از اظهارات وزیر ارتباطات و سخنگوی دولت چنین به نظر میرسد که قطع اینترنت همچنان ادامه می یابد. به همین دلیل زمان مشخصی برای اتصال مجدد به شبکه جهانی اینترنت اعلام نمی شود. حتی اظهارات برخی مسئولین این نگرانی را ایجاد کرده که ارتباطات دیجیتال در بستر اینترنت ملی ادامه می یابد و سطح دسترسی به اینترنت جهانی نیز محدود میشود.
واضح است که این شرایط کسبوکارها در سطح وسیعی متضرر میشوند. فروشگاههای اینترنتی، شرکت های خدمات آنلاین، شرکتهای کامپیوتری، بخش های مختلف دیجیتال مارکتینگ، همه و همه در این تاریکی دیجیتال خاموش شده اند. مردم نیز نه تنها از دسترسی به گردش آزاد اطلاعات محروم هستند، بلکه به فرصتهای شغلی،آموزشی و ارتباطی نیز دسترسی ندارند. دانشجویان و صاحبان مشاغل آنلاین، که بیشتر از هر گروه دیگری به اینترنت نیاز دارند، اکنون درگیر انزوای دیجیتال شدهاند. حوزه فرهنگ و هنر هم که داستان غمانگیز خود را دارد. فیلم، موسیقی، نمایش و تبلیغات تجاری در یک شبکه بسته، در سکوت مطلق به سر میبرند.
علاوه بر این مشکلات و چالش ها، ادامه وضعیت فعلی، دیوار ضخیم فیلترینگ را هر روز بلند و بلندتر می کند و مردم نجیب این سرزمین را در نسخه جدیدی از تحریم های داخلی قرار می دهد. به طوری که حتی امکان ارسال پیامک ساده نیز برای کاربران گوشی همراه وجود ندارد و دولت حق ارسال پیامک را فقط برای خود محترم می شمارد. در نتیجه مردم تنها گیرنده و مخاطب هستند! در چنین وضعیت عجیبی است که شهروندان ایرانی حس زیستن در کره شمالی را عینا تجربه میکنند. در حالی که دسترسی به جریان آزاد اطلاعات در هر شرایطی، جز حقوق اولیه شهروندان با هر ملیتی از هر نژاد و مذهبی در هر مختصاتی از جغرافیا به شمار می رود.
داستان قطعی اینترنت نیز روایتهای چندگانه دارد. وزارت ارتباطات در اطلاعیهای اعلام کرده است که اینترنت به دستور سازمانهای امنیتی قطع شده است. در حالی که بالاترین مرجع تصمیمگیری برای قطع اینترنت، شورای امنیت ملی است که اتفاقاً ریاست آن با رئیس جمهور است. ولی به نظر میرسد خود آقای پزشکیان هم از این موضوع بیاطلاع بوده است!

همه این اتفاقات در حالی رخ میدهد که برخی سرویسهای خبری دولتی به طور راحت و آزادانه در پلتفرمهای داخلی و خارجی و بسترهای اینترنت جهانی آزادانه فعالیت میکنند و به همین دلیل این رسانهها بیش از پیش تبدیل به روابط عمومی دستگاههای دولتی و حاکمیتی شده اند و نقش کارگزار دولت را به خوبی ایفا میکنند. به طوری که به جای خبررسانی، اغلب خبرسازی میکنند. در نتیجه با این رویکرد از ماهیت حرفه ای و رسانهای خود دور شدهاند.
نقطه تلخ و تراژیک که اکنون اینترنت و شبکههای اجتماعی مثل سابق تنها به مکانیزم فیلترینگ محدود نیست، بلکه از ریشه قطع شده است. بر همین اساس شواهد نشان میدهد که «اینترنت سفید و باز» فقط برای دولت و خبرگزاریهای وابسته مجاز است و مردم، تنها تماشاگر ارتباطات خاموش در عصر ارتباطات و هوش مصنوعی هستند. تاریخ فراموش نمی کند که در این بزنگاه 90 میلیون نفر آفلاین شدند و صدای مردم دیگر شنیده نمیشود. این محرومیت از شبکه جهانی، فرصتها را یکی پس از دیگری و هر روز بیشتر از دیروز میسوزاند. به طوری که اقتصاد و جامعه را پشت میلههای دیجیتال محبوس میکند.
در این وضعیت اسفناک، رسانههای داخلی نیز تکصدایی و به عبارت دیگر یکطرفه (simplex) شدهاند. مثل یک رادیو قدیمی که فقط یک فرکانس را میگیرد. صدا و سیما نیز از آب گِلآلود و کثیف آکواریوم، ماهی لجنخوار میگیرد و در این بایکوت ملی، هر جور که دوست دارد جولان میدهد. اما همه و همه میدانند که حال هیچ کس اصلاً خوب نیست. این مردم افسرده و فرسوده، غمگین تر از همیشه در این وضعیت هولناک دست و پا می زنند و اکنون که سیاهپوش، داغدار و عزادارند، با جیب های خالی و چشم هایی گریان فقط و فقط در جستجوی یک حال خوب هستند.
فراموش نکنیم هر چند سخت و سنگین، اما این نیز بگذرد...
دکتر فرید حیدری
مدرس دانشگاه / کارشناس رسانه و هوش مصنوعی