سـونیـوز
پایگاه خبری تحلیلی
نسخه چاپی خبر
روز جهانی رقص
کد خبر :
10394
14:30
1405/02/09
سونیوز: تصور کنید ساعتی در تقویم جهانی وجود دارد که در آن، یک حرکت ساده بدن میتواند پلی میان فرهنگها، زبانها و ایدئولوژیهای متضاد باشد؛ بیآنکه حتی یک کلمه ردوبدل شود. در ۲۹ آوریل، مصادف با روز جهانی رقص، زمین زیر پای میلیونها انسان نه از جنس لرزههای پوسته، که از شوق ضربآهنگی مشترک میلرزد. اما پشت این شور همگانی چه رازی نهفته است که یک جراح مغز را به تحسین وا میدارد و یک دیپلمات کهنهکار را به تکاپو؟ پاسخ را باید در تکانهای موزونی جستوجو کرد که تاریخ از یاد برده، ولی بدن ما هرگز فراموششان نکرده است.
به گزارش آژانس خبری سونیوز
، امروز، چهارشنبه ۲۹ آوریل ۲۰۲۶، مصادف است با روز جهانی رقص؛ مناسبتی که هر سال نه فقط اهالی هنر، که پژوهشگران علوم اعصاب، فعالان اجتماعی و حتی سیاستمداران را به بازاندیشی در مفهوم حرکت وا میدارد. این روز که از سال ۱۹۸۲ به ابتکار شورای بینالمللی تئاتر و با همکاری یونسکو پایهگذاری شد، زادروز ژان ژرژ نوِر، پدر باله مدرن، را جشن میگیرد. اما آنچه در این چهار دهه رخ داده، دگردیسی یک بزرگداشت هنری به پدیدهای چندلایه است که تاروپود سلامت روان، هویت فرهنگی و حتی مذاکرات غیررسمی بینالمللی را به هم میبافد.
در نگاه نخست، شاید رقص را صرفاً توالی دلپذیری از حرکات بدن بر بستر موسیقی بدانیم، اما کافی است نگاهی به پژوهشهای تازه بیندازیم تا درکمان از این زبان بیکلام دگرگون شود. مطالعات منتشرشده در مجله عصبشناسی «Nature Human Behaviour» نشان میدهد که رقص هماهنگ، حتی در قالب حرکاتی ساده، سطح اکسیتوسین را افزایش میدهد و همزمان فعالیت بخشهای مرتبط با استرس را در مغز کاهش میدهد. به بیان سادهتر، رقصیدن گروهی یک پیوند شیمیایی خاموش میان افراد ایجاد میکند که مشابه همان حس اعتماد و همدلیای است که انسانها در سپیدهدم تمدن با آن آتش روشن میکردند و شکار را جشن میگرفتند. این شاید توضیح دهد که چرا در بحرانیترین لحظههای تاریخ، از همهگیری کرونا گرفته تا اعتراضهای مدنی، نخستین واکنش بدوی آدمی، رقص بوده است؛ کافی است تصاویر مردمی را به یاد آوریم که در بالکنهای قرنطینه، بیاختیار شروع به تکان خوردن کردند، یا جوانانی که در خیابانهای سراسر جهان، شادی و خشم خود را در قالب رقصهای خیابانی به نمایش گذاشتند.
از همین منظر، شورای بینالمللی تئاتر امسال نیز در پیام رسمی روز جهانی رقص، بر «قدرت شفابخش حرکت» انگشت گذاشته است. این پیام که هر سال توسط یکی از چهرههای برجسته جهان رقص نگاشته میشود، در ۲۰۲۶ از زبان شخصیتی صادر شده که خود پلی میان سنتهای شرقی و غربی ساخته است و از رقص بهعنوان «ابزاری برای دوختن زخمهای نامرئی جامعه» یاد میکند. پیامی که بیسروصدا، دیپلماسی فرهنگی را در بطن خود حمل میکند: وقتی پاها به جای اسلحه به نرمی روی زمین کشیده میشوند و دستها بهجای مشت، منحنیهای هماهنگی را ترسیم میکنند، مرزهای ژئوپلیتیک برای لحظاتی محو میشوند. بیدلیل نیست که پروژههای مشترک رقص میان کشورهای دارای تنش، مانند بالههای صلح در خاورمیانه یا ورکشاپهای مشترک رقصندههای دو کره، معمولاً سریعتر از میز مذاکره نتیجه میدهند.
در لایهای دیگر، روز جهانی رقص آیینهای در برابر تنوع فرهنگی سیاره ماست. از بودای درویشی قونیه در ترکیه که رقص سماعش انسان را به گردش کهکشانها پیوند میزند، تا رقصهای آمازونی که پاهایی گلآلود را به زبان ارواح جنگل بدل میکند؛ از باله کلاسیک روسی با آن خشونت ظریف و مهندسیشده، تا هیپهاپ برخاسته از خیابانهای برانکس نیویورک. همه اینها امروز روی یک صحنه مجازی گرد هم میآیند. امسال، کارزار دیجیتال #DanceEverywhere بار دیگر هزاران ویدئو از بامهای تهران تا میدانهای بوئنوسآیرس را روانه شبکههای اجتماعی کرده است؛ جنبشی که نشان میدهد نسل دیجیتال بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد بدن واقعی خود را در فضای ملموس حس کند، حتی اگر این حس قرار باشد از دریچه دوربین گوشی همراه به اشتراک گذاشته شود.
اما شاید تکاندهندهترین زاویه روز جهانی رقص، ارتباط آن با سلامت روان در جوامع شهری باشد. افسردگی و اضطراب، طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، دو اپیدمی خاموش قرن بیستویکماند و جالب آنکه برخی درمانگران اکنون نسخهای عجیب میپیچند: «فقط برقصید». برنامههای درمانی مبتنی بر رقص و حرکت، موسوم به DMT، در کشورهای اسکاندیناوی بخشی از پروتکل رسمی توانبخشی روانی شدهاند و نتایج اولیه حاکی از آن است که همآهنگی بدن با ریتم، شبکههای عصبی آسیبدیده پس از تروما را به شکلی دوباره سیمکشی میکند که دارو بهتنهایی قادر به انجام آن نیست. گویی در ۲۹ آوریل، جهان یک بار دیگر به خود یادآوری میکند که یکی از پیشرفتهترین داروخانهها، درون عضلات و مفاصل خود ما جای دارد.
در نهایت، رقص نوعی امضای زیستی انسان بودن است؛ چیزی فراتر از سرگرمی. روز جهانی رقص ۲۰۲۶، با همه جشنها، فلشمابها، اجراهای خیابانی و کارگاههای آموزشیاش، عملاً از ما میپرسد: «آخرین باری که اجازه دادی بدنت حرف بزند، کی بود؟» شاید پاسخ همین سؤال بتواند پرده از راز آن یگانگی باستانی بردارد که تمدنها را روی ویرانههایشان بازسازی کرد، بیآنکه به فرهنگ لغت نیاز داشته باشد. امروز، درست در لحظهای که یک کودک افغان در اردوگاه پناهجویان خودبهخود شروع به چرخیدن میکند و یک سالمند ژاپنی در پارکی در توکیو هماهنگ با ملودی قدیمی گام برمیدارد، همان زبان باستانی دوباره زنده میشود؛ زبانی که تنها با یک نیمفاصله از تپش قلب میگوید: «تو تنها نیستی.»
نویسنده : سونیوز
پژوهشیار