ملی و چراغهای رنگارنگ آراسته شده بود. سردر عمارت در پرتو نورافکنها و چراغهای الکتریکی مانند روز روشن شده بود و چندین رشته چراغ به رنگ پرچم ایران دورتادور دکلهای بیسیم نورافشانی میکرد. هیئت دولت، وزیر دربار شاهنشاهی، رئیس مجلس شورای ملی و دیگر مقامهای بلندپایه کشوری و لشکری در مرکز فرستنده حضور یافتند. همه منتظر بودند تا ولیعهد جوان، محمدرضا پهلوی، با فشردن دکمهای، صدای ایران را برای همیشه در آسمان طنینانداز کند.
اینجا تهران است؛ نخستین کلماتی که بر امواج نشست
ساعت هفت بعدازظهر فرا رسید. در پیشگاه والاحضرت همایون ولایتعهد، دکمه آغاز پخش فشرده شد. سرود شاهنشاهی در فضا پیچید و بلافاصله احمد متیندفتری، نخستوزیر وقت، نخستین سخنرانی تاریخ رادیوی ایران را ایراد کرد. صدای او از بلندگوی بزرگی که در بیرون عمارت وزارت پست نصب شده بود به گوش جمعیت مشتاق میدان سپه رسید و فریاد شادی هزاران نفر به آسمان برخاست. آن شب، برای نخستین بار در تاریخ این سرزمین، صدای یک انسان بیواسطه از نقطهای به نقطه دیگر تهران منتقل شد؛ بیسیم، بیپیک، بیدرنگ.
نخستین برنامهها ساده اما پرمعنا بودند. مرحوم جواد بدیعزاده، خواننده و آهنگساز قدیمی، نخستین کسی بود که آوازش از رادیو پخش شد. قمرالملوک وزیری نیز نخستین بانویی بود که صدایش از رادیو طنین انداخت و ترانه «مرغ سحر» او بیش از حد انتظار مورد توجه مردم قرار گرفت. در کنار آنان، چهرههایی چون ابوالحسن صبا نوازنده ویولن، مرتضی نیداوود نوازنده تار، حبیب سماعی نوازنده سنتور و حسین تهرانی نوازنده ضرب، نخستین هنرمندانی بودند که در رادیو به فعالیت پرداختند.
روزنامه اطلاعات فردای آن شب، پنجم اردیبهشت ۱۳۱۹، گزارش مفصلی از مراسم گشایش منتشر کرد؛ گزارشی که امروز سندی گرانبها از آن لحظه تاریخی است. رادیو تهران، در آغاز، تنها ۸ ساعت در شبانهروز برنامه اجرا میکرد. برنامهها شامل اخبار، موسیقی ایرانی، گفتارهای مذهبی، فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی بود. دنیایی کوچک از صدا که در جعبهای چوبی خلاصه میشد، اما افقهایی بیپایان به روی شنوندگان گشود.
فناوری تازهای که ایران را به جهان پیوند زد
از منظر فنی، نخستین فرستنده رادیویی ایران یک دستگاه موج کوتاه ۲۰ کیلوواتی بود. تجهیزات فرستنده از شرکت معتبر آلمانی تلِفونکِن خریداری شده بود و مهندسان آلمانی در نصب و راهاندازی آن مشارکت داشتند. در آغاز، رادیو تهران دو فرستنده داشت: یکی برای موج متوسط و دیگری برای موج کوتاه. استودیوی موقت در خود عمارت بیسیم پهلوی برپا شده بود. در سال ۱۳۲۷ یک فرستنده جدید در اختیار رادیو قرار گرفت و استودیوی کوچکی در میدان ارگ برای پخش اخبار ساخته شد. در سال ۱۳۳۶ نام «رادیو تهران» به «رادیو ایران» تغییر یافت و در سال ۱۳۴۶ پخش اف.ام و اف.ام استریو نیز آغاز شد.
اما اهمیت این رویداد فراتر از فناوری بود. رادیو در ایران، مانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه، در خدمت پروژه ملتسازی دولت پهلوی قرار گرفت. رسانهای که میتوانست به دورترین نقاط کشور برسد و پیام واحدی را به گوش همگان برساند، ابزاری بینظیر برای ایجاد هویت ملی بود. رضاشاه از همان آغاز به اهمیت رادیو برای ترویج ملیگرایی پی برده بود. در عین حال، شرایط جنگی جهان نیز بر تولد رادیو در ایران سایه افکنده بود؛ جنگ جهانی دوم یک سال پیش از افتتاح رادیو تهران آغاز شده بود و اهمیت ارتباطات بیسیم در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده بود.
صدایی که روزی از بلندگوی میدان سپه به گوش جمعیتی شگفتزده رسید، امروز در موج اف.ام و امواج دیجیتال، در خودروها و تلفنهای همراه و در دورترین نقاط ایران طنینانداز است. اما جوهره آن همان است که در غروب چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹ بود: پلی میان انسانها، راوی قصههایشان و آینهای از فرهنگ و هویتشان. آن شب، سکوت شکست تا صدای ایران برای همیشه در آسمان بماند.
اولین کسانی که در رادیو مشغول شدند
این افراد از میان فرهنگیان و هنرمندان شایسته وبا ذوق انتخاب و از سایر وزارتخانهها به اداره کلانتشارات و تبلیغات منتقل شدند. استاد محمد حجازی ملقب به مطیعالدوله(نویسنده و داستاننویس)،عبدالرحمن فرامرزی(نویسنده و مدیر روزنامه کیهان) حسینقلی مستعان (داستاننویس)، ابوالقاسم پاینده (نویسنده)،ابوالقاسم اعتصامزاده و مشفق همدانی (مترجم)
همچنین برای تعیین خطمشی و سیاست رادیو، شورای عالی انتشارات بر پا شد که اعضای آنعبارت بود از: علامه محمد قزوینی، محمد علیفروغی (ذکاء الملک)، دکتر قائم غنی، دکتر علیاکبر سیاسی (رییس دانشگاه تهران) دکتر رضا زادهشفق، دکتر محمود افشار و استاد علینقی وزیری تشکیل شد
بخش خبر
مسئول تهیه و پخش اخبار رادیو، خبرگزاری پارس بود، که روزگاری آژانس پارس، نام داشت.در ابتدای کار، آژانس پارس اخبار روزنامهها را قیچی میکرد و به دست گویندگان رادیو میداد.اما ر فته رفته، پس از پنج سال، این آژانس به یکخبرگزاری جدی تبدیل شد که علاوه بر تهیه وپخش اخبار رادیویی، هر روز چهار شماره بولتن صبح و عصر از اخبار ایران و جهان تهیه میکرد وبه رایگان در اختیار روزنامهها قرار میداد. گزارشهای رادیویی نیز یا از طریق فرستنده سیاربه طور زنده پخش میشد و یا جریان رویداد، روی نوار، ضبط و در بخش اخبار از رادیو پخش میگردید.
اخبار خارجی از طریق تله تایپ (دستگاه خودکارخبرگیری) که نقش خبرنگار را بازی میکرد، دریافت و سپس توسط مترجمان در مدت کوتاهی ترجمه و برای تنظیم خبر رادیوییتحویل سردبیر اخبار میشد. پس از تنظیم رادیویی، توسط مسئولان خبرگزاری کنترل وبرای پخش به استودیوی رادیو ایران تحویلمیشد. ناگفته نماند از سال ۲۵ تا ۳۸ نیز به مرورهر استانی برای خود (زیر نظر اداره کل انتشارت ورادیو) اقدام به تاسیس رادیو نمود
اولین مدیر کل انتشارات و تبلیغات(اولین مدیر رادیو)
در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت. وی را پایه گذار مجله اصول تعلیمات می دانند. او از جانب احمدشاه لقب صدیق اعلم را دریافت کرد و در سال ۱۳۱۰ به طراحی، تکمیل و اجرای مقدمات تأسیس دانشگاه تهران پرداخت پس از آنکه در بهار ۱۳۱۹ فردی به نام مقدم نتوانست به خوبی اداره کل انتشارات و تبلیغات را تشکیل دهد صدیق اعلم در عهده دار تشکیل این اداره کل شد و امور مختلف رادیو را که از بدو افتتاح رادیو در وزارتخانه و نهادهای مختلف پراکنده بود در اداره کل انتشارات و تبلیغات متمرکز کرد و برای این ادره چنان وجاهتی قائل شد که حکم مدیر کل آن تا سال ۱۳۴۰ توسط نخست وزیر ابلاغ می گردید. وی تا شهریور ۱۳۲۰ در مقام مدیرکل تبلیغات و انتشارات یا به عبارتی مدیر رادیو بود و پس از آن به تناوب چندین بار وزیر فرهنگ شد. در سال ۱۳۵۰ از خدمات دولتی بازنشسته شد اما کرسی تدریس تاریخ فرهنگ اروپا را در دانشگاه تهران در اختیار داشت و استاد ممتاز این دانشگاه بود.
یکی از قدیمی ترین نویسنده ها
حسینقلی مستعان پس از اتمام دوره دبیرستان در دارالفنون مدتی در مدرسه علوم سیاسی به تحصیل پرداخت.وی کار روزنامه نویسی را از سال ۱۲۹۸ آغاز کرد و از ۱۷ سالگی در روزنامه نیمه رسمی ایران فعالیت داشت و نخستین شعرها و داستان های کوتاه خود را در روزنامه های «نسیم شمال، اتحاد و روزنامه ایران» منتشر کرد. قصه نویسی را نیز از سال ۱۳۱۴ در مجله «مهرگان» با نام مستعار «ح.م.حمید» آغاز نمود.او در کار ترجمه هم دست داشت، ترجمه «بینوایان» اثر ویکتور هوگو که از جمله ترجمه های اوست یکی از بهترین ترجمه های بینوایان به شمار می رود.او در سال ۱۳۱۹ مجله «راهنمای زندگی» را منتشر کرد و بدون وقفه از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷ – یعنی ۵۷ سال – قلم زد.
مستعان پس از واقعه شهریور ۱۳۲۰ مدتی به سیاست روی آورد و سردبیر و مدیر برخی از روزنامه های سیاسی آن زمان مانند روزنامه های «اخبار روز، اخبار و دستور» شده و از دهه ۱۳۲۰ برای بعضی از برنامه های رادیو می نوشت. او در سال ۱۳۲۸ رئیس شورای نویسندگان رادیو شد. مستعان بسیار پرکار بود و گاهی در هفته، هفت تا هشت پاورقی و داستان کوتاه می نوشت و همه را مرتب و بدون تأخیر می رساند.
او از سال ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۴۰ در «مجله رادیو» داستان کوتاه می نوشت. اغلب نوشته های او در «مجله رادیو» داستان های پندآموز اجتماعی بود که با یک نتیجه گیری اخلاقی پایان می یافت. بسیاری از داستان های او در برنامه های رادیو استفاده می شد.
او نثری روان و ساده داشت و دارای تخیل قوی بود و در شخصیت پردازی مهارت زیادی داشت. نوشته هایش پیش نویس و پاکنویس نداشت و از همان آغاز کار، شروع به نوشتن می کرد. وی ۱۰۰۰ داستان کوتاه و ۲۰۰ کتاب نوشته است و به مرد هزار داستان شهرت دارد. او مدتی هم به کار نمایشنامه نویسی مشغول شد و طی سال های دهه ۳۰ و ۴۰ نمایشنامه های زیادی برای رادیو نوشت.مستعان در اواخر دهه بیست مدتی به ریاست رادیو منصوب شد.
اولین ناظر متون رادیویی
علی دشتی در سال ۱۲۷۲ شمسی در کربلا به دنیا آمد. او هنگام افتتاح رادیو در ایران عضو اداره شهربانی بود و ریاست دایره راهنمای نامه نگاری را در اداره سیاسی شهربانی به عهده داشت.
او به همراه عبدالرحمن فرامرزی (روزنامه نگار و نویسنده) و چند نفر دیگر جزو اولین کسانی بودند که نظارت بر متون گفتار رادیویی و رسانه های گروهی آن زمان را در حد امکان انجام می داد. هیچ روزنامه ای بدون اجازه این قسمت حتی اجازه چاپ یک آگهی را نیز نداشت. همچنین هیچ جمله ای در رادیو خوانده نمی شد مگر اینکه قبلاً از نظر علی دشتی گذشته باشد. دشتی روزنامه نگاری منتقد و تندرو بود. روزنامه شفق سرخ در نخستین سال های تأسیس، این موضوع را اثبات کرد ولی بعدها او به صورت یک روزنامه نگار خبری طرفدار دولت درآمد.
او به زبان و ادبیات فارسی، عربی و فرانسه تسلط کامل داشت و با زبان های آلمانی و انگلیسی نیز آشنا بود. او سخنوری صحنه ساز بود. شهرت او بیشتر به خاطر نویسندگی است و آثار مکتوبی نیز دارد.
اولین ویراستار متون رادیویی
سعید نفیسی، مورخ، ادیب، منتقد، نویسنده، نمایشنامه نویس، شاعر، لغت نویس، زبان شناس و مترجم، فرزند دکتر علی اکبر نفیسی ناظم الاطبا بود.تحصیلات دوران ابتدایی را در مدرسه شرف و دوران متوسطه را در مدرسه علمیه گذراند. در سال ۱۲۹۷ تهیه مقالات و تصحیح مجله «انجمن ادبی دانشکده» به مدیریت ملک الشعرای بهار به او سپرده شد و در سال ۱۲۹۹ به عضویت انجمن ادبی ایران درآمد. در حدود ۱۳۱۰ به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت و در ۱۳۱۴ عضو پیوسته فرهنگستان ایران شد. او پس از کسب درجه دکتری کرسی تاریخ ادبیات ایران را در دانشگاه تهران به دست آورد. مدتی به عنوان استاد افتخاری در دانشگاه های کابل در افغانستان، قاهره در مصر، پن ژوزف در لبنان، بروکسل در بلژیک، هاروارد در آمریکا، کلمبیا در نیویورک و دانشگاه پرنیستن در نیوجرسی به تدریس پرداخت.
وی ریاست کمیسون رادیو را قبل از افتتاح رادیو به عهده داشت و مسئولیت تهیه و ویرایش گفتارهای رادیو با او بود، زیرا توانایی کم نظیری در نویسندگی داشت و پرکارترین و معروفترین نویسنده زمان خود بود. نثر او ساده و روان بود و بسیار سریع می نوشت.او مردی ساده و قانع بود. محمدعلی فروغی در کابینه خود وی را برای تصدی پست وزارت فرهنگ در نظر گرفت ولی او کرسی استادی را بر مقام وزارت ترجیح داد. ایرج افشار او را یکی از پیشروان پژوهش های ایران شناسی می داند.او سال ها در بسیاری از برنامه های رادیو با موضوع ادبیات و ایران شناسی به عنوان کارشناس مجری در برنامه ها حضور داشت. سعید نفیسی کتابخانه عظیمی داشت که قبل از مرگ آن را در چهار بخش به نهادهای مختلف فروخت و یا به آنها اهدا کرد.
قدیمیترین خواننده مرد
اسماعیل خوانساری مشهور به ادیب خوانساری در سال ۱۲۸۰ متولد شد.کار خور را از مؤذنی مسجد خوانسار آغاز کرد و پس از مدتی نزد اساتید گوناگون گوشه های مختلف ساز و آواز ایرانی را فرا گرفت. او برای هنرش قدر و منزلت زیادی قائل بود، خودش در این باره می گوید:«هیچگاه از کسی در ازای خواندن نوا پول نگرفته ام، زیرا این کار را دون شخصیت یک هنرمند می دانم».
ادیب خوانساری در پاسداری از هنر و شخصیت خود سخت کوشا بود. وی در سال ۱۳۱۹ یعنی در زمان افتتاح رادیو همکاری خود را با این رسانه آغاز کرد و پس از آن نیز با آن همکاری داشت و با شروع برنامه «گلها» از خوانندگان پرکار در این برنامه به شمار می آمد.
قدیمی ترین گوینده
رضا سجادی متولد ۱۲۹۹ فرزند حجت الاسلام حاج سید مصطفی سرابی واعظ و ناطق زبردست بود که در شهر مشهد مقدس به دنیا آمد.وی تحصیلات ابتدایی و متوسط را در موطن خود به پایان رساند و وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. او در سال ۱۳۱۹ به عنوان گوینده در رادیو استخدام شد و قسمتی از برنامه های رادیو توسط او اجرا می شد.رضا سجادی مدتی به ریاست اداره رادیو منصوب گردید و مدتی هم ریاست اداره مطبوعات وزارت پیشه و هنر را عهده دار بود. رضا سجادی ناطقی زبردست، ادیبی پرمایه و شعرشناس بود او اشعار زیادی را در حافظه داشت و هنگام محاوره از اشعار حافظ، شاهد و مثال می آورد.
اولین گوینده زن
قدسی رهبری اولین گوینده خانم، در روز افتتاح رادیو، در تاریخ ۱۳۱۹/۰۲/۰۴ بود. قبل از افتتاح رادیو دونفر از وزرا،عده ای ازاساتید دانشگاه تهران و چند نفر از کارمندان عالیرتبه و مهندسان وزارت پست و تلگراف دریکی از سالن های باشگاه افسران از وی تست گویندگی گرفتند و او نفر اول شد. از جمله کسانی که ازداوطلبان گویندگی تست معلومات عمومی، فن بیان و شعرخوانی می گرفت،استاد ملک الشعرای بهار بود.
قدیمی ترین هنرپیشه و کارگردان
نصرت الله محتشم ۲۸ اسفند ۱۲۹۴ در تهران به دنیا آمد. ده ساله بود که برای اولین بار روی صحنه تئاتر ایفای نقش کرد.وی دانش آموخته دوره ادبی در دبیرستان دارالفنون و حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران بود. و از سال ۱۳۱۹ هنگام تأسیس رادیو، همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.او ابتدا سمت گوینده داشت و بعدها مشاور سرپرست نمایش های رادیو شد. او اولین تنظیم کننده داستان های شب رادیو بود و مدت های مدیدی نیز کارگردانی نمایش های داستان های شب را به عهده داشت. محتشم در عرصه سینما و دوبله نیز فعالیت می کرد.
اولین مسئول تمرین ارکستر رادیو
ابراهیم آژنگ که آغاز حیات وی به دوره قاجار برمیگردد موسیقی را در شعبه موزیک مدرسه دارالفنون نزد استادان فرانسوی آموخت و ردیف ایرانی را نزد میرزا حسین قلی یاد گرفت.در سال ۱۳۱۹ سمت معاونت اداره موسیقی کشور را به عهده داشت و تمرینات گروه موسیقی رادیو به عهده او بود. نوازندگان و خوانندگان رادیو چند ساعت قبل از اجرای زنده برنامه در اداره موسیقی کشور حاضر می شدند و زیر نظر ابراهیم آژنگ به تمرین موسیقی می پرداختند. او در این تمرینات علاوه بر رهبری ارکستر، تنظیم قطعات موسیقی ایرانی برای ارکستر و خوانندگان را نیز به عهده داشت.
یکی از قدیمی ترین ترانه سراها
کریم فکور متولد ۱۳۰۴ در مشهد بود. تحصیلات متوسطه را در زادگاهش به پایان برد و در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.وی فعالیت های هنری را با سرودن شعر و ترانه و همکاری با مطبوعات آغاز کرد. از حدود سال ۱۳۲۴ در اوان جوانی همکاری خود را با رادیو آغاز نمود. او مبتکر ساخت ترانه های دو لهجه ای یا ترانه های دو یا سه نفری بود که از رادیو پخش می شد. سبک ترانه سرایی او روان بود و از بکارگیری کلمات ثقیل پرهیز می کرد. او از ترانه سرایان فعال رادیو بود و هر ماه پنج تا شش ترانه برای خوانندگان رادیو می سرود و در دهه سی و چهل شهرت زیادی پیدا کرد.او با نوشتن فیلمنامه «شاهین ترس» در سال ۱۳۳۳ به جمع دست اندرکاران سینما پیوست اما همکاری خود را با رادیو همچنان ادامه داد.
اولین سخنران
حسینعلی راشد ۱۲۷۶ در تربت حیدریه متولد شد. پدرش روحانی بود. راشد تا ۱۶ سالگی در موطن خود مقدمات زبان و ادب فارسی و عربی، صرف و نحو، منطق و معانی را فرا گرفت و سپس وارد حوزه علمیه مشهد شد. راشد در ۲۸ سالگی عازم نجف شد اما بعد از مدت کوتاهی به ایران بازگشت و در شیراز و اصفهان به کار وعظ و خطابه مشغول شد. کتاب «دو فیلسوف شرق و غرب» از آثار تألیفی استاد راشد می باشد. در سال ۱۳۲۰ به دعوت وزیر فرهنگ وقت - محمد تدین – برای ایراد یک سلسله سخنرانی مذهبی به «رادیو تهران» دعوت شد و حدود سی سال هر هفته یک سخنرانی او در رادیو پخش می شد.استاد راشد علاوه بر رادیو در مدرسه عالی سپهسالار و سپس در دانشکده معقول و منقول در دوره لیسانس و دکترا تدریس می کرد. سخنرانی های استاد راشد در کشورهای همسایه ایران نیز که امواج رادیو ایران را دریافت می کردند طرفداران زیادی داشت.
میراثی که از امواج زاده شد
تأسیس رادیو در ایران همزمان با اوج تحولات ارتباطی در جهان بود. ایران در میان نخستین کشورهای اسلامی بود که به شبکه رادیویی ملی مجهز شد و از این حیث با ترکیه آتاتورک و مصر در یک ردیف قرار گرفت. تأسیس رادیو در ایران، بیست سال پس از آن روی داد که نخستین ایستگاه رادیویی جهان آغاز به کار کرده بود. در همان سال افتتاح، ایران دارای سه فرستنده بود: دو فرستنده موج کوتاه و متوسط در تهران و یک فرستنده کوچک در شیراز.
میراث آن شب تاریخی را امروز میتوان در جایجای تاریخ معاصر ایران دید. از رادیو تهران که با ۸ ساعت برنامه در روز آغاز کرد تا شبکه گسترده صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران که امروز دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی را در بر میگیرد، مسیری طولانی پیموده شده است. جالب آنکه پس از انقلاب ۱۳۵۷، نام رادیو ایران به «صدای جمهوری اسلامی» تغییر یافت، اما در سال ۱۳۸۲ بار دیگر به نام قدیمی خود بازگشت. امروز که رادیو هشتادوپنجمین سال فعالیت خود را پشت سر میگذارد، همچنان رسانهای گرم و صمیمی در کنار مردم ایران ایستاده است؛ رسانهای که در غروب یک روز بهاری در میدانی شلوغ از مردمان مشتاق متولد شد و از آن پس، حتی یک روز هم خاموش نشد.