روز جهانی دوستی
سوینوز: در میان تمام روزهای تقویم که به جنگها، انقلابها و فتوحات بشری اختصاص دارد، سیام ژوئیه جایی آرام و بیسروصدا برای خود باز کرده است؛ روزی که نه یادبود نبردی خونین، که جشن پیوندی انسانی است. این تاریخ، که از سال ۲۰۱۱ با تصویب سازمان ملل به «روز جهانی دوستی» نامگذاری شد، شاید در نگاه اول در هیاهوی مناسبتهای پرزرق و برق گم شود، اما پیامش از همیشه ضروریتر است: در جهانی که هر روز تقویمش با خبری از تفرقه و خشونت ورق میخورد، یک روز کامل ایستاده است تا بگوید هنوز هم میشود بر مبنای اعتماد و محبت، با هم بودن را انتخاب کرد.
به گزارش آژانس خبری سونیوز، داستان روز جهانی دوستی، همچون خود دوستی، سفری طولانی و پر از شگفتی را پیموده است. کمتر کسی میداند که بذر این ایده جهانی، نه در پایتختهای قدرت، که در قلب تپنده آمریکای جنوبی، در کشور پاراگوئه کاشته شد. به سال ۱۹۵۸ بازگردیم؛ زمانی که جهان در سایه جنگ سرد نفس میکشید و دیوارهای بیاعتمادی ملتها را از هم جدا میکرد.
درست در همین وانفسا، گروهی از فعالان فرهنگی پاراگوئه، رویایی را در سر پروراندند که شاید در نگاه اول سادهلوحانه به نظر میرسید: اختصاص روزی در تقویم جهانی برای گرامیداشت «دوستی» به عنوان یک نیروی سیاسی و اجتماعی. پرسش اصلی آنها این بود: اگر میتوانیم روزی برای کارگران، مادران و حتی عشق داشته باشیم، چرا روزی برای کهنترین پیوند انسانی، یعنی دوستی، نداشته باشیم؟ آنها باور داشتند که محبت و همبستگی، نه فقط یک احساس خصوصی، که یک راهبرد عمومی برای کاهش تنشهای اجتماعی است. این جرقه کوچک، بیش از نیم قرن طول کشید تا به شعلهای جهانی بدل شود.
از یک رویای محلی تا یک مصوبه جهانی
مسیر رسمیت یافتن این روز، خود گواهی بر قدرت «استقامت دوستانه» است. پس از دههها تلاش بیوقفه و فعالیتهای فرهنگی پراکنده در گوشه و کنار جهان، سرانجام سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۱ میلادی، قفل این رویا را گشود. مجمع عمومی این سازمان، با درکی عمیق از بحرانهای جهان مدرن، سیام ژوئیه را به عنوان «روز جهانی دوستی» بر روی کاغذ تاریخ حک کرد. اما چرا این روز اینقدر مهم تلقی شد؟ پاسخ در هدفی نهفته است که فراتر از یک مناسب نمادین ساده است: ترویج اعتماد، احترام متقابل و همزیستی مسالمتآمیز میان ملتها. سازمان ملل با این کار، در واقع سندی را امضا کرد که تأیید میکرد برای ساختن پلهای صلح، به جای فولاد و بتن، به تار و پود عواطف انسانی نیاز داریم. این روز، به تعبیری، یک قطعنامه صلح است که با جوهر محبت نوشته شده، نه با مرکب سیاست.
سه مأموریت پنهان برای نجات جهان
روز جهانی دوستی، فراتر از یک جشن ساده، حامل سه مأموریت حیاتی و بههمپیوسته است که هر یک به تنهایی میتوانند نبض جهان بیمار امروز را التیام بخشند. نخست، ترویج صلح جهانی از مسیری غیرمنتظره. سیاستمداران اغلب به دنبال معاهدات پیچیده برای خاموش کردن آتش جنگها هستند، اما آیا تا به حال فکر کردهاید که یک گفتوگوی صمیمانه میان دو شهروند از دو کشور متخاصم، چقدر میتواند از قدرت تخریبی تبلیغات جنگی بکاهد؟ سازمان ملل هوشمندانه دریافته است که دوستی، واکسنی مؤثر برای پیشگیری از درگیریهاست؛ چرا که شلیک به قلب کسی که روزی با او نان و نمک خوردهای، بسیار دشوارتر است. دومین مأموریت، مقابله با تبعیض و نفرتپراکنی است. در عصر الگوریتمهایی که از خشم و جدایی تغذیه میکنند، این روز مانند یک آتشبس انسانی عمل میکند. این مناسبت، فرصتی است تا با برگزاری کارگاهها و کمپینهای فرهنگی، سنگهای بنای مهربانی را جایگزین دیوارهای تبعیض نژادی و خشونتهای اجتماعی کنیم. و اما سومین و شاید شخصیترین مأموریت، تقویت روابط انسانی و یادآوری این حقیقت علمی است که دوستی، نه یک تجمل، که یک ضرورت زیستی برای بقای روان ماست. تحقیقات نشان دادهاند که انزوای اجتماعی میتواند به اندازه کشیدن روزانه پانزده نخ سیگار برای سلامتی مضر باشد! در مقابل، افرادی که روابط اجتماعی قویتری دارند، نه تنها سپری در برابر استرس و افسردگی دارند، بلکه از سیستم ایمنی قویتری نیز برخوردارند. روز جهانی دوستی، زنگ بیدارباشی است برای شناختن ارزش دوستانی که شاید در هیاهوی زندگی گمشان کردهایم.
جشنهای رنگارنگ در چهار گوشه جهان
نحوه گرامیداشت این روز، به زیبایی تنوع فرهنگهای انسانی، رنگارنگ و شگفتانگیز است. در پاراگوئه، مهد این جنبش جهانی، سیام ژوئیه یک جشن ملی واقعی است. خیابانها مملو از مردمی میشود که کارتهای دوستی و هدایای کوچک را نه فقط با عزیزان، که با غریبهها نیز تبادل میکنند؛ گویی این روز، مجوزی رسمی برای گسترش دایره مهربانی است. در آن سوی کره زمین، در هند، این روز با رنگ و بویی دانشجویی گره خورده است. همزمانی روز جهانی دوستی با جشنهای محلی، بهانهای میشود تا دانشآموزان با بستن دستبندهای رنگارنگ دوستی بر مچ یکدیگر، عهد رفاقت را به شیوهای نمادین و پر شور تجدید کنند. و در ایالات متحده آمریکا، این روز چهرهای کاملاً مدرن و دیجیتال به خود گرفته است. فضای مجازی از هشتگهای مرتبط، عکسهای نوستالژیک و پیامهای محبتآمیز آکنده میشود و جالب اینجاست که برندهای بزرگ تجاری نیز از این موج انسانی برای کمپینهای اجتماعی و خیریه الهام میگیرند، ثابت میکنند که در دنیای سرمایهداری هم میتوان رگههایی از نوعدوستی یافت.
نمادها: زبان بیصدای دوستی
هر مناسبت جهانی با نمادهایش در حافظه جمعی بشریت جاودانه میشود و روز جهانی دوستی گنجینهای غنی از این نمادها را آفریده است. دستبندهای دوستی، شاید سادهترین و در عین حال عمیقترین این نمادها باشند؛ حلقهای از نخهای رنگی که به دور مچ پیچیده میشود و چون پیمانی نانوشته، یادآور حضوری است که حتی در فاصلهها نیز حس میشود. کارتهای تبریک نیز، علیرغم عصر دیجیتال، هنوز طلسم خود را نشکستهاند و دریافت یک متن دستنویس از یک دوست قدیمی، گرمایی دارد که هیچ پیکسل صفحهنمایشی قادر به بازآفرینی آن نیست. فراتر از این موارد فردی، فعالیتهای اجتماعی و خیریه نیز به ستونهای اصلی این روز بدل شدهاند؛ گویی انسانها دریافتهاند که یکی از نابترین اشکال دوستی، امتداد دادن دست یاری به سوی کسانی است که هرگز ندیدهایم. و سرانجام، فعالیتهای آنلاین با تمام نقدهایی که بر سطحی شدن روابط وارد میکنند، در این روز به پلی برای بازسازی پلهای سوخته تبدیل میشوند؛ جایی که یک پیام ساده «دلم برای خندههایت تنگ شده» میتواند فاصله سالها دوری را از میان بردارد.
نقش معمار بزرگ: سازمان ملل و فراتر از آن
سازمان ملل متحد، به عنوان معمار و پاسدار این روز، نقشی فراتر از یک برگزارکننده ساده ایفا میکند. این سازمان هر ساله با انتشار پیامهای رسمی و کمپینهای فرهنگی هدفمند، تلاش میکند تا دوستی را از یک مفهوم انتزاعی به یک دستورکار عملی و سیاسی تبدیل کند. برگزاری کارگاههای آموزشی در دل جوامع بحرانزده برای آموزش همزیستی مسالمتآمیز، و حمایت قاطع از کمپینهای جهانی ضد خشونت و ضد تبعیض، نشان میدهد که از نگاه این نهاد بینالمللی، دوستی یک بازی کودکانه نیست، بلکه یک استراتژی امنیتی نرم و بلندمدت است. این تلاشها، پاسخی است به این پرسش که چرا دنیایی با این همه پیشرفت، هنوز در آتش تعصبات میسوزد.
اهمیت یک روز در جهانی که از هم میگسلد
در نهایت، اهمیت روز جهانی دوستی را باید در سایه سنگین تیترهای خبری امروز جستجو کرد؛ در دل جنگها، بحرانهای اجتماعی، و چالشهای جهانی هولناکی که هر روز بر شدتشان افزوده میشود. این روز، فانوسکی کوچک اما پرنور در تاریکی است که به ما یادآوری میکند قبل از هر چیز، انسانیم و سرنوشتمان به هم گره خورده است. روز جهانی دوستی زمزمه میکند که فرهنگ صلح، نه با امضای پیمانهای بزرگ، که با خندیدن بر سر یک میز شام، با به اشتراک گذاشتن یک کتاب و با ساختن خاطرات مشترک شکل میگیرد. این روز نشان میدهد که هر رابطه صمیمانه، آجری است در بنای همکاریهای بینالمللی و صلحی پایدار؛ جهانی بهتر، نه در انتظار قهرمانان اسطورهای، که در گرو تلاشهای کوچک روزمره ما برای مهربانتر بودن است.
دعوت به یک انقلاب آرام
پس در این روز، بیش از هر چیز، به یک انقلاب آرام دعوت شدهایم. برای مشارکت در این جنبش جهانی، نیازی به کارهای بزرگ نیست. میتوان با ارسال یک پیام صمیمانه به دوستی قدیمی که سالهاست صدایش را نشنیدهای، جرقهای از نوستالژی و شادی را روشن کرد. میتوان جشنی کوچک و بیتکلف در خانواده ترتیب داد و ارزش کسانی را که همیشه بدیهی فرض کردهایم، یادآوری کرد. میتوان با شرکت در یک فعالیت خیریه، مفهوم دوستی را به غریبهای نیازمند گسترش داد، و یا با انتشار یک پست دوستانه در شبکههای اجتماعی، به جای دامن زدن به منفیبافی، قطرهای به اقیانوس محبت آنلاین افزود. روز جهانی دوستی، در نهایت، یک یادآوری ساده اما حیاتی است: شاید نتوانیم جهان را یکشبه تغییر دهیم، اما مطمئناً میتوانیم دنیای یک نفر را با هدیه ساده دوستیمان، برای همیشه زیر و رو کنیم.
نویسنده : الساسادات میرزاده